ادبیات ارنست همینگوی

نقد داستان تپه هایی چون فیل هایی سفید

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

تپه هایی چون فیل های سفید –  Hills Like White Elephants

نویسنده: ارنست همینگوی – Ernest Hemingway 

سال: ۱۹۲۷ 

نقد داستان تپه هایی چون فیل هایی سفید

نقد داستان تپه هایی چون فیل هایی سفید

در داستان کوتاه تپه هایی چون فیل هایی سفید اثر ارنست همینگوی، با مضامینی همچون اتکا کردن، ارتباط برقرار کردن، نارضایتی، تغییر و کشمکش مواجه می شویم. داستان که به صورت سوم شخص و توسط یک راوی ناشناس روایت می شود، در یک ایستگاه قطار در اسپانیا رخ می دهد. مکان و زمان داستان دارای اهمیت زیادی است چرا که نماد جایگاه دو قهرمان داستان در زندگی است. آن ها در یک تقاطع قرار دارند و همان طور که در صحبت هایشان مشخص است، هنوز مطمئن نیستند چه مسیری را در پیش بگیرند. با وجود این که خواننده هیچ گاه به صورت دقیق متوجه نمی شود آمریکایی و جگ درباره چه چیزی صحبت می کنند (یک عمل ساده)، ولی بسیاری از منتقدان متفق القول بر این باورند که منظور آن ها از عمل، سقط جنین جگ است. خواننده به وضوح متوجه می شود که آمریکایی معتقد است این عمل باید انجام شود ولی جگ از آن سو، هنوز تردید دارد. 

همینگوی با کمک نماد پردازی، غیرمستقیم به خواننده نشان می دهد که جگ احتمالا حامله است و باید تصمیمی در این باره بگیرد. در یک سمت منظره داخل داستان هیچ درختی وجود ندارد (زمین لم یزرع) و به تبع آن، سایه ای دیده نمی شود. از سوی دیگر در آن سوی منظره دشت و مزرعه و درختانی دیده می شود که تا حاشیه رودخانه ابرو امتداد یافته اند (زمین حاصلخیز). دو ردیف خط آهنی که در ابتدای داستان به آن ها اشاره می شود، نماد دو مسیر و انتخابی هستند که جگ پیش رو دارد. او می تواند با سقط موافقت کند (چیزی که آمریکایی می خواهد) یا بچه را نگه دارد. 

نماد پردازی همینگوی در همان اوایل داستان شروع می شود. جایی که جگ می گوید این تپه ها شبیه فیل های سفید هستند. این صحبت جگ اهمیت زیادی دارد چرا که با کمک همین تشبیه است که خواننده ممکن است متوجه شود جگ و آمریکایی درباره چه موضوعی صحبت می کنند. فیل سفید موهبتی است که شخص ممکن است به آن صورت طالب آن نباشد، یا چیزی که چندان متناسب وضعیت فعلی زندگی نیست. در این جا، منظور از فیل سفید، بچه به دنیا نیامده جگ است. مسلما این بچه چندان متناسب وضعیت فعلی زندگی آمریکایی نیست. بنابراین او از جین می خواهد که عمل سقط را انجام دهد. عملی که آن طور که مرد با اطمینان می گوید، «یک عمل خیلی ساده است.» 

از همان ابتدای داستان معلوم است که جگ به آمریکایی متکی، یا به عبارت بهتر وابسته است. این قضیه هنگام سفارش نوشیدنی مشخص می شود. جگ اسپانیایی بلد نیست به همین دلیل از آمریکایی می خواهد که چیزی برایش سفارش بدهد. با این حال، در پایان داستان خواننده آن قدر مطمئن نیست که آیا واقعا جگ هنوز به آمریکایی نیاز دارد یا خیر. بدون تردید جگ از نحوه گذران زندگی شان ناراضی است. او در جایی می گوید: «فقط به چیزهای مختلف نگاه می کنیم و نوشیدنی می خوریم. مگه کار دیگه ای می کنیم؟» این گفته جگ اهمیت زیادی دارد، چون نه تنها نشان می دهد جگ از نحوه زندگی خودش و آمریکایی راضی نیست (که در یک چمدان خلاصه شده است)، بلکه هم چنین نشان می دهد که او آمادگی پذیرش تغییر را دارد (آماده بچه دار شدن). هم چنین به نظر می رسد ارتباط بین جگ و آمریکایی به پایان خود رسیده است. به خصوص این مساله در پایان داستان دیده می شود. جایی که آمریکایی در نوشگاه مشغول نوشیدن می شود در حالی که جگ هم چنان پشت میز باقی می ماند. آن ها از یک دیگر جدا می شوند. 

نوعی حس محدودیت هم در داستان دیده می شود. به ویژه این مساله در مورد آمریکایی صدق می کند. او معتقد است بچه ارتباطشان را عوض می کند. وقتی جگ می گوید: «ما می تونیم کل دنیا رو داشته باشیم» آمریکایی در جواب می گوید: «نه، نمی تونیم. دیگه مال ما نیست.» خواننده با توجه به این دیالوگ ها متوجه می شود که اگر جگ بچه دار شود، اوضاع برای آمریکایی تغییر می کند و این تغییر (از نظر آمریکایی) منجر به بدتر شدن اوضاع می شود. بچه باعث محدود شدن آمریکایی می شود و اجازه نمی دهد او زندگی مد نظر خودش را پی بگیرد. 

همینگوی داستان تپه هایی چون فیل های سفید را با یک پایان باز تمام می کند. به طور دقیق مشخص نمی شود که جگ به سقط رضایت داده است یا خیر، ولی می شود حس کرد که جگ دیگر خود را به آمریکایی وابسته نمی بیند. او متوجه شده است که این رابطه احتمالا به آخر خط رسیده است و وقتش رسیده که زندگی تازه خود را بدون آمریکایی شروع کند. در پایان داستان، جگ قوی تر از ابتدای داستان به نظر می رسد. این مساله در جایی مشخص می شود که او از آمریکایی می خواهد حرف نزند. به نظر می آید جگ تمام شنیدنی ها را شنیده و تصمیمش را گرفته است (در مورد بچه و این رابطه). ولی تصمیم جگ برای خواننده آشکار نمی شود. در پایان، چیزی که خواننده در مورد آن به یقین می رسد این است که آمریکایی می خواهد با استدلال و منطق جین را مجاب به سقط کند (بدون بچه می توانند همین زندگی را ادامه بدهند)، ولی جین متوجه شده است که حتی بدون بچه هم ارتباطش با آمریکایی مثل سابق نخواهد شد. 

منبع: Sitting Bee

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو