پابلو پیکاسو نقاشی

نقد نقاشی پرتره نشسته دورا مار

به این نقد امتیاز بدهید

پرتره نشسته دورا مار – Portrait of Dora Maar Seated

نقاش: پابلو پیکاسو – Pablo Picasso

سال: ۱۹۳۷

نقد نقاشی پرتره نشسته دورا مار

نقد نقاشی پرتره نشسته دورا مار

پرتره نشسته دورا مار که پیکاسو در سال ۱۹۳۷ طراحی کرد، به یکی از برجسته ترین آثار او تبدیل شد. دورا مار عکاس، نقاش و شاعر فرانسوی در آن زمان به معشوق تازه پیکاسو تبدیل شده بود و به این ترتیب، به منبع الهام چند کار مهم او بدل شد. دورا مار در آرژانتین بزرگ شده بود. در مقایسه با عشاق پیشین، مار به دلیل رگ و ریشه های اسپانیولی اش با پیکاسو احساس نزدیکی بیش تری می کرد. آن ها در سال ۱۹۳۶ و در حلقه های هنری سورئالیست های پاریس با هم آشنا شدند. مار خودش یک عکاس سورئالیست بود، ولی گهگاهی با جناح مخالف سورئالیست ها همکاری می کرد که تحت نظر ژرژ باتای، فیلسوف فرانسوی فعالیت می کردند. باتای هرگونه تصوری در باب تمامیت، کلیت، یا انسجام در «من» را رد می کرد و بر تجزیه، سادیسم و مرگ تاکید می کرد. خشونتی که پیکاسو در آثار دهه ۱۹۳۰ خود به کار می گرفت از نظر فکری شبیه تفکرات باتای هستند. ولی پیکاسو و دورا مار به تدریج متوجه شدند که موضوعات مشترک بیش تری دارند که می توانند در مورد آن صحبت کنند، و لازم نیست حتما در مورد سورئالیسم بحث کنند. درست مانند بقیه چپ ها، این دو نفر هم یک چشمشان متوجه اتفاقات اسپانیا بود. مار حتی در روند تولید گرنیکا، دیگر اثر مشهور این دوره زمانی پیکاسو هم نقش داشت. نقاشی در همان استودیویی خلق شد که مار ایجاد کرده بود. خود مار هم چند عکس از روند خلق نقاشی ثبت کرد. 

پرتره نشسته دورا مار همراه با دو اثر دیگر پیکاسو، گرنیکا و زن گریان در یک سال تولید شدند. در همین سال بود که پیکاسو سرکوب مردم اسپانیا توسط ژنرال فرانکو را محکوم کرد. او معتقد بود این اقدامات «یک جنگ واکنشی است: واکنشی علیه مردم و علیه آزادی.» در این سال پیکاسو از نظر خلاقیت و نبوغ در اوج قرار داشت. 

این نقاشی در سبک کوبیسم کار شده است و همچون دیگر آثار کوبیستی پیکاسو، نقاش به دنبال این است که تصویری منفصل و یک ترکیب بندی نامحتمل از نمای رو به روی سوژه ارائه بدهد. به این ترتیب، بینی سوژه شبیه یک عضو اضافی در صورتش می ماند و به نظر می رسد چشم او که در فاصله دورتری قرار دارد، مستقیم به ما خیره شده است. این کار باعث نوعی جهش در معنا می شود، مشابه کاری که در آثار کاریکاتوریست ها می بینیم. به این ترتیب، نقاش موفق می شود چندین معنای مختلف را در اثر خود جای دهد. این آزادی عملی که در این اثر پیکاسو دیده می شود ریشه در انقلاب کوبیسمی دارد که پیش از جنگ جهانی اول، پیکاسو و ژرژ براک آن را پدید آوردند. 

جهشی که این بار نقاش در پیش گرفته، احساسی است. او می خواهد حضور گسترده و آشکار عشقش را به نمایش بگذارد. مار هم مستقیم به او خیره شده است، اگرچه حرکتی که انتخاب کرده در شرایط عادی امکان ناپذیر به نظر می رسد. ولی همین ژست و طراحی نامتعارف باعث می شود که سوژه به جایگاهی فراتر از یک حضور فیزیکی صرف برسد. 

در نقاشی پرتره نشسته دورا مار، نشانه هایی از سبک نقاشی رامبرانت و حتی روبنس دیده می شود. نحوه نگاه مستقیم پرتره به مخاطب بسیار شبیه نوع نگاه سوژه در نقاشی هلنا فورمنت با یک کالسکه (۱۶۳۹) از روبنس است. به نظر می رسد پیکاسو تمامیت، شخصیت و نحوه حضور سوژه خود را با الهام از آثار این هنرمندان خلق کرده باشد. صرف نظر از سیمای درهم تنیده و پیچیده دورا مار، سوژه حالتی کلاسیک، برازنده و اجتماعی دارد. او دستش را روی گونه راستش گذاشته است. در این نقاشی هم چنین برای اولین بار، پیکاسو ناخن های بلند قرمز رنگ دورا مار را هم لحاظ کرده است. ژاکت سوژه به سبک آرت دکو طراحی شده است (جنبش هنری که در قرن بیستم پدید آمد). گل ارغوانی و سبزی که در قسمت سینه اش قرار گرفته است، نشان دهنده طراوت قلب دورا مار است. گوش راست سوژه شبیه زنبوری است که دارد از شهد خود یعنی دورا مار تغذیه می کند (این شهد احتمالا باید روحی باشد نه جسمی). این زنبور را حتی می توان خود پیکاسو در نظر گرفت که از وجود معشوقش سیراب می شود. این زنبور در یکی دیگر از آثار پیکاسو به نام زن گریان هم دیده می شود. در آن نقاشی، زنبور از اشک سوژه تغذیه می کند. 

جاناتان جونز

منبع: The Guardian

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو