نمایشنامه ویلیام شکسپیر

نقد نمایشنامه حکایت زمستانی

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

حکایت زمستان – The Winter’s Tale

نویسنده: ویلیام شکسپیر –  William Shakespeare

اولین چاپ: ۱۶۲۳ 

نقد نمایشنامه حکایت زمستانی

نقد نمایشنامه حکایت زمستانی

نمایشنامه حکایت زمستان از نظر مضمون شباهت زیادی به سه نمایش پایانی شکسپیر دارد: طوفان، سیمبلین و پریکلس

جوانی و سن و سال

یکی از مضمون های مهم نمایشنامه قدرت، نیروی جوانی و تجدید حیات کهنگی است. به عنوان مثال، این پردیتا و فلوریتزل هستند که در آشتی بین دو پادشاه سالخورده نمایشنامه، یعنی لئونتس و پولیکسینس نقش مهمی ایفا می کنند. این مضمون در همان صحنه اول  دیده می شود. زمانی که کامیلو اعلام می کند که مامیلیوس جوان چنان شاهزاده امیدوار کننده ای است که حتی «قلب یک سالخورده را هم تازه می کند.» مامیلیوس آن قدر زنده نمی ماند تا امید دیگران را تحقق بخشد، ولی پردیتا چرا. به نوعی به نظر می آید در چرخه نسل های مختلف، نوعی زندگی انسانی احیا می شود. 

بخشش و مصالحه

شکسپیر در نمایشنامه های آخر خود به این مضمون، یعنی بخشش و مصالحه توجه زیادی می کرد. هرمیون، لئونتس را با وجود بدی که در حقش کرده می بخشد. آن ها در نهایت با هم آشتی می کنند. پولیکسینس هم لوئنتس را می بخشد. لئونتس هم چنین به نوعی باید تلاش کند خودش را هم ببخشد. 

دخالت نیروی ماوراءالطبیعه

معمولا در رمانس های شکسپیر است که با اتفاقات ماوراءالطبیعه و نامحتمل مواجه می شویم. ولی در حکایت زمستان آپولو، خدای اسطوره ای یونان دخالت می کند. او از طریق وحی و الهام دخالت می کند. زمانی که لئونتس چشمانش را به روی حقیقت بسته است و بر عدالتی تاکید می کند. احیا دوباره هرمیون هم یک اتفاق نامحتمل است که شبیه یک معجزه می ماند. پائولینا هرگونه اتهامی مبنی بر این که او با قدرت های جادوییش هرمیون را به زندگی بازگردانده است، رد می کند. شکسپیر به دنبال حقه زدن با کمک جادو نیست، بلکه او می خواهد به شکلی نمادین قدرت حیات در بازسازی خودش را نشان بدهد. 

نجابت زن 

شکسپیر در این نمایشنامه بر روی نجابت، خلوص و استقامت زن تاکید می کند. این ویژگی ها در شخصیت هرمیون بروز می کنند. او کسی است که مورد سرزنش قرار می گیرد، ولی با این وجود مقاومت می کند. او حتی در برابر تهمت ها و سرزنش های دیگران با وقاری فوق العاده ایستادگی می کند. پائولینا ثابت قدم، وفادار و پایدار است. پردیتا هم نمایان گر قدرت خالصانه احیا کنندگی طبیعت است. شکسپیر در هیچ یک از نمایشنامه های دیگرش این تعداد شخصیت زن را با ویژگی های متمایز خلق نکرده است. در حکایت زمستان، خصومت و جنون مردان در تضاد با قدرت آرام زن ها قرار دارد. 

نمایشنامه حکایت زمستان همیشه به خاطر فهرست غنی شخصیت های مکمل فراوانش مورد تحسین قرار گرفته است. هرمیون برای مثال نمونه بارز یک شخصیت مثال زدنی است که البته بخش عمده ای از زمان حضورش در نمایشنامه را صرف مقابله با اتهامات ناعادلانه ای که نثارش می شد می کند. دوست او پائولینا شخصیت منطقی نمایشنامه است و لئونتس برعکس دیوانه است. او سپس وجدانش بیدار می شود و افسوس کارهایی را می خورد که انجام داده است. 

طبیعت و احیا همیشگی زندگی

شاید مهم ترین مضمون نمایشنامه برتری زندگی باشد. این مضمون از طریق قدرت احیا کنندگی همیشگی طبیعت نشان داده می شود. در پرده چهارم، صحنه چهارم، این «طبیعت فوق العاده همیشه در حال خلق» است که به اشکال مختلف در صحنه چیدن پشم گوسفندان دیده می شود. ساختار نمایشنامه بازتاب دهنده ریتم طبیعت است. سه پرده اول تراژیک هستند (زوال؛ زمستان)، دو پرده آخر هم طنز (تولد دوباره و رشد، تابستان). ساختار نمایشنامه می خواهد بگوید که زندگی انسان را طبیعت و زمان می تواند شفا دهد. درست همان طور که بهار و طروات همیشه به زمین باز می گردد. چیزی که زمان با خود می برد بالاخره روزی باز می گردد. بازگشت معجزه آسای هرمیون (هیچ کس توضیح نمی دهد او در طول این سال ها کجا بوده است) هم بخشی از این پیام نمادین است: زندگی قدرت های بی نهایتی برای بازگرداندن چیزهای مختلف دارد. همان طور که پردیتا را می توان پیدا کرد، این احتمال هم وجود دارد که هرمیون بازگردد. 

حکایت زمستان هم چنین از نظر مضمون و ساختار شباهت زیادی به نمایشنامه آلکستیس از  اوریپید دارد. در هر دو نمایشنامه، مرگ ملکه ثبات و شادی جامعه را تهدید می کند. هم چنین در هر دو اثر، بازگشت ملکه که به شکل معجزه آسا و ابهام برانگیزی صورت می گیرد، باعث بازگشت نظم و ترتیب به دنیای داستان می شود. شکسپیر اما با اضافه کردن عشقی مربوط به نسل جوان تر، کمی بار کمدی نمایشنامه خود را بالاتر می برد. حکایت زمستان نیروهای مرگ و نفرت را به صورتی رمانتیک و واقع گرایانه به مبارزه می طلبد. یک داستان غم انگیز به پایانی خوش ختم می شود، درست همان طور که زمستان جای خود را به بهار می دهد. 

منبع: Novel Guide / ENotes

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو