نمایشنامه نیکلای گوگول

نقد نمایشنامه ازدواج

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

ازدواج – Marriage

نویسنده: نیکلای گوگول – Nikolai Gogol

سال انتشار: ۱۸۴۲

نقد نمایشنامه ازدواج

نقد نمایشنامه ازدواج

گوگول نمایشنامه ازدواج را در سال ۱۸۳۲ نوشت که بلافاصله پس از انتشارش به موضوعی برای بحث هایی متعدد و نظراتی متناقض تبدیل شد. گوگول متهم شد که او «خرده مردمی» را به روی صحنه آورده است، بازرگانان و خرده مقامات را مطرح کرده و خواننده را غرق در زندگی، نگرانی ها و علایق مردمانی معمولی و عادی کرده است.

ازدواج را می توان اولین کمدی خانوادگی در ادبیات روسیه دانست. نمایشنامه ای که نشان می دهد توصیف و روایت زندگی مردمانی عادی در اثری ادبی امکان پذیر است. این نمایشنامه همه آنچه را که چنین زندگی هایی را می سازد در خود دارد: شادی و غم، بالا و پایین. گوگول هم به صورتی واقع گرایانه به دور از اغراق و بدون استفاده از خیال به توصیف بخش هایی از فضای انتخابی اش پرداخته است.

طرح داستانی کمدی این نمایشنامه ساده و عاری از تکلف است. پادکولیوسین که ماموری مدنی است تصمیم به ازدواج می گیرد. ما خیلی زود متوجه می شویم که آن چه برایش جذابیت دارد، خود عروس نیست، عروسی که حتی اسمش را هم به یاد نمی آورد، بلکه جهیزیه عروس است. این مساله است که باعث می شود قهرمان داستان به فکر ازدواج بیافتد. گوگول نشان می دهد که برای مردی کوچک، ازدواج اتفاق بسیار مهمی در زندگی اش است و ارزش و جایگاهش را پیش چشم خودش بالا می برد. پادکولیوسین فکر می کند که هر کس، یک خیاط و یک کفش دوز، که از مقصود او آگاه شده اند، می بایست این رخداد مهم را ارج بنهند و شروع به احترام گذاشتن به این قهرمان کنند.

در مورد عروس هم متوجه می شویم که او دختر یک بازرگان است و به دنبال همسری برای ازدواج می گردد، البته به دنبال یک نجیب زاده است. در شخصیت آگافیا، گوگول تمامی ویژگی های مربوط به دختری از سطح اجتماعی او را جمع کرده است. قهرمان زن داستان تمام روز را در خانه می گذراند، زندگی کسالت باری را  همراه با رویاهایی از مرد رویایی اش می گذراند. گوگول بی اهمیتی و کمبود در زمینه آموزش را در فضای زندگی بازرگانان را به تصویر می کشد: اگافیا بدون هیچ شک و گمانی پیش گویی ها و خرافات مختلف را باور دارد و زندگی اش را هم بر همین اساس پیش می برد.

درباره سطحی نگری قهرمان زن، این مساله شاخص را داریم که او به دنبال انتخاب یک شوهر است. بالاتر از هر چیزی ویژگی هایی ظاهری را مد نظر دارد: سن، قامت، هیکل، ظاهری دلپذیر، اسم و غیره. پادکولیوسین هم ایده آل های خودش را برای یک همسر مناسب در سر دارد. او تا حدی همین که همسرش فرانسه صحبت کند و دماغ کوچکی داشته باشد برایش کافی است.

تک گویی آگافیا که در آن سعی می کند شوهری را برگزیند، بسیار خنده دار است. قهرمان زن به متقاضیان همچون اشیا اشاره می کند، سعی دارد از تمامی آنان یک پرتره کامل و عالی بسازد: «اگر لب های نیکانور ایوانویچ کنار بینی ایوان کزمیچ قرار گیرد و کمی صمیمی و خودمانی باشد چیزی که بالتازار بالتازارویچ دارد، و شاید اگر جثه بزرگ ایوان پافلویچ را هم اضافه کنیم، سپس سریعا می گویم بله»

با این تصویرسازی از شخصیت ها و افکارشان، گوگول می خواسته دروغ، دورویی و مصنوعی بودن زندگی مردم را نشان دهد. هر کسی می بایست به خاطر عشق ازدواج کند و به طرف مقابلش، صداقت، احساس و همدلی ببخشد. اما قهرمانان این کمدی به این چیزها فکر نمی کنند.

به این خاطر است که شاید گوگول در فضای اطرافش معدود افراد خوشحالی می بیند. این دلیل غمگین بودنش در نمایشنامه هایش است. او همچون همیشه و دیگر کارهایش  «خندیدن در میان اشک» را نشان می دهد. در میان شوخی ها و خنده ها افکار و مضمون هایی جدی را بازتاب می دهد و مسائل مهمی را از میان چیزهایی کوچک برجسته می کند.

منبع: Grade Saver

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو