بازی ماجرایی

نقد بازی سایه کلوسوس

۵ (۱۰۰%) ۲ votes

سایه کلوسوس – Shadow of the Colossus

سازنده: بلوپوینت گیمز

ناشر: سونی

سکو: پلی استیشن ۴

سال انتشار: ۲۰۱۸

نقد بازی سایه کلوسوس

نقد بازی سایه کلوسوس

بیش تر از یک دهه قبل در دنیای بازی سازی یک بحث خیلی مورد توجه بود: آیا بازی یک هنر است؟ آن زمان هیچ بازی به اندازه نسخه اصلی سایه کلوسوس نمی توانست جنبه های زیبایی شناسانه یک بازی را نشان دهد. متاسفانه من آن زمان پلی استیشن ۲ نداشتم و نتوانستم در سال ۲۰۰۵ زمانی که این بازی عرضه شد، آن را تجربه کنم. در سال ۲۰۱۱ هم که نسخه بازسازی آن برای پلی استیشن ۳ عرضه شد باز هم فرصت تجربه آن وجود نداشت. تنها چند سال بعد برای مدتی کوتاه موفق شدم آن را تجربه کنم. تمام این ها را گفتم تا بگویم که سایه کلوسوس همیشه یکی از دغدغه های ذهنی من بوده است. آن قدر نقد مثبت درباره آن خوانده بودم که اصلا برایم عجیب شده بود که آیا واقعا بالاخره می توانم این نسخه بازسازی تازه آن را تجربه کنم یا خیر. حتما می خواهید بگوید بعد از بازی کردن سایه کلوسوس ۲۰۱۸ دچار آشناپنداری شده ام، ولی حقیقت این است آن چه که من تجربه کردم، یک افسانه بی ادعا بود (با یک طرح داستانی ساده و اجرایی باشکوه) که به حدی قوی بود که هیچ یک از نقدها و احساساتی که پیش تر در مورد بازی شنیده بودم نتوانست مرا نسبت به سرزندگی همیشه برقرار آن بی تفاوت کند. 

سایه کلوسوس مخلوق فومیتو اوئدا نویسنده، کارگردان و طراح بازی است. اوئدا در سال ۲۰۰۱ با بازی تحسین شده آیکو توانست برای خودش اسم و رسمی برپا کند. بازی داستان پسری بود که در یک قصر دختری بی پناه را نجات می داد. در هر دوی این بازی ها و هم چنین بازی آخر اوئدا به نام آخرین نگهبان (۲۰۱۶)، با فضاهای ویرانه و مکان های فراخی طرف هستیم که جو و اتمسفر زیبایی بر آن ها جاری است. 

هم چنین در هر سه بازی، بر روی ارتباط های دو نفره تاکید زیادی می شود. در آخرین نگهبان، یک پسر و موجودی اسطوره ای تلاش می کنند از یک قصر در حال ویرانی بگریزند. در سایه کلوسوس یک مرد جوان به نام واندر همراه با اگرو توسن خود، ماموریتی را در پیش می گیرند تا یک بانوی مرحوم را به دنیا بازگردانند. یک جنبه کنجکاوی برانگیز در بازی های اوئدا این است که اگرو و تریکو، هیولای بازی آخرین نگهبان با عدم واکنش مناسب به کنش های بازیکن، هنجارهای معمول یک بازی را به چالش می کشند. هر وقت به اگرو نیاز دارید او در موقع مناسب به کمک شما نمی آید. به همین ترتیب، تریکو هیچ وقت به همان مقصدی که برایش تعیین می کنید نمی رود. کندذهنی آن ها این تصور را در شما به وجود می آورد که این موجودات خودشان هم دارای اختیار و عمل هستند. به این ترتیب به این باور می رسید که این موجودات چیزی فراتر از چند مخلوق دیجیتالی هستند. 

در سایه کلوسوس، ماموریت واندر برای نجات دختر او را وارد یک سرزمین نفرین شده می کند که در آن یک معبد قرار دارد. معبدی که دارای شانزده مجسمه و یک محراب است. او وقتی بدن دختر را در محراب می گذارد، صدایی غیرمستقیم می شنود که او را هدایت می کند. صدا تایید می کند که دختر در صورتی به زندگی بازمی گردد که واندر یک مراسم ویژه و البته خطرناک را برگزار کند. صدا محل اختفای اولین دشمن را به واندر نشان می دهد، اما او متوجه نحوه آدرس دهی این صدا نمی شود. به همین دلیل روش خودش را در پیش می گیرد. شمشیرش را به طرف نور خورشید می گیرد، نوری که با شمشیر برخورد می کند و ساطع می شود محل کلی دشمن او را نشان می دهد. با کمی اسب سواری او به منطقه ای می رسد و با یک موجود عظیم و گرز به دست مواجه می شود. با بالا رفتن از پشت خز مانند هیولا و اعمال ضربه های مداوم شمشیر به ناحیه مشخصی از سر، واندر این موجود را از بین می برد. در این لحظه بخاری اطراف واندر را می گیرد و او را به زمین می زند. وقتی به خودش می آید متوجه می شود که در معبد قرار دارد و یکی از شانزده مجسمه از بین رفته است. سپس صدای ماورائی آدرس دشمن بعدی را به او نشان می دهد. کمی بعد متوجه می شوید که واندر به یک قاتل تبدیل شده است. 

بخش عمده ای از خارق العاده بودن بازی سایه کلوسوس از این ویژگی نشات می گیرد که رقبای شما عظمت حیرت انگیزی دارند. بعضی از آن ها در حد و اندازه های یک ساختمان بلند هستند در حالی که بعضی دیگر جثه فشرده تری دارند. هر یک از این غول ها استراتژی خاص خود را می طلبند. به همین دلیل هر مبارزه ویژگی های متمایز خود را دارد. طراحی و انیمیشن غول ها با دقت قابل توجهی کار شده است. به همین دلیل هرچه در داستان پیش می روید به خوبی متوجه می شوید که دارید جان این موجودات را می گیرید. زمانی که این موجودات مغلوب حملات شما می شوند، آن صحنه فروپاشی نهایی آن ها چیزی نیست که بتوانید به راحتی فراموش کنید. به نظرم همین احساس غم جاری در بازی است سایه کلوسوس را به چنین اثر هنری تبدیل کرده است. 

بارها بین واندر که بلافاصله ماموریت مرگبار خود را می پذیرد و بازیکن که دنبال بهانه ای می گردد تا از این کشتارها جلوگیری کند، تضاد و تناقضی به وجود می آید. سایه کلوسوس یکی از معدود بازی هایی است که مخاطب را مجبور می کند که با دیده شک و تردید به قهرمان نگاه کند. در حال حاضر که قهرمان های خاکستری و پر تناقض زیاد شده اند، شاید این مساله چندان قابل توجه نباشد. من به کسانی حسودیم می شود که این احساس را در همان اولین نسخه ای که اوئدا عرضه کرد، تحربه کردند. 

بازسازی جدید را بلوپوینت گیمز انجام داده است، همان شرکتی که وظیفه بازسازی نسخه پلی استیشن ۳ را هم برعهده داشت. اگرچه خود بازی بازسازی شده است، ولی از همان متریال های مرجع نسخه پلی استیشن ۲ استفاده شده است. با این حال چمن هایی که زیر نور خورشید می درخشند، سنگ های پوشیده از خز ساختمان ها، پوست خز مانند غول ها و دیگر بافت های گرافیکی دوباره طراحی شده اند. چنین دقت نظری در ساخت باعث می شود که این سوال را از خودمان بپرسیم که واقعا کدام از این سه نسخه را باید به عنوان نسخه اصلی در نظر گرفت. به نظر این پرسش را فعلا باید بدون جواب در نظر بگیریم. 

کریستوفر بیرد

منبع: The Washington Post

***

پیش نمایش بازی سایه کلوسوس:

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو