جان آزبرن نمایشنامه

نقد نمایشنامه با خشم به گذشته بنگر

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

با خشم به گذشته بنگر – Look Back in Anger

نویسنده: جان آزبرن – John Osborn

سال: ۱۹۵۶

نقد نمایشنامه با خشم به گذشته بنگر

نقد نمایشنامه با خشم به گذشته بنگر

در بررسی نمایشنامه با خشم به گذشته بنگر بهتر است نگاه و تفکر جان آزبرن در مورد مساله مرد در جامعه و ارتباط های اجتماعی اش را بررسی کنیم، البته از زاویه ای متفاوت با اکثر مخاطبان تئاتر اصلی و منتقدان این اثر. این نمایشنامه الهامی شد برای ایجاد دو عبارت در زبان انگلیسی که توصیفی از تئاتر بریتانیای بعد از جنگ بودند: عبارت “مردان جوان خشمگین” برای اشاره به گروهی از نویسندگان بریتانیایی در سال های ۱۹۵۰ ایجاد شد که تفکر و تمایل آزبرن برای تقابل با هسته قدرت مدار در جامعه را به اشتراک داشتند. همچنین عبارت “درامای سینک آشپزخانه” هم ریشه اش به همین نمایشنامه باز می گردد. این نمایشنامه همچنین الهامی برای تک آهنگ با خشم به گذشته نگاه نکن توسط گروه اوئیسیز شد. تاثیرات نمایشنامه همه جا پخش شده است. اما چرا این نمایشنامه ارزش بررسی، نقد و تحلیل مجدد با گذشت  سال ها از اولین اجرایش را دارد؟

وضعیت و شرایط موجود در زمان نوشتن این نمایشنامه و طراحی صحنه اجرای تئاتر آن، به اندازه خود طرح داستانی نمایشنامه جذاب و دیدنی هستند. جان آزبرن این نمایشنامه را بسیار سریع تنها در ۱۷ روز نوشت، وقتی که در شهرک مورکم بریتانیا روی صندلی راحتی اش  می نشست. آزبرن در این مرحله از زندگی اش در خانه ای کوچک در دربی با همسرش پاملا لین که یک بازیگر بود زندگی می کرد. چندان ازدواجی موفق و زندگی مشترک شادی نداشتند. زندگی مشترک جیمی و آلیسون پورتر در با خشم به گذشته بنگر از ازدواج نافرجام آزبرن نشات گرفت (پاملا ارتباطی عاطفی با یک دندان پزشک داشت، گمان می رفت که بیش از حد نیاز برای دندان هایش به دیدار او می رفته است. گفتن این کنایه هم جالب است که آزبرن نمایشنامه نویس که بازیگر هم بود نیز به تازگی در یک نمایش جورج برنارد شاو نقش دندان پزشکی را بازی کرده بود). آزبرن و لین بعدا از هم جدا می شوند، پس از این که آزبرن با بازیگر نقش آلیسون پورتر در اجرای اصلی نمایشنامه ی با خشم به گذشته بنگر  وارد رابطه ای می شود.

اما در نمایشنامه واقعا چه اتفاقی می افتد؟ نگاهی گذرا به خلاصه ای کوتاه از جریان داستان می تواند به بررسی های بعدی اثر کمک کند. ما با زندگی روزانه روبه رو هستیم: یکشنبه است. جیمی در خانه کوچک یک خوابه اش است، روزنامه می خواند و با دوستش کلیف گپ می زند. آلیسون همسر جیمی مشغول لباس اتو کردن است. جیمی از خانواده ای از سطح کارگر است (او یک غرفه شیرینی فروشی دارد)، در حالی که آلیسون از خانواده ای از طبقه بالاتری نسبت به جیمی است و جیمی از این بابت از او بیزار است. جیمی و کلیف به شوخی دعوا می کنند، روی تخته اتو می زنند، و باعث می شود دست آلیسون با اتو بسوزد. جیمی بیرون می رود و کلیف می ماند تا دست آلیسون بهتر شود. آلیسون می گوید که حامله است اما می ترسد به جیمی چیزی بگوید. جیمی به خانه می آید و با آلیسون بازی می کنند. اسم بازی را «خرس ها و سنجاب ها» گذاشته اند. یک دوست آلیسون به اسم هلنا زنگ می زند، آلیسون او را به خانه دعوت می کند تا بیاید و با آن ها بماند، که این کار او جیمی را عصبانی می کند.

جیمی پورتر دیگر برای ما آن شخصیت ضد هسته قدرت مدار نیست که به خاطر طبقه کارگر به پا خاسته باشد. او همچون شخصیتی بی نزاکت، خود محور، بی اعتماد نسبت به زنان ظاهر می شود، این شخصیت او در رفتارهایش هم با آلیسا و هم هلنا دیده می شوند. در او نیاز شدیدی به رفتار درمانی برای کنترل خشونتش دیده می شود. سخت می توان با او احساس همدردی کرد و یا او را به عنوان نماینده و سخنگوی نسلی به حساب آورد. با خشم به گذشته بنگر یادآور جنبه دیگری از سال های ۱۹۵۰ است، به یادمان می آورد که چقدر زندگی بعد از جنگ پر از رنج بوده است؛ به ویژه برای زنان زیادی که در سال های قبل از پیدایش جامعه اباحه گرا (جامعه ای که هنجارهای اجتماعی در آن به صورت لیبرال بوده و تنها معیار تعیین جرایم در آن عدم آسیب به دیگران است) در اواخر ۱۹۶۰، زندگی می کردند. در این سال ها از دیدگاه بسیاری از مردان جایگاه درست و به حق زنان، همین «سینک آشپزخانه» و «تخته اتو»  بودند (البته ناگفته نماند که بسیاری از زنان هم چنین عقیده ای داشتند). خوش بختانه زمان تغییر کرده و  آن دوران پایان یافته است، اما با توجه به مفاهیم این نمایشنامه، آیا این کار اثری است تنها برای زمان خودش و ارزش های کنونی اش فقط به عنوان اثری تاریخی است؟ یا شاهکاری در هنر تئاتر است خارج از محدوده زمان؟

شاید هیچ کدام به طور کامل درست نباشد.برای یکی، صحنه آغازین نمایشنامه مشخص می کند که جیمی پورتر مردی بد دهن است و شخصی دیگر حسی از یک ناامیدی مشترک در جیمی و آلیسون در پایان نمایشنامه می بیند. مردان  و زنان، خرس ها و سنجاب ها که هر دو محکوم به سرنوشتی شوم هستند.

شاید کلید درک  و فهم با خشم به گذشته بنگر نه در مساله «خشم» و نه «مرد» بلکه در «جوانی» باشد. در بخشی از نمایشنامه آلیسون جیمی را سرزنش می کند که رفتاری شبیه به بچه ها دارد. شور و علاقه او و جیمی برای بازی «خرس ها و سنجاب ها» با عروسک هایشان، علاقه و آرزویشان برای بازگشت به جهان بازی های کودکانه را نشان می دهد، تا به جهانی بازگردند که خودشان را در دنیایی از امنیت و معصومیت ببینند، دنیایی که واقعیت های تلخ و ناخوشایند بریتانیای بعد از جنگ و همچنین فشارهای بالغ بودن را در خود ندارد. جالب توجه است که جیمی پورتر در بازی، جهش و پرش های شیرین تری دارد و کودکانه تر به نظر می رسد.

با خشم به گذشته بنگر همچون نارنجکی دستی در تئاتر بریتانیایی بود که اندیشه های قدیمی را از هم پاشید: همانطور که کنث تینان منتقد و نویسنده تئاتر در مورد این نمایشنامه گفته بود، این اثر یک معجزه کوچکی بود تا روی صحنه ارزش هایی را ببینی که مردم  از آن ها مایوس شده اند. ستایش تینان از این نمایشنامه بخت و اقبال اثر را تغییر داد. بسیاری از بازخورد ها و نقدهای اولیه از این اثر منفی بودند، اما پس از اینکه تینان عشق و علاقه اش را نسبت به کار آزبرن بیان کرد، شور و  علاقه مردم برانگیخته شد. به هر حال ارزش نهایی این نماینشنامه شایسته نگاه انتقادی مداوم  است . اثری که توانست انقلابی هر چند کوچک در تئاتر بریتانیا ایجاد کند. انقلابی آن هم در دوره ای که بیشتر از هر زمانی، تئاتر بریتانیا نیازمند چنین تغییراتی بود. آزبرن مرد خشمگین آن زمان بود، این اثر او نمایشنامه ای درست در زمانی درست بود.

منبع: Interesting Literature

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو