ادبیات دانته آلیگیری

نقد کمدی الهی

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

کمدی الهی – The Divine Comedy

نویسنده: دانته آلیگیری –  Dante Alighieri

سال: ۱۵۵۵

نقد کمدی الهی

نقد کمدی الهی

دانته خود را گم شده ای در جنگلی ترسناک و تاریک می یابد. برای بازگشت به مسیر اصلی اش، سعی می کند از کوهی بالا برود اما یک پلنگ، شیر و گرگی راهش را سد می کنند. ویرژیل شاعر رومی به سوی او می آید و پیشنهاد می دهد تا در مسیر دوزخ و برزخ راهنمایش باشد، سفری که تنها راه بازگشت به مسیر درست است. ویرژیل به درخواست زنی به نام بئاتریس از بهشت برای راهنمایی دانته آمده است (زنی که زمانی دانته عاشقش بوده است)، وقتی هم که دانته به فردوس می رسد، بئاتریس راهنمای زائران بهشت است.

وقتی که مسافران به دروازه ورودی دوزخ می رسند، ویرژیل توضیح می دهد که گروه بزرگ از ارواح که بیرون دروازه ها هستند، در زندگی شان نه مرتکب گناهی شده اند و نه کار ثوابی کرده اند، به همین خاطر نه دوزخ و نه بهشت پذیرای آنان نخواهد بود. در کنار رودخانه آخرون، جایی که خارون را پیدا می کنند (خارون در اساطیر یونان قایق بانی است که مردگان را از رودخانه سینکس و آخرون به هادس می برد، رودخانه هایی که جهان مردگان را از دنیای زندگان جدا می کنند)، اینجاست که ترس دانته را فرا می گیرد و بی هوش می افتد. با صدای بلند رعدی بیدار می شود، او خودش را در حال عبور از رودخانه می بیند و به دنبال راهنمایش در لیمبو (اولین طبقه از ۹ طبقه دوزخ قیفی شکل) پیش می رود. روح های ساکن لیمبو که بیشترشان در زمان های کهن زندگی کرده بودند، زندگی پرهیزکارانه ای داشته اند اما غسل تعمید نشده بودند (چون در زمان زندگی آن ها مسیح هنوز به زمین نیامده بود). برخلاف دیگر روح های دوزخی، آن ها هیچ عذابی نمی بینند. چهار طبقه بعدی که دانته  و ویرژیل از آن بازدید می کنند برای کسانی فراهم آمده که مرتکب گناه های شهوانی شده اند. در طبقه دوم، مینوس قاضی دوزخ را می بینند که طبقه مناسب برای گناه کاران تازه وارد را تعیین می کند تا در آن جا مجازات شوند. دانته وقتی ارواحی را می بیند که مرتکب گناه جنسی شده اند و در دوزخ برای همیشه با طوفانی مهیب در عذاب خواهند بود، حس تاسف و ترحم او را فرا می گیرد. با دو روح صحبت می کند و با شنیدن داستان آن ها از حال می رود.  طبقه دوم مکان شکم پرستان است، که مجبورشان می کنند زیر بارانی همیشگی از تگرگ و برفی کثیف و آبی راکد و گندیده دراز بکشند. سربروس سگ سه سر وحشتناک هم نگهبان آن جا است. طبقه بعدی هم تحت نظارت پلوتوس (خدای ثروت در اساطیر یونان) است. دانته و ویرژیل به استینکس، رودخانه ای گل آلود می رسند. در بسیاری از طبقات این اتفاق می افتد که دانته با افرادی که می شناسد مواجه می شود. اما برای اولین بار است که حس ترحمی نسبت به گناه کاران ندارد وقتی که کم کم عدالت مجازات های جهنم را درک می کند. با اشاره ویرژیل فجس قایقران آن ها را از استینکس به سمت شهر دیس (یا دوزخ پایین تر) می برد که چهار طبقه دیگر از دوزخ در آن جا قرار دارد. به این صورت سفر دانته و ورژیل در این عالم ها ادامه پیدا می کند. در این شعر حماسی، خود دیگر دانته (زائر درونش)، به دوزخ و برزخ سفر می کند تا به فردوس برسد. این سفر می خواهد خواننده را تحت تاثیر عواقب گناهان، و شکوه و عظمت بهشت قرار دهد.

در بخش اول که با عنوان دوزخ دانته شناخته می شود، روح ورژیل شاعر رومی راهنمای خودِ دیگر دانته (زائر) در میان طبقات دوزخ است. جایی که گناهکاران با اعمالشان عذاب های وحشتناکی را برای خود مقدر کرده اند.

در بخش دوم یعنی برزخ، زائر اروح کسانی را می بیند که در انتظار رسیدن به بهشت هستند. در اینجا ارواح مجازات گناه هایشان را می بینند، گناهانی که باید از آن پاک شوند تا بتوانند به بهشت ورود یابند.

در بخش سوم، زائر به بهشت می رسد. در این مسیر سرزمین هایی را می بیند که قدیسین در آن حضور دارند. زائر پس از مشاهداتش از شکوه و عظمت خداوندی، به زمین باز می گردد تا این شعرش را بنویسد.

این شعر دانته و به خصوص ویژگی های تمثیلی آن تقریبا از همان لحظه تکمیل اثر، تفاسیری را در پی داشت. خود دانته شاید اولین منتقد اثر بود، در نامه ای به دوستش کان گراند دلا اسکالا کسی که بخش فردوس را به او تقدیم کرده بود، دانته نوشته است که شعرش می بایست در چهار سطح خوانده شود. سطح اول خواندن سطحی و لفظی اثر است. در این سطح از برداشت، شعر درباره سفری فیزیکی به سمت خداست که خود شاعر در پیش می گیرد. سه سطح دیگر، تمثیلی، نمادهایی انتزاعی و بسیار پیچیده هستند. از همان اوایل انتشار اثر، مفسران مفاهیم و معانی انتزاعی و تمثیلی این حماسه دانته را مطالعه می کردند تا مفاهیم عمیق تری از لایه ظاهری و لفظی آن دریافت کنند؛ همان کاری که در مورد متون مقدس انجام می دادند. ۱۲ تفسیر در مورد کمدی الهی از زمان مرگ دانته در سال ۱۳۲۱ تا سال ۱۴۰۰ نوشته شد. دانته که یک تبعیدی سیاسی بود، در سال وفاتش توسط دوست فلورانسی اش گیوفانی ویلانی مورد ستایش قرار بسیار گرفت. او و در شرح وقایعش از فلورانس به ستایش از دانته پرداخت و زندگی نامه او را مطرح کرد. پسران دانته، ژاکوپو و پیترو اولین کسانی بودند که تفاسیری از کمدی الهی را نوشتند. کار آن ها هم همچون دیگر تفاسیر آن دوران، در فهم و درک ما از مسائل اجتماعی و فرهنگی موجود در اثر بسیار لازم و حیاتی است.

اثر دانته بسیار هماهنگ با آموزه های کاتولیک قرن چهاردهم است، با این حال دیدگاه  و بینش یک فرد را نشان می دهد. برای نمونه تقسیم کردن جهان بعد از مرگ به سه بخش دوزخ، برزخ  و بهشت، اصول استاندارد دینی را دنبال می کند، اما تصویرسازی او از دوزخ به عنوان کوهی مرتفع  در نیم کره جنوبی، نوآوری خودش بود. دانته هیچ وقت ضد دین نیست، گرچه گاهی ضد روحانیت است. او گاهی رهبران دینی را مورد نقد قرار می کرد، چون او درک و فهم روشنی از نقش روحانی کلیسا و نقش دنیوی امپراطوری داشت. او هر یک از ان ها را به عنوان تقدیری الهی در نقش خاص شان می دید.

دانته تفکر روشنی هم در مورد اخلاقیات مسیحی داشت. در اثرش، عشق زمینی را نشان می دهد که عشق الهی بر آن برتری می یابد. او همچنین عشق را به عنوان ریشه اصلی گناهان و شکوه انسان ها تصویر می کند. دانته از تفکر کیفر و مجازات استفاده می کند برای ایجاد منطق مواجهه با فضایل و رذایل اخلاقی در طول زندگی و شیوه رسیدن هر شخص به جایگاه مناسب در زندگی پس از مرگ که متناسب با اعمالی هستند که در زندگی انجام داده است.  اعمال هر فردی مجازات یا پاداشی خواهد داشت که نه تنها در تناسب با اندازه عمل بلکه به شکل نمادینی به نوع عمل هم بستگی دارد. برای نمونه گناهکارانی که توبه کرده اند، در دوزخ در میان آتش راه می روند تا آتش زمینی شهوتشان از بین برود. دانته از تصویر آتش استفاده می کند تا آن را به صورتی نمادین مناسب و درخور نگه دارد و از مجلل نشان دادن گناه خودداری کند، او ترجیح می دهد سردی  شیطان را نشان دهد.

رستگاری از نگاه دانته تنها می تواند از طریق رحمت پروردگار به دست آید. خرد انسان ممکن است برای داشتن یک زندگی با فضیلت در دنیا کافی باشد اما به تنهایی نمی تواند انسان را به رستگاری برساند. چون انسان دارای سرنوشتی آزاد است، رستگاری با خرد انسان آغاز می شود اما متکی به رحمت خداوند است. بئاتریس با فراتر بردن عشق انسانی و رساندن آن به عشق الهی، منبع الهامی برای دانته می شود و با رفتارهایش، رسیدن به رحمت الهی را برای دانته مقدور می سازد.

دانته خداوند را حاضر در هر چیزی از جهان تصور می کند. پیوستن او به خداوند این مساله را برایش روشن می کند که جهان حادث در خداوند است که شکل اندیشه خداوندی را به خود می گیرد. چون خدا عین عشق و عدالت است پس جهان هم خود عدل است، حتی اگر انسان ها این عدالت را کاملا درک نکنند. این شخصیت پیچیده دانته و پیوستنش به خدا، این را نشان می دهد که رسیدن به درکی کامل شاید لازم و ضروری هم نباشد، چون تجربه به خودی خود لذت بخش است و او را به همراه خودش و در کنار خدا به آرامش می رساند. پیوستن پایانی دانته به خداوند برای یک مسیحی، شادترین و بهترین پایان است، بنابراین استفاده ی او از واژه کمدی در عنوان داستانی که با گناه شروع می شود، معنادار است چون که داستان به سوی خبرهای شیرینی از رستگاری پیش می رود.

منبع: Enotes

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو