آیسخولوس نمایشنامه

نقد نمایشنامه پرومته در زنجیر

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

پرومته در زنجیر – Prometheus Bound

نویسنده: آیسخولوس – Aeschylus

سال: ۴۳۰ پیش از میلاد

نقد نمایشنامه پرومته در زنجیر

نقد نمایشنامه پرومته در زنجیر

در این نمایشنامه، زئوس یک ظالم مطلق به تصویر کشیده می شود. چرا که او اعتقادی به قوانین حاکم بر دوستی ندارد و اصلا مفاهیمی همچون دوستی، عشق یا هم دردی را درک نمی کند. با وجود این که پرومته یکی از عوامل مهم پیروزی زئوس بر علیه تایتان ها است، باز هم زئوس او را تنبیه می کند. این تنبیه از نظر مخاطب بسیار شنیع به نظر می آید، نه به خاطر این که خود تنبیه بسیار بی رحمانه است، بلکه به این خاطر که این تنبیه بر شخصی تحمیل می شود که از دوستان زئوس بوده است. آیسخولوس در طول نمایشنامه با ارجاع های مختلف به دوستی، عامدانه بر روی این حقیقت تاکید می کند. هفستوس به دلیل دوستی با پرومتئوس، نمی تواند به راحتی دستورات زئوس را اجرا کند. گروه همسرایان اگرچه در ابتدا بر اطاعت تاکید می کنند، در اواخر نمایشنامه اعلام می کنند که دوستی ارزشی با اهمیت تر است. علاوه بر این باید این نکته را مد نظر داشت که یکی از دلایل مجازات شدن پرومته این است که او دوستی با انسان ها را به احترام و اطاعت از زئوس ترجیح می دهد. زئوس به دلیل خودخواهی و مستبد بودن نمی تواند این مسائل را درک کند. تاکید پرومته بر اهمیت دوستی، در بخش نهایی نمایشنامه و توسط هم سرایان برجسته می شود. آن ها تاکید می کنند که اطاعت کردن باید در جایگاه دوم قرار گیرد. استبداد زئوس به جای این که بر حق و منصفانه باشد، شیطانی و گمراهانه به نظر می رسد. 

پرومته و زئوس نمایندگان عقل و زور هستند. پرومته با هوشمندی خود به زئوس کمک می کند تا تایتان ها را شکست دهد. ولی زمانی که تصمیم می گیرد با استفاده از عقل و هوش خود به انسان ها کمک کند، زئوس با استفاده از زور او را تنبیه می کند. این کشمکش در طول نمایشنامه بارها مورد تاکید قرار می گیرد. ملازمان زئوس پرومته را به سخره می گیرند که چرا این قدر تیزهوش نبوده که از تنبیه زئوس جلوگیری کند. هم سرایان به شیوه ای هم دلانه تر او را نکوهش می کنند. ولی پرومته معتقد است بدون دانش او زئوس سقوط می کند. چرا که قدرتی بالاتر از او شکستش می دهد. زور شاید بتواند بر تفکر غلبه کند، ولی بدون آن عمر چندانی نخواهد داشت. در پرومته در زنجیر، آیسخولوس با نشان دادن پرومته به عنوان قربانی ضعیف اما مقاوم در برابر یک نیروی مافوق، قدرتمند و ستمگر که به لطف قوانین مستبدانه و اطاعت محض زیردستانش به قدرت ادامه می دهد، به نمایش کشمکش حل ناشدنی میان زور و عقل می پردازد. با این حال در لایه زیرین این کشمکش، این ایده مطرح می شود که زور برای تداوم بقاء خود به تفکر هم نیاز دارد. آیسخولوس این تصور را در ما به وجود می آورد که در نهایت، عقل و زور در صورت همکاری با یک دیگر است که مانع بروز فاجعه می شوند. مقاومت متفکرانه پرومته که در نقطه مقابل اطاعت بی چون و چرای زیر دستان زئوس قرار دارد، بر اهمیت تداوم تفکر تاکید می کند. قضاوت مشخص پرومته بالاخره روزی باعث نجات زئوس می شود. در حالی که مخالفت او با زئوس در نهایت منجر به نابودی می شود. 

هم پرومته هم زئوس بارها متهم به این مساله می شوند که به طور افراطی کله شق هستند. پرومته اطاعت نمی کند و زئوس هم مجازات را متوقف نمی کند. زئوس حتی در عشق هم افراطی عمل می کند. عشق او به آیو باعث نابودی زندگی این معشوقه می شود. در اخلاقیات یونان، افراط یکی از بزرگ ترین گناهان است. جهان برای این که به شکل سالمی هدایت شود به همکاری عناصر مخالفی همچون تفکر و قدرت نیاز دارد. درگیری و کشمکش به نتیجه خوبی ختم نمی شود. هم سرایان در عین حال که از پرومته می خواهند مقاومت خود را بشکند، به طور پیوسته بر روی این باور اخلاقی تاکید می کنند. در تراژدی یونانی افراط، به ویژه در زمینه غرور همیشه محکوم شده است. ولی در این نمایشنامه غرور و مقاومت افراطی پرومته اگرچه باعث رنج دیدن او شده است، ولی همیشه مورد تحسین قرار می گیرد. 

به لطف این نمایشنامه، پرومته به اولین یاغی تمدن غرب تبدیل می شود. او همیشه همچون قهرمانی مجسم شده که با نیروهای شکست ناپذیر مواجه شده ولی با این حال، بر تصمیمی که همان ابتدا در سر داشته استوار باقی می ماند. 

منبع: Spark Notes


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو