سینما هالیوود

نقد فیلم واندر وومن

به این نقد امتیاز بدهید

واندر وومن  – Wonder Woman

کارگردان: پتی جنکینز – Patty Jenkins

بازیگران: گل گدوت، کریس پاین، کانی نیلسن، رابین رایت، دنی هوستون، دیوید تیولیس، ایون برمنر

سال: ۲۰۱۷

نقد فیلم زن شگفت انگیز

نقد فیلم واندر وومن

از زمانی که ویلیام مولتن مارستون شخصیت واندر وومن را در ۱۹۴۱ خلق کرد، این شخصیت همیشه به بهترین نجو ممکن ظاهر شده است به ویژه وقت هایی که هسته داستانش به سمت ویژگی های فمنیستی رفته باشد. وقتی هنرمندان برای درکی عمیق از این شخصیت از احساسات و شفقتش بهره می برند (نه خشونت هایش در میدان جنگ)، مخاطبان به این ابرقهرمان احساس نزدیکی و صمیمت بیشتری پیدا خواهند کرد، به این شکل این شخصیت چیزی را ارائه می دهد که در میان دیگر شخصیت های از این دست کمتر دیده می شود: قدرت  و خیالی که خواست و احساسات درونی زنان را بیان می کند. اما این فیلم به ندرت فضایی را برای خیالات و آرزوهای زنان در چنین وسعتی ایجاد می کند. در اقتباس های کامیک هم زنان می توانند محکم، شوخ و با اعتماد به نفس باشند، اما به ندرت پیش می آید که سازنده ی سرنوشت خویش باشند.

به عنوان طرفدار قدیمی واندر وومن، نگران بودم زمانی که فیلمی مبتنی بر این شخصیت ساخته شود، نتیجه آن چگونه باشد و نکند ویژگی های متمایزش کم رنگ شوند. مسلما فروش واندر وومن به عنوان زن قهرمانی انتقام جو هم چون دیگر قهرمانان موجود، می تواند بسیار آسانتر باشد، اما در این صورت  تمایز چندانی با دیگر آثار مشابه ایجاد نمی شود. در این فیلم مسیری که کارگردان آن، پتی جنکینز در پیش گرفته، برای ایجاد مضمون و طرحی مرتبط با داستان اصلی فیلم بوده است. هدف نمایش سواحل زیبای تمیسکیرا (جزیره بهشت در کامیک های آمریکایی) نیست، همان بهشت آرمانی که زن شگفت انگیز آن را خانه می خواند. در صحنه هایی کاملا واقع گرایانه  در نبردها، جنکینز بسیار هوشمندانه توجهش را به سمت چهره ی نقش اول زن فیلمش، دایانا (گل گدوت) معطوف کرده است. بارها چهره ی او کنجکاو،اندوهگین، و همراه با نشانه هایی از ترس توصیف می شود. اما اغلب اوقات هم لبخند ملایمی در چهره اش هست که خوش بینی و امیدی را در او نشان می دهد که در طول دوران خلق این شخصیت همیشه حضور داشته است، همچون رستگاری  و مرهمی که دیگر فیلم ها هم نمایش می دهند. واندر وومن تنها یک فیلم ابرقهرمانی خوب نیست، صادقانه می توان گفت که فیلمی عالی است که نیاز به توصیف و تمجید هم ندارد. و در کل فیلمی بسیار الهام بخش است.

فیلمنامه نوشته آلن هاین برگ  است که داستان آن را با همکاری زاک اسنیدر و جیسن فاکس نوشته اند، داستان فیلم از الهام های مختلفی استفاده کرده است که گلچینی از داستان کامیک واندر وومن با قدمتی ۷۶ ساله است. دایانا دختر جوانی است که از محافظت کردن از ساکنین آمازون تمیسکیرا، جزیره ای دور افتاده و منزوی لذت می برد؛ بهشتی منزوی که یزدان های آلمپوس ساختند. هیچ یک از آمازونی ها قوی تر از مادرش ملکه هیچولیتا (با بازی کانی نیلسن) نیستند. اما دایانا می خواهد که توسط خاله اش آنتیوپ (رابین رایت) هنرهای رزمی را آموزش ببیند. دایانا از دختری مهربان، به جوانی کنجکاو و شجاع  تبدیل می شود که هیچ گاه برای کمک به دیگران تردید نمی کند. حتی وقتی مردی همچون کاپیتان استیو ترور (کریس پاین) را که در کنار جزیره سقوط می کند و خبر جنگ جهانی اول را با خود دارد، نجات می دهد. دایانا تنها زندگی را که می شناسد را ترک می کند و به سمت لندن ۱۹۱۰ می رود تا جنگی را متوقف کند که باور دارد به خاطر یزدان آرس (خدای جنگ در یونان باستان) رخ داده است.

فیلمبردار متیو جنسن، طراح تولید، آلین بونتو و طراح لباس، لیندی همینگ، تمیسیرا را به شکل آرمان شهری ساخته اند و در تصویر سازی آن معیارهای فرهنگی مختلفی را به کار برده اند. اثری از دوره هلنیک دیده نمی شود که از چنین داستانی با این الهام هایش از افسانه های یونانی انتظار می رود. آمازونی هایی را می بینیم که خانه هایشان را به شکلی ساخته اند که به زیبایی و  شکوه طبیعت احترام می گذارد نه اینکه باعث نابودی طبیعت شود، البته طبیعت کاملا هم دست نخورده نیست. صحنه های جزیره طیفی از رنگ های خیره کننده را با خود دارد، شامل رنگ طلایی زره ها، آبی نیلگونی دریایی که آن ها را احاطه کرده است، رنگ های کرم گرم و قهوه ای تلخ. جنکینز بسیاری از این صحنه ها را در برداشت هایی وسیع گرفته و از طبیعت باشکوه و زیبای این محیط نهایت لذت را برده است. تاریخ آمازونی ها با داستان پس زمینه ی عمیق و زیبا توسط هیپولیتا روایت می شود، اثری رنگارنگ همچون نقاشی های کاراواجو را به تصویر می کشد. با این همه، واندر وومن هنوز چیزهای زیادی برای به تصویر کشیدن دارد، چیزی که بر زیبایی و دلپذیری فیلم می افزاید، بازی گل گادو و کریس پاین است.

گادو به زیبایی ترکیبی از کنجکاوی، بی ریایی و احساسات را ارائه می دهد که از همان آغاز فیلم در زن شگفت انگیز نمود پیدا می کند. مهم تر از هر چیز این است که او زره اش را پوشیده است، زره او را بر تن ندارد و او در تسخیر لباسش نیست. او قهرمان گرایی کلاسیک را به تصویر می کشد و اشاره ای به بازی کریستوفر ریو در نقش سوپر من از سال ۱۹۷۰ دارد. پاین هم با این حس امیدواری و شوخ طبعی دایانا بسیار هماهنگ پیش می رود. او در بیان احساسات پیچیده شخصیت جوانی مضطرب بسیار خوب ظاهر می شود. صحنه های خیره کننده ای در شروع فیلم می بینیم، صحبت های دایانا در این مورد که برای شادی و خوشی زن ها، وجود مردها لازم و ضروری نیست. استیو در حضور دایانا جوانی خام به نظر می آید، که مسیر تکامل داستان را منحصر به فرد می کند. شیمی آن ها بسیار مهیج است، و باعث می شود فیلم زن شگفت انگیز به داستانی عاشقانه و ابرقهرمانی موفق تبدیل شود که داستان اصلی آن در یکی از خشن ترین جنگ ها روایت می شود.

آنجلیکا جید باستین

منبع: Roger Ebert

***

پیش نمایش فیلم را ببینید:


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو