آلبرشت دورر نقاشی

نقد نقاشی ضیافت رزاری

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

ضیافت رزاری – Feast of the Rosary

نقاش: آلبرشت دورر – Albrecht Durer

سبک: رنگ روغن روی پانل

سال: ۱۵۰۶

نقد نقاشی ضیافت رزاری

نقد نقاشی ضیافت رزاری

آلبرشت دورِر اهل شهر نورنبرگ آلمان، یکی از بزرگ ترین نقاشان اواخر دوره گوتیک و اوایل رنسانس بود. ضیافت رزاری یکی از آثار برجسته او است که در سال ۱۵۰۶ آن را کامل کرد و اکنون در گالری ملی پراگ نگه داری می شود. در فرانسه این اثر با عنوان دوشیزه ضیافت رزاری شناخته می شود. این اثر هنری به عنوان نقطه عطف و اثری برجسته در زمان گذار از اواخر دوره گوتیک / قرون وسطایی (قرن پانزدهم) و شروع رنسانس (قرن شانزدهم) بسیار مورد توجه قرار گرفت.

رزاری که معمولا به عنوان دومینیکن رزاری خوانده می شود، نوعی تسبیح است که در کلیسای کاتولیک استفاده می شود. نام آن به خاطر رشته و یا دانه های تسبیحی است که برای شمارش مناسک عبادت ها استفاده می شود و به معنی تاج گل است.

دورر برای دومین بار در سال ۱۵۰۵ به ایتالیا بازگشت و سال بعد در ونیز ساکن شد. چند تاجر آلمانی مهاجر که در اطراف مرکز تجاری ونیز به نام فونداکو دئید تدسجی ساکن شده بودند، پیشنهاد این کار را به او دادند. آن ها اثری محرابی برای کلیسایشان در سان بارتولومئو می خواستند. سفارش دهندگان این اثر افرادی بسیار دقیق بودند و برایشان بسیار مهم بود که چه چیزی در این تابلو ترسیم شود.  می خواستند که اجتماعی از همبستگی و برادری رزاری باشد، آن اجتماعی که در استراسبورگ در سال ۱۷۴۷ توسط کشیش آلمانی، ژاکوب اسپرنگر تشکیل شد. آن ها همچنین می خواستند این اثر الهامی برای ستایش شهروندان آلمانی ساکن ونیز بشود. این نقاشی اثری سرشار از رنگ است و افراد مختلفی در آن حضور دارند. بگذارید برخی از شخصیت هایی که دورر در نقاشی اش کشیده است را معرفی کنیم، افرادی که احتمالا انتخابشان طبق خواست سفارش دهندگان بوده اند. تکمیل کارهای مقدماتی روی پنل سه ماه طول کشید و  دورر بیست و یک طراحی اولیه با قلم و جوهر کشید که طبق سنت های نقاشی ونیز پیش می رفت. در کنار این ها دورر تعدادی طراحی های کوچک را هم انجام داد که می خواست در این اثر استفاده کند، برخی از آن ها طرح هایی واقعی و برخی هم خیالی بودند.

شخصیت اصلی نقاشی، حضرت مریم است که بر تخت نشسته و کودکش مسیح را در آغوش دارد. مریم و کودکش همراه با ستایش گرانش در فضایی بیرون  ومحیطی قرار گرفته اند که احتمالا مرتبط است با شیفتگی و علاقه دورر به انسان گرایی ایتالیایی که روی ارزش و جایگاه انسان در طبیعت تاکید داشت. این نقاشی شبیه به دیگر آثار انسان گرایانه ای است که از قدیسان و افرادی در محیط و فضایی مشابهی کشیده شده اند. بالای سر مریم، دو فرشته در حال پرواز می بینیم که تاجی باشکوه و آراسته با خوشه هایی از مروارید و دیگر سنگ های گران بها را نگه داشته اند. قسمت پشتی تخت با پارچه ای مزین و سبز رنگ پوشیده شده که با نواری در هوا توسط دو کروبی در حال پرواز نگه داشته شده است. در پایین و کنار پای مریم، فرشته دیگری را در حال نواختن عود می بینیم. مریم مشغول اعطای تاج گل به دو مجموعه از ستایشگران است که از دو طرف در  دو صف متقارن به سمت او می آیند.

در سمت چپ نقاشی نماینده روحانیون هستند که پاپ جلودار آنان است، و در سمت راست هم نمایندگان قدرت سکولار قرار گرفته اند. سیکتوس چهارم که زانو زده است هم جلودار ستایشگران مذهبی در سمت چپ است، کلاهش در کنار او روی زمین قرار دارد، حضورش در نقاشی احتمالا به خاطر این باشد که او در سال ۱۴۷۴ همبستگی و برادری روزاری را تایید کرده بود. مسیح کودک در حال گذاشتن تاج بر سر او است.

صف غیرروحانیون سمت راست، پشت سر ماکسیمیلیان نماینده  امپراطوری هستند، تاج امپراطوری اش درکنارش قرار گرفته  وحضرت مریم خودش در حال گذاشتن تاج بر سر اوست. به این دو مرد به عنوان دو شخصیت با قدرت و والا مقام در جهان کاتولیک نگاه می شد. سمت چپ مریم، دومینیک قدیس، روحانی اسپانیایی و بنیانگذار فرقه دومینیکن در ۱۲۱۶ است. در نقاشی او در کنار تعدادی فرشته، حلقه گل هایی را به معتقدان اعطا می کند و تاج ها را به نشانه برکت روی سر آن ها می گذارد. در میان گروه مذهبی سمت چپ نقاشی، پادشاه ونیز، آنتونیو سوریانا را می بینیم که دست هایش را در جلویش بسته است. دورر در کنار او، بورکارد وان اسپیر را نقاشی کرده است که در زمان کشیده شدن نقاشی، کشیش کلیسای سان بارتولومئو بود.

اگر به سمت راست نقاشی نگاه کنیم، چشم انداز کوه های آلمانی را در پس زمینه، و صف مردم غیر روحانی را در انتظار رسیدن به حضور مریم و کودکش می بینیم. البته یکی از کسانی که چشممان به او می افتد خود نقاش است. دورر معمولا دوست داشت در صحنه های شلوغ  نقاشی هایش حضور داشته باشد. اینجا هم او را می بینیم که با موهایی بلند و طلایی جلوی درختی ایستاده است، لباسی مجلل و عبایی از جنس خز و آستین هایی حلقه ای پوشیده است که باعث می شود خیلی سریع از میان مردمان درون نقاشی به چشم بیاید. توجه کنید که در میان تمامی شخصیت ها تنها اوست که مستقیم به ما نگاه می کند. طومار نوشته ای را در دست دارد که روی آن نوشته شده است:
آلبرت دورر ، یک آلمانی ، آن را به مدت پنج ماه ساخت. ۱۵۰۶

کنار او لئونارد ویلت اهل رگنسبورگ ایستاده است، او یک چاپگر و بنیانگذار برادری رزاری در ونیس بود. در سمت راست نقاشی، دورتر از پیش زمینه، هیرونیموس اهل اگوسبرگ را می بینیم که استاد معماری و ساختمان سازی بود. او بود که ساختمان فونداکو دی تدسچی در ونیز را پس از اینکه در آتش سوزی کاملا تخریب شد از نو طراحی کرد.

این اثر محرابی تا سال ۱۶۰۶ در کلیسای سان بارتولومئو در ونیز باقی ماند. بعد از آن پس از مذاکراتی طولانی با ۹۰۰ دوکات (سکه طلا) توسط رادولف دوم امپراطور روم خریداری شد. چهار مرد با هم نقاشی را به امپراطوری در پراگ انتقال دادند. در زمان هجوم نیروهای سوئد آن را پنهان کردند و نقاشی که آسیب زیادی دیده بود در سال ۱۶۳۵ به خانه اش بازگشت. در ۱۶۶۲ برای اولین بار تعمیراتی روی آن صورت گرفت که بعدها مرمت های بیشتری انجام شد که همگی به جای ترمیم آسیب بیشتری به اثر زدند. در ۱۷۸۲ در یک حراجی با قیمت دو فلورین فروخته شد. در طول سال ها توسط کلکسیون داران آثار هنری خرید و فروش می شد و نهایتا در سال ۱۹۳۰ چکسلواکی آن را خریداری کرد.

این نقاشی رنگارنگ دورر، اثری عالی به شیوه سنت هنری ونیزی است که ترکیبی از رنگ های غنی و عمیق قرمز، آبی و سبز را در خود دارد. این غنای رنگ آمیزی اثر می تواند جوابی مناسب برای آن منتقدانی باشد که قبلا  می گفتند شکی  در توانایی های دورر در حکاکی نیست اما او توانایی کار با رنگ ها و خلق یک نقاشی خوب را ندارد. این نقاشی بسیار مورد توجه قرار گرفت و از تمامی اروپا بازدید کنندگان زیادی برای دیدن آن می آمدند. در آن زمان این اثر به عنوان یکی از آثار هنری برجسته و شاخص ونیزی مورد توجه قرار می گرفت و همچنین اثری بود که می توانست اثباتی غیرقابل انکار باشد بر جایگاه دورر به عنوان استاد نقاشی دوره رنسانس.

منبع: My Daily Art Display


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو