ادبیات هومر

نقد حماسه ادیسه هومر


به این نقد امتیاز بدهید

ادیسه – The Odyssey

نویسنده: هومر – Homer

سال نگارش: قرن هشتم پیش از میلاد

نقد حماسه ادیسه هومر

نقد حماسه ادیسه هومر

اگر کتاب ایلیاد درباره قدرت است، ادیسه اما بر روی زیرکی تمرکز می کند. این تفاوت در همان اولین خطوط این کتاب مشخص می شود. در ایلیاد داستان خشم آشیل، قوی ترین قهرمان ارتش یونان روایت می شود. ولی ادیسه همان طور که در داستان هم اشاره می شود داستان «مردی با پیچیدگی ها و مسیرهای پر پیچ  و خم است.»  شخصیت ادیسیوس در این داستان قدرت خارق العاده ای ندارد. به جای زور بازو بیش تر بر روی قدرت ذهنش تمرکز می کند. این مساله در مواجهه او با افراد مختلف بارها مطرح می شود. برای مثال  او می داند که نمی تواند حریف پولیفموس شود. حتی اگر از پس او برآید، باز هم برای کنار زدن تخته سنگ عظیم جلوی غار به مشکل بر می خورد. به این ترتیب ادیسیوس تصمیم می گیرد که از حماقت پولیفموس استفاده کند. او اگرچه  با قدرت خود چشم پولیفموس را کور می کند، ولی باز هم این اقدام او تمهیدی برای نقشه زیرکانه بزرگ تری است که در سر دارد. 

همچون ایلیاد، ادیسه هم به دنبال این است که قهرمانی بزرگ خلق کند که اعمالی قهرمانانه انجام می دهد و در این حین، خدایان به دنبال گذاشتن موانعی بر سر راه او هستند. ولی ادیسه را نمی توان صرفا دنباله ای بر ایلیاد در نظر گرفت. ادیسه ماجرای بازگشت به خانه است با داستانی پیچده تر، شخصیت هایی از طبقه های پایین تر جامعه و با تمرکز بر روی شخصیت های زنی که در خانه منتظر بازگشت همسران خود هستند. بخش های زیادی از داستان با معرفی موجودات و ماجراهای خیالی و اساطیری، به نوعی بر روی فرهنگ فولکلور هم تمرکز می کند. همچون تمام حماسه ها، ادیسه هم داستان یک سفر است. ادیسیوس هدفی در سر دارد و در زمانی معین باید به آن برسد. 

برای ادیسیوس، دریا چیزی جز دردسر به همراه ندارد و همیشه بلاهای مختلفی بر سر او و یارانش وارد می کند. در جایی از کتاب می گوید: «ما آخایایی هایی هستیم که از تروا آمده ایم، باد هایی که در دریای آزاد از هر جهت می وزد باعث شد مسیر خودمان را گم کنیم و از وطن خود دور شویم. به این ترتیب به این جا آمده ایم. به همان صورتی که زئوس مقدر کرده بود.»

این پاراگراف کوتاه به خوبی نقش دریا را آشکار می کند. به نظر می رسد دریا، خلیجی عظیم باشد که بین انسان ها و خدایان فاصله می اندازد. یونانیان باستان هر قدر هم دریانوردان ماهری باشند، باز هم نمی توانند با قایقی کوچک و این تعداد همراه، کاری از پیش ببرند. دریانوردان معمولا خود را به دست باد می سپارند. به این ترتیب دریا را در ادیسه می توان نمادی از خود زندگی در نظر گرفت. دریایی که پر از رنج است، در معرض خشم خدایان قرار دارد و به ندرت تمایل دارد که محبتی عرضه کند. 

بازگشت به خانه یکی از مهم ترین مضمون های این اثر است. حتی زمانی که ادیسیوس در جزیره سخریا عاشق ناوسیکائا می شود، باز هم نمی تواند میل خود برای بازگشت به خانه را نادیده بگیرد. به همین دلیل پیشنهاد ازدواج را رد می کند. خانه در یونان آن دوران به حدی اهمیت داشت که آن ها حتی یک واژه به نام «نوستوس» برای اصطلاح «بازگشت به خانه» در ادبیات خود داشتند. واژه ای که بعدا اصطلاح «نوستالژی» از آن ریشه گرفت. ولی مساله متناقض یا به نوعی کشمکشی که در ادیسه رخ می دهد این است که بازگشت به خانه بر خلاف ویژگی های سلحشوری جنگجویان آن زمان و نبرد با افتخار است. اگر در خانه کنار خانواده خود بمانید نمی توانید یک قهرمان شوید. بسیاری از منتقدان معتقدند ادیسه داستان نوستوس یا بازگشت به خانه است، بر خلاف ایلیاد که درباره کلیوس یا قدرت و افتخار صحبت می کرد. نکته قابل توجه این است که هرچه میل ادیسیوس برای کلیوس بیش تر می شود (برای مثال در جایی که او به پولیفموس اسم و رسمش را می گوید)، بیش تر و بیش تر از نوستوس فاصله می گیرد. 

تا اواخر کتاب، ما هنوز با قطعیت نمی توانیم مشخص کنیم در نبرد بین کلیوس و نوستوس، کدام یک پیروز شده اند. اصلا آیا باید نوستوس را یک فضیلت برتر در نظر بگیریم؟ در نظر داشته باشید که آشیل در جهان زیرین بابت این که مسیر شهرت و افتخار را طی کرده احساس تاسف می کند. او می گوید ترجیح می دهد یک برده بر روی زمین باشد تا یک پادشاه در جهان زیرین. 

منبع: Shmoop


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو