ادوارد آلبی نمایشنامه

نقد نمایشنامه رویای آمریکایی


به این نقد امتیاز بدهید

رؤیای آمریکایی – American Dream

نویسنده: ادوارد آلبی – Edward Albee

سال: ۱۹۶۱

نقد نمایشنامه رویای آمریکایی

نقد نمایشنامه رویای آمریکایی

رؤیای آمریکایی

رؤیای آمریکایی تمثیلی است از چشم انداز آمریکایی که منحرف شده است، چشم انداز و تصویری که اینجا با‌ شخصیت های مامی سادیستی، دَدی عقیم و مادربزرگ بدخلق نمود پیدا می کند. این نمایشنامه به نمایش تصوری از آنچه از رؤیای آمریکایی در این خانه باقی مانده است می پردازد.

رؤیای آمریکایی در مرد جوان نمود پیدا می کند؛ جوانی رعنا، شیک و مرتب اهل غرب میانه از ایالات آمریکا که خودش را یک «گونه» می نامد. با اینکه از نظر جسمانی عالی و بی ایراد است، اما ناکاملی هایی در خود دارد؛ تمامی احساسات و عواطفش را نسبت به قتل برادر دوقلویش را از دست داده است، برادری که مشخص می‌شود برادر دوقلویش بوده که از همان بچگی از هم جدا شده اند. این قل یعنی اولین پسری که مامی و دَدی به فرزندی قبول کردند، به عنوان عدم تکاملی در مقابل برادرش قرار می گیرد. او سر، ستون فقرات، شکم، گوشت و … ندارد. به علاوه او از زجر و عذاب شکجنه های سادیست گونه مامی رنج می برده، از تنبیه ها و عذاب هایی که به خاطر هر یک از رفتار هایی دیده که به اقتضای رشد جسمی و خواست های کودکانه اش داشته است. مثلا: چشمی به خاطر داشتن علاقه زیاد به ددی و «آن جایش» به خاطر خود ارضایی و غیره.

این کودک که «ابزار مسرت» هم خطاب می‌شود، نمی‌تواند آن چه بالاترین خواسته مامی و ددی است را برآورده کند: رضایت و خرسندی آن ها. نتیجه این شکنجه ها این مرد جوان می شود، مردی تخریب شده و به دور از دیگران اما از نظر شکل و قیافه ظاهری فردی تمام و کمال است. کسی که نمی‌تواند ربطی به دیگران داشته باشد، اما این ساختار موجود در اطرافش را پذیرفته است، اینکه دیگران بایستی ربطی به او داشته باشند. او پسری برای مامی و دَدی می‌شود و آن رضایت و خرسندی را برایشان فراهم می‌آورد که آن‌ها سال‌ها است آرزو دارند. او کسی است که می‌گوید برای پول هر کاری می کند،‌ از لحاظی این همان چیز کاملی است که مامی و ددی سال‌هاست که به دنبالش هستند، همان کالایی که همیشه می خواستند.

تمثیل آلبی از رؤیای آمریکایی واقعاً عجیب است. رؤیای آمریکایی به عنوان اینکه چه کسی تا پایان می تواند ادامه دهد یا به عنوان یک طرز تفکر ظاهر نمی شود، بلکه به عنوان یک شخص یا یک ملک نشان داده می شود. یک تشریح احتمالی از این تمثیل، شامل مفهوم تئاتری مهمی در رابطه با نقاب افراد است. همراه با ارتباطی جدا نشدنی، دوقلوها از لحاظی چهره هایی هستند برای نشان دادن بازیگر و نقابش. مرد جوان به عنوان رؤیای آمریکایی، نقابی است که مردی در پشت آن قرار ندارد، شخصیت پردازی که فاقد یک فردیت است. همان‌طور که او به مادربزرگ می گوید، او یک گونه است. قتل برادر دوقلویش، قتل همان مرد پشت نقاب است، حذف آن جسم یاغی، حذف آن شوق است که تنها از طریق عذاب و شکنجه‌‌هایی که دیده می‌تواند خودش را در بهترین شکل و قالب قرار دهد. محصول این شکنجه و تخریب، همین مرد جوان است. بدین صورت آلبی شرحی اهریمنانه از رؤیای آمریکایی را ارائه می دهد،‌ و آن را به عنوان نقابی از انسان، زیاده خواهی، تندروی و افراط گری هایش تصور می کند.

زبان و خشونت

همین توضیحات درباره نقاب می‌تواند به این مساله اشاره داشته باشد که رؤیای آمریکایی خودش را نزدیک با ارتباط بین زبان و خشونت می بیند. این مساله شامل هم خشونت زبانی استفاده شده در روابط اجتماعی می‌شود و هم خشونتی که در خود زبان روی می دهد. خشونتی که به روشنی بسیاری از همان چیزی را توصیف می‌کند که منتقدان به عنوان پوچ انگاری ترین لحظات این نمایشنامه در نظر می گیرند. در مورد اولی، مادر بزرگ به وضوح تأکید روی خشونتی دارد که در روابط اجتماعی و در برخورد با افراد پیر صورت می گیرد. عقیم کردن هم یکی دیگر از نمونه‌های اصلی این خشونت است. ظرفیت زبان برای تأثیرات خشونت آمیز، اغلب بر مبنای ویژگی‌هایی موثری است به صورتی که علاوه بر توصیف واقعیتی اجتماعی، آن چیزی را که توصیف می‌کند را دچار تغییر نیز می کند. این مفهوم عملگرایی زبان، اینکه زبان عملی را انجام می دهد، جنبه‌ای مهم و اساسی از این نمایشنامه است.

عقیم کردن

یکی از خشونت های اصلی موجود در نمایشنامه، شورش و طغیان مامی بر ددی است. همچون خیلی از شخصیت‌های زن آلبی در نمایشنامه هایش، بارزترین نمونه مارتا در چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد، مامی «مادر بده»‌ ای کامل است:‌ سادیستی، حسود، حریص و غیره. در برخی مقاطع، نمایش بینندگان را مبهوت در سادیسم مامی نگه می‌دارد و آن ها را بهت زده رها می کند: تأثیری که ایجاد می‌کند نمونه‌ای از همان سادیست و لذت بردنش از عذاب دیگران است. قربانی خشونت های او بیش از هر کس دیگری دَدی است، که در همان آغاز شروع به تحقیر کردنش می کند. برای نمونه او ددی را مجبور به بازگو کردن داستان کلاه بژ رنگش می کند. وقتی که ددی می‌رود در را باز کند و مرد بودنش را می‌خواهد نشان دهد، مامی او را با آن لحن تندش تمسخر می کند. همان‌طور که گفته شد، او پسر کوچکشان،‌ یا ابزار مسرت را به خاطر رشد جسمی و خواسته‌های کودکانه اش شکنجه می داد: مرد جوان، وجودی منفی از گونه‌ها، نتیجه همه این شکنجه ها و تخریب هاست.

منبع: Spark Notes


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو