اول شخص بازی

نقد بازی ندای وظیفه: جنگ جهانی دوم


به این نقد امتیاز بدهید

ندای وظیفه: جنگ جهانی دوم – Call of Duty : WWII

سازنده: اسلج همر گیمز

ناشر: اکتیویژن

سکو: مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان

سال انتشار: ۲۰۱۷

نقد بازی ندای وظیفه: جنگ جهانی دوم

نقد بازی ندای وظیفه: جنگ جهانی دوم

به نظرتان در دنیای بازی های کامپیوتری تا به حال چند بار حمله به ساحل نورماندی را دیده اید؟ تا جایی که من به خاطر دارم این ماموریت در مدال افتخار و گروهان قهرمانان بازسازی شده است. با وجود این که ساحل نورماندی در کل سری ندای وظیفه تنها یک بار مورد استفاده قرار گرفته است، ولی وقتی دوباره آن را در ندای وظیفه: جنگ جهانی دوم تجربه می کنید، یک حس آشنا به سراغتان می آید. با وجود این که می دانید این بار هم همچون همیشه، گروهی از سربازان در صبحی سرد و مه گرفته باید با نهایت سرعت به سمت برج و باروهای سراپا مسلح دشمن حمله کنند. 

مهم ترین شخصیت داستان رونالد دنیلز است، سرباز هنگ پیاده نظام ۱۶ که او را با نام مستعار «رد» می شناسند. در همین ساحل نورماندی او تلاش می کند با یک سخنرانی الهام بخش، شور و شجاعت سربازان داخل قایق ها را بیش تر کند. این سخنرانی اما تاثیری وارونه بر روی رد می گذارد. او حین این سخنرانی به یاد یکی از سخنرانی های مربی فوتبال خود در دوران دبیرستان، پیش از یک مسابقه می افتد. رد بعدا می گوید که آن بازی را با ۴۲ امتیاز اختلاف باختند. 

نکته غافلگیر کننده این است که این مرحله که بعد از سخنرانی رد می بینیم، آن قدرها هم مرگبار نیست. چرا که اساسا یک مرحله آموزشی است. فرصتی است برای بازیکن تا با اصول بازی آشنا شود. همان قوانین اصلی این سری که بیش تر بازیکن ها از حفظ می دانند: نحوه نشستن، سینه خیز رفتن، هدف گیری کردن و … . در تک تک ماموریت های بازی که داستان زندگی رد و دوستانش از ساحل نورماندی تا سقوط آلمان را روایت می کند، نوعی تکرار دیده می شود. هر مرحله مملو از خاطراتی فراموش شده است. خاطراتی که تنها منحصر به تاریخ یا نبرد نیستند، بلکه خاطراتی از زمان هایی هستند که در گذشته و در عصری دیگر صرف بازی های کامپیوتری می کردیم. یکی از مراحل ابتدایی بازی در نبرد آخن رخ می دهد، اولین شهر عمده آلمان ها که نیروهای آمریکایی فتح کردند. این مرحله مرا به یاد ندای وظیفه: بهترین زمان انداخت که در سال ۲۰۰۴ بازی کرده بودم. 

یکی دیگر از مراحل بازی که بازسازی نبرد آردنن است هم خاطرات مشابهی از ندای وظیفه: حمله متفقین و ندای وظیفه: بلک اپس ۳ را در من زنده کرد. صحنه های برفی تماشایی نبرد آردتن در این قسمت به زیبایی نشان می دهد که این سری از دهه ۲۰۰۰ تا به حال تا چه حد پیشرفت کرده است. قسمت های اولیه ندای وظیفه معمولا مراحل مبتنی بر جهان آزادی داشتند که در آن ها، از همه جا گلوله های دشمن به شما حواله می شد و بازیکن ها خودشان باید مقصد را پیدا می کردند. این مراحل استرس زا و گیج کننده بودند. مراحل ندای وظیفه: جنگ جهانی دوم، جنگ را همچون یک صحنه نمایش هنرمندانه به تصویر می کشند. طراحی صحنه و لباس مرتب در حال تغییر است. به این ترتیب، اگرچه ماموریت ها و وظایف شما نسبتا مستقیم و مشخص است، ولی همیشه جنبه ای از قهرمان بازی و دلاوری در آن ها دیده می شود. 

مرحله نبرد آردنن با شبیخون به یک اردوگاه آرام در جنگلی پوشیده از برف آغاز می شود. سپس برای چند دقیقه وارد یک مبارزه هوایی می شویم. شما باید از مجموعه ای از هواپیماهای بمب افکن محافظت کنید. سپس دوباره کنترل رد را بر روی زمین بر عهده می گیرید و تانک های آلمانی را برای بمب افکن ها علامت گذاری می کنید. این مرحله با حمله موج تازه ای از نیروهای آلمانی به پایان می رسد. بازی فرصت بازی چندانی در اختیار شما قرار نمی دهد، بیش تر ترجیح می دهد شما با روند بازی همراه باشید. 

در نگاه اول به نظر می رسد حالت چند نفره بازی تنها حول یک بخش مرکزی تازه به نام «مرکز فرماندهی» یا هدکوارترز تمرکز کرده است. حالتی که اولین بار در ندای وظیفه ۴: جنگاوری مدرن دیدیم. ولی مرکز فرماندهی تازه یک بخش ویژه و گسترده است که به شما کمک می کند بتوانید تمام امتیازات و پولی که در بازی به دست می آورید را سازمان دهی کرده و در فاصله بین مسابقات هزینه کنید. هر کار و اقدامی در بازی یک نوار تجربه دارد که پر می شود. با هر دشمنی که از بین می برید تجربه شخصیت شما افزایش می یابد. هر چه از اسلحه هایتان بیش تر استفاده کنید ترازشان افزایش بیش تری می یابد. پیش از شروع هر مسابقه می توانید یکی از پنج کلاس موجود را انتخاب کنید. در کنار این ها شما هم چنین با قبول ماموریت های مختلفی همچون «کشتن ۵۰۰ دشمن»، «۱۰ هدشات در ۲۰ دقیقه» یا «کشتن ۱۰ نفر با تپانچه» پاداش های مختلفی دریافت کنید. 

چرخه اقتصادی بازی حول «سکه های زرهی» و «نشان های باز کردن درجه» ای می چرخد که از آن ها می توانید برای باز کردن اسلحه های جدید، تقویت کننده های موقتی، تجهیزات پزشکی و ضمیمه های اسلحه ها استفاده کنید. البته اگر خوش شانس باشید می توانید از طریق صندوق های مهماتی که از بالا ارسال می شود به این موارد دست پیدا کنید. تمام این سیستم با یک سیستم حقوق مالکیت معنوی و خرید حق امتیازهای مختلف صورت گرفته است. اگر دقت کنید اولین بار که می خواهید بازی را شروع کنید باید ۲۲ صفحه حقوق مالکیت نرم افزاری و خدمات مختلف را تایید کنید. این ها نشان می دهد خرید این بازی در اصل نقطه آغاز ارتباط طولانی و مالی است که اکتیویژن امیدوار است بتواند با بازیکن برقرار کند. 

این تعهدی که اکتیویژن از بازیکن انتظار دارد، به نوعی در خود بازی هم اشاره ای به آن می شود. زمانی که رد متوجه می شود که معشوقش در تگزاس باردار است  و این فرصت را دارد که جنگ را رها کند و پیش او برگردد. ولی او ترجیح می دهد در آلمان بماند و به دنبال دوستی بگردد که در ماموریت قبلی گم شده است. او می گوید: «اون زندگی رو قبلا یه بار تجربه کردم. دیگه نمی تونم اون طوری باشم.» به همین ترتیب، ندای وظیفه: جنگ جهانی دوم بازی است که کنار گذاشتن آن، حتی از ماندن در میدان های نبردش سخت تر است. 

مایکل تامسن

منبع: The Washington Post

***

پیش نمایش بازی ندای وظیفه: جنگ حهانی دوم:


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو