پیتر شیفر نمایشنامه

نقد نمایشنامه آمادئوس


۵ (۱۰۰%) ۱ vote

آمادئوس – Amadeus

نویسنده: پیتر شیفر – Peter Shaffer

اولین اجرا: ۱۹۷۹

نقد نمایشنامه آمادئوس

نقد نمایشنامه آمادئوس

جهان دراماتیکی که پیتر شیفر در نمایشنامه های خود خلق می کند تحت تاثیر این دو منبع مهم ادبیات غرب قرار دارد: انجیل با مضامین الهی شناسی خود، و اسطوره های یونان باستان. علاوه بر این، شیفر هم چنین در نمایشنامه های خود سعی می کرد از عناصر غیرغربی همچون جادو، آداب و رسوم و تعابیر نمادین نیروهای طبیعت استفاده کند. لایه های اسطوره شناسی آثار او باعث شده که منتقدان در بررسی شخصیت های شیفر رگه هایی از شخصیت های نمادینی همچون پرومتئوس و فاوست پیدا کنند. 

شیفر در نمایشنامه های اصلی خود از جمله آمادئوس، ارجاعاتی به انجیل را مورد توجه قرار می دهد. در نمایشنامه های او با قهرمانانی طرف هستیم (مثل سالیری همین نمایشنامه) که به دنبال کشف فلسفه هستی انسان و پرسش های ماورائی همچون ماهیت عدالت الهی و ارتباط بین انسان و خدا هستند. دنیس ا. کلاین منتقد معتقد است سالیری، قهرمان و راوی اصلی نمایشنامه آمادئوس، اقتباسی ادبی از شخصیت شیطان در کتاب اشعیا عهد عتیق است. گروهی دیگر از منتقدان بر این باورند که تلاش سالیری برای مورد بحث قرار دادن ماهیت عدالت جهان و اعتقاد همیشگی او به خدا، با الهام از ماجرای بحث میان حضرت ایوب و خدا خلق شده است. در عهد عتیق، ایوب بعد از این که با سختی های زیادی مواجه می شود، نسبت به عدالت الهی و اعتقادات خود دچار تردید می شود. سالیری را هم چنین می توان نمادی از قابیل در نظر گرفت. او هم مانند قابیل بارها تصور می کند که آن چنان که باید، مورد توجه خداوند قرار نگرفته است. 

نکته مهم در مورد آمادئوس این است که ارجاع های نمادین آن، چیزی فراتر از اشاره به گفتگوی ایوب با خدا یا ماجرای قابیل است و خیلی از کارشناس ها چندان توجهی به این مساله نکرده اند. آمادئوس در ظاهر داستان کشمکش تماشایی سالیری، یک آهنگساز حسود و کم اهمیت با آهنگساز افسانه ای به نام موتسارت است. ولی در لایه ای زیرین در اصل با داستان شائول، پادشاه بی رحم اسرائیلی و داود، جانشین جذاب او طرف هستیم که در اول ساموئل عهد عتیق روایت می شود. این ارجاع های نمادین باعث می شود که ما در زمان و به گذشته ای اسرار آمیز سفر کنیم. در طول نمایشنامه، سالیری که جایگاه قدرتمندی به دست آورده است به مرز دیوانگی می رسد. او دست به هرکاری می زند که شخص تازه واردی که قرار است جانشینش شود را از بین ببرد. درست مثل شائول، پادشاه اسرائیل که وقتی متوجه شد داود قرار است جانشینش شود، تمام تلاش خود را برای نابودی او به کار برد. درست همان طور که پادشاه شائول با وجود تمام اقدامات خود نتوانست جایگاهی به اهمیت داود در تاریخ پیدا کند و برعکس باعث ماندگاری بیش تر داود شد، آنتونیو سالیری هم خیلی سریع در تاریخ گم می شود و این رقیب جوان تر او، ولفانگ آمادئوس موتسارت است که جایگاه خود را در تاریخ تثبیت می کند.  شیفر جزو نویسندگانی است که از سنت ها و ریشه های ادبیات غرب برای بازنویسی داستان های مدرن استفاده می کنند. 

خود شیفر در جایی اعلام کرده که این نمایشنامه داستانی خیالی از زندگی موتسارت است. چنین توصیفی هرچند هم دقیق باشد باز هم نمی تواند ما را از این حقیقت دور کند که آمادئوس، یک زندگی نامه است. ویژگی اصلی این نمایشنامه این است که تلاش می کند نگاره ای از موتسارت را به تصویر بکشد. البته نگاره ای که در مجموعه ای پیچیده از جنبه های مختلف روانشناسی، فلسفی و زیبایی شناسی به مخاطب عرضه می شود. آمادئوس را در سهل ترین و ملودراماتیک ترین سطح می توان داستان اسرار آمیز یک نابغه نامید. شیفر برای این که ثابت کند موتسارت یک شخصیت فراانسانی بوده و حتی مورد الطاف ویژه خدا قرار داشته است، جنبه های مهم و اسرار آمیز زندگی موتسارت را هم مورد توجه قرار داده است. ولی با این حال، نبوغ موتسارت باعث مطرح شدن تعدادی پرسش دردسرساز می شود. برای مثال رفتارهای بچگانه و ولنگاری او را چگونه می توان نادیده گرفت؟ ارتباط بین نبوغ و استعداد (به ترتیب، موتسارت و سالیری)، یا به عبارتی دیگر ارتباط بین عظمت یک اقلیت و میان مایگی اکثریت، شاید مهم ترین پرسشی است که این نمایشنامه در یک بستر سیاسی مطرح می کند. 

منبع: Questia / Enotes


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو