ماری کست نقاشی

نقد نقاشی سفر با قایق


۵ (۱۰۰%) ۱ vote

سفر با قایق – The Boat Trip

نقاش: مری کست – Mary Cassatt

سال: ۱۸۹۳/۱۸۹۴

نقد نقاشی سفر با قایق

نقد نقاشی سفر با قایق

 مری کست وقتی شانزده ساله بود تصمیم گرفت نقاش شود. آن هم در دورانی که بسیاری از دختران هم سن و سالش تنها به دنبال ازدواج بودند. او در فیلادلفیا به تحصیل در رشته هنر پرداخت. سپس به پاریس رفت و بقیه عمر خود را همان جا گذراند. او چون یک زن بود این امکان را پیدا نکرد که وارد مدرسه هنرهای زیبا پاریس شود. اما به صورت خصوصی آموزش خود را پیگیری کرد و با کپی کاری از نقاشی هایی که در موزه لوور قرار داشت، به تمرین پرداخت. سال ها بعد، او با ادگار دگا آشنا شد و مسیر زندگی اش برای همیشه تغییر کرد. دگا او را وارد محفل نقاشان امپرسیونیست کرد. از آن جا که در آن زمان در کافه هایی که امپرسیونیست ها حضور پیدا می کردند به زنان اجازه حضور داده نمی شد، کست مجبور شد بر روی سوژه های شخصی مثل مادران و فرزندان کار کند. چرا که نقاشان امپرسیونیست بسیاری از سوژه های خود را از همین کافه ها می گرفتند. 

در اواخر دهه ۱۸۸۰ که کست در رشته هنری خود به جایگاه مستحکمی دست یافته بود، تحت تاثیر نقاشی ژاپنی قرار گرفت و سبک نقاشی خود را به شکل گسترده ای تغییر داد. او قلم زنی های پر مانند، رنگ های پاستیلی و اشکال بی قاعده امپرسیونیستی را کنار گذاشت. کست به تدریج شروع به خلق اشکال و رنگ های غیرمعمول، سخت و تخت کرد. سفر با قایق (که از آن تحت عنوان مهمانی در قایق هم یاد می شود) نشان دهنده چنین تغییری است. کست به جای این که تلاش کند حس و حال بصری و گریزان صحنه را ثبت کند، این بار به سراغ اشکال انتزاعی منظمی رفته که در یک فضای کم عمق کنار هم قرار گرفته اند. او این بار تحت تاثیر نور فوق العاده دریای مدیترانه (این نقاشی در ساحل جنوبی فرانسه خلق شده)، سعی کرده در تمام نواحی نقاشی از رنگ های غلیظ و اشباع شده استفاده کند. کست به دنبال این بوده که مشخصه های تزئینی نقاشی را بیش تر کند، به همین دلیل کمی اغراق وارد صحنه کرده است. به سبک نقاشی های ژاپنی، خط افق در بالای ترکیب بندی قرار دارد. از طریق همین نقطه تلاقی غیرمعمول، این شخصیت ها همچون عروسک های کاغذی می مانند که بر روی یک پس زمینه سرزنده قرار داده شده اند. 

سفر با قایق همیشه به عنوان یکی از جاه طلبانه ترین کارهای کست در نظر گرفته می شود. یک وزن و آهنگ بصری در کل ترکیب بندی دیده می شود. رنگ زرد نیمکت ها و پاروی داخل قایق در سواحل دوردست دوباره تکرار شده است. بادبان در حال اهتزاز از نظر شکل، شباهت زیادی به خود قایق دارد. همین ویژگی ها باعث شده تابلو چشم ها را به طرف چپ صحنه هدایت کند، آن هم در حالی که پاروها و جهت حرکت مرد به سمت راست است. اگر بادبان برای حفظ تعادل در صحنه وجود نداشت، هیبت تیره و بزرگ مرد وزن طرف راست تابلو را بیش تر می کرد و این نقاشی دیگر از چنین تعادل بی نظیری برخوردار نبود. 

در نگاه اول به نظر می رسد این نقاشی نمایشی ساده و بی پرده از گردش یک خانواده طبقه متوسط در قرن نوزدهم باشد. ولی نقاش با اضافه کردن اشاراتی ریز تلاش کرده ارتباطات بین شخصیت ها را افزایش دهد و کمی صحنه را پیچیده تر کند. کست اگرچه از مضمون مادر و فرزند بارها استفاده کرده است، ولی در این نقاشی بخش اعظمی از پیش زمینه تحت سلطه شخصیت مذکر قرار دارد. هم به خاطر لباس ها و هم به خاطر سایه بادبان بر روی او، برای طراحی مرد از رنگ ها و طراحی تیره و تند استفاده شده است. برعکس اما در طراحی مادر و فرزندش با طیف های درخشان و نرمی مواجه می شویم که بازتاب دهنده آفتاب تابستانی هستند. مرد قایقران به جلو خم شده تا یک بار دیگر پارو بزند. او یک پایش را جلو کشیده تا تعادل خود را حفظ کند. برعکس اما زن جایگاه محکم خود را حفظ کرده و با استواری هر دو پای خود را بر روی کف قایق گذاشته است. بچه ای که در آغوش زن است، تحت تاثیر جریان آب قرار گرفته و ساکت است. به نظر می رسد هر لحظه ممکن است از روی پاهای مادر بلغزد و بر زمین بیافتد. این وضعیت عجیب کودک به خاطر حرکت قایق است. نگاه مادر و کودک به صورت نیمه پنهان قایقران، نشان دهنده نوعی ارتباط پیچیده و شخصی بین این سه نفر است و کمی تنش روانشناختی به این گردش دلپذیر اضافه می کند. 

نحوه ترسیم کست از مادران و فرزند، شباهت زیادی به نقاشی های حضرت مریم و فرزندش عیسی مسیح دارد که در عصر رنسانس زیاد مورد استفاده قرار می گرفت. در این نقاشی، مادر بر روی قسمت بالایی و مهم ترین جای قایق نشسته است. کلاهی که فرزندش بر سرگذاشته شبیه یک هاله نور می ماند. مرد هم جلوی او تعظیم کرده و به نوعی طلب آمرزش می کند. همچون این نقاشی، کست تلاش زیادی می کرد نقاشی هایی خلق کند که در آن ها، زندگی روزمره با ارجاعاتی نمادین همراه باشند. به نظر می رسید او با این کار می خواست بر روی قدرت تولید مثل و بارآوری زنان به طور ویژه تاکید کند. با این حال این نقاشی هنوز جای بحث زیادی دارد. کست به عنوان یک نقاش زن، به شکل متفاوتی به جامعه قرن نوزدهمی خود نگاه می کرده است. به نظر می رسد او می خواهد درباره احترام به زن ها صحبت کند. زنانی که به وسیله موانعی همچون این پاروها و بادبان ها محصور شده اند و فضای کمی برای ابراز وجود دارند. آن ها اعضاء منفعل جامعه هستند و نقشی در انتخاب سرنوشت خود ندارند. 

منبع: Picturing America


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو