ادبیات جان اشتاین‌بک

نقد رمان خوشه های خشم


۵ (۱۰۰%) ۱ vote

خوشه های خشم – The Grapes of Wrath

نویسنده:‌ جان اشتاین‌بک – John Steinbeck

سال: ۱۹۳۹

نقد رمان خوشه های خشم

نقد رمان خوشه های خشم

تجربه‌های مشترک

زیبایی رمان خوشه‌های خشم اثر جان اشتاین‌بک در این است که تجربه‌های خانواده جاد، بیانگر تجربیات هزاران خانواده‌ی دیگر نیز هست که به امید یک زندگی بهتر به سوی غرب سفر می کنند. چنین تجربه‌های مشترکی در زمینه‌های تاریخی هم دیده می‌شود که در همان آغاز رمان نمود پیدا می کند و در ساختار خود رمان نیز حضور دارد. این رمان اشتاین‌بک بین فصل هایی که به جزئیات زندگی اعضای خانواده جاد می‌پردازد و فصل هایی که به شکلی کلی‌تر به مهاجران می پردازد، در گذار است. در این فصل های رمان به رخدادها، جریانات و گرایشات وسیع‌تری پرداخته می شود و تجربیات مشترک مردم در این میان نمود پیدا می کند. این بخش‌های روایی رمان به شکل خاصی در ارتباط با این مضمون مؤثر واقع می شوند، چون این فصل ها همیشه مقدمه‌ای برای فصل هایی هستند که با جزئیاتی بیشتر به زندگی خانواده جاد می پردازند. در اصل آن‌ها زمینه را برای جنبه‌های خاصی از زندگی این خانواده آماده می کنند. به این صورت، تجربیات مشترک اهمیت و جاذبه‌ای به خوشه های خشم می بخشد، و آن را در میان آثار ماندگار و بزرگ ادبیات آمریکا جای می دهد.

حرص و طمع شرکت ها

هم گام با پیشروی مضمون صنعتی شدن، حرص و طمع شرکت ها و ثروتمندان هم مضمونی کلی در این رمان است. این مضمون حتی ارتباطی غیرمستقیم با عنوان اثر هم دارد: عبارت خوشه های خشم را می‌توان هم در مکاشفه یوحنا و هم در سرود جنگ جمهوری نوشته جولیا وارد هوی پیدا کرد. هر دوی این اشارات، همان‌طور که از محتوای رمان اشتاین‌بک درک می شود، فریادی هستند نسبت به قدرت‌های بالاتر برای رسیدگی به ظلم و ستم‌هایی که قدرت‌ها نسبت به کشاورزان فاقد زمین روا داشته اند. طمع زمین داران ثروتمند از ابتدای رمان تا پایان آن نشان داده شده است، آن ها تند و بی رحم هستند و برای به دست آوردن سود و ثروت بیشتر به هر کاری دست می زنند.

این مضمون هم در فصل های روایت کلی و هم در فصل هایی که به صورت ویژه به جادها و روابط مسقیم شان با دیگران می‌پردازد، مشهود است. به خاطر حرص و طمع زمین داران، مردمانی همچون خانواده جاد زندگی غم انگیز و سختی را می گذرانند. آن‌ها به سختی می‌توانند با درآمد روزانه شان شکم خود را سیر کنند. با شرایطی سخت و مشقت بار از زندگی روبه رو می‌شوند. صدها هزار از مردم در رنج و زحمت هستند فقط به این خاطر که چند شرکت قدرتمند بتوانند پول بیشتری از یک جعبه هلو یا یک کیلو کتان جمع کنند. زیر فشار این وضعیت‌های سخت و دشوار، «خوشه های خشم» کارگران به جوش می‌آید، رشد می‌کند و شدت می گیرد.

صنعتی شدن

صنعتی شدن و ماشینی شدن هرچه بیشتر کشاورزی در آمریکا باعث شد زمین داران بزرگ و ثروتمند، سود و درآمد بیشتری از زمین‌ها به دست بیاورند. این زمین داران قدرتمند وقتی که می‌توانند با به کار گیری تراکتورهای کارآمد زمین هایشان را شخم بزنند، دیگر نیازی به داشتن رفتاری مناسب و شایسته با کارگران نمی بینند. صنعتی شدن و ساخت ماشین آلات قوی باعث شد شرکت ها در صدد بیرون کردن کارگران از زمین‌ها بر آیند و حضور آن‌ها را در روند کارهای کشاورزی غیر ضروری و اضافه بدانند.

صنعتی شدن باعث ایجاد فرایندی کشاورزی و اقتصادی  شد که شامل هم ادغام عمودی هستند هم ادغام افقی. (ادغام عمودی وقتی اتفاق می‌افتد که زنجیره دارایی های یک شرکت، جزو مالکیت همان شرکت باشد. برای نمونه مالک کنسرو سازی هلو صاحب همان زمین‌هایی هم باشد که هلو ها در آن کاشت می شوند. ادغام افقی وقتی رخ می‌دهد که یک شرکت در یک صنعت کامل توسعه می یابد. برای نمونه یک کشاورز قدرتمند در کارش موفق عمل می کند و کشاورزان دیگر را از تجارت خارج کرده و کسب و کار آنان را نیز خریداری می کند.) وقتی این دو فرآیند همزمان اتفاق بیافتند، انحصارها رشد می‌کنند و قدرتمند تر می شوند.

ارتباط انسان ها با زمین

ارتباط کشاورزان و انسان‌ها با زمین هایشان یکی از مضامین مهم در خوشه های خشم است. وقتی که مردم اوکلاهاما مجبور به ترک سرزمین شان می شوند، واضح است که این فرایندی ویرانگر است. این کشاورزان وجودشان بخشی از زمین هایشان بوده است و سال‌ها ارتباطی عمیق با زمین هایشان را در خود احساس کرده اند: امید و آرزوهایشان را در زمین هایشان می کاشتند، اما اکنون تراکتورهایی بی جان زمین‌هایی را شخم می‌زنند که زمانی زمین آن‌ها بود. راننده تراکتور هیچ وقت خاک را لمس نمی‌کند و ارتباطی با خاک در او ایجاد نمی شود، که در دید کشاورزان این نوع کار، مضحک و بی‌ارزش است. وقتی که کشاورزان آن جا را ترک می کنند، بخش از وجود خود را هم به جا می گذارند. علاوه بر سختی و اندوه موجود در ترک کردن سرزمین اصلی شان، کشاورزان نمی‌توانند ارتباط جدیدی هم با سرزمینی جدید برقرار کنند. آن‌ها مجبور می‌شوند که در جاده ها بمانند، بدون داشتن مکانی برای خوابیدن و زندگی کردن، و دائماً در حال حرکت هستند. نمی‌توانند ریشه هایشان را در خاک جدیدی بکارند. بی مکانی برایشان بسیار مشکل است آن هم با توجه به ارتباطات قبلی شان و شیوه‌های ساده و معمولی زندگی که در گذشته داشته اند.

امید در برابر نا امیدی

وقتی که خانواده جاد از روستای شان سفر می کنند، هنوز مطمئن نیستند که وقتی به کالیفرنیا برسند با چه چیزی مواجه خواهند شد. هر یک از آن‌ها به شکل متفاوتی با این تردید روبه رو می شوند؛ البته بدون توجه به اینکه آن‌ها در مورد آینده به بحث می پردازند یا سکوت می کنند، نشانه ای از امید در تمامی اعضای خانواده دیده می شود. آن‌ها بر این باور اند که سفری را به سوی یک زندگی جدید و بهتر آغاز می‌کنند. مردان امیدوار اند که شغلی پیدا خواهند کرد، ما امیدوار است که خانه‌ای سفید خواهد داشت، رز شارون امید دارد که در شهری زندگی خواهد کرد با یک کمد سرما و دسترسی آسان به سینما.

اعضای خانواده جاد این حس از امیدواری را حفظ می‌کنند، با اینکه در جهانی زندگی می‌کنند که دلایل اندکی برای خوش بین بودن ارائه می دهد. با مشکلات زیادی در زندگی روزانه شان رو به رو می شوند، کار پیدا کردن آسان نیست، غذا گران است، و دائماً مجبور می‌شوند از جایی به جایی دیگر نقل مکان کنند، با این حال این نگرش خوش‌بینانه شان را حفظ می کنند. وقتی که مردان وارد باغ هلو می‌شوند و متوجه می شوند کارشان چقدر می‌تواند سخت باشد، ما هنوز بر این باور است که می‌توانند پول کافی پس انداز کنند و خانه‌ای با زمین‌هایی اطراف آن خریداری کنند. نگرش‌های آن‌ها در تضاد با محیط و شرایط زندگی‌شان است. به این صورت تنشی بین امیدواری و نا امیدی ایجاد می‌شود که در طول رمان در بخش‌های مختلفی از آن نمود پیدا می کند.

منبع: Grade Saver


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو