سینما هالیوود

نقد فیلم نبرد دو جنس


۵ (۱۰۰%) ۳ votes

نبرد دو جنس – Battle of the Sexes

کارگردان: جاناتان دیتون و ولری فاریس – Jonathan Dayton & Valerie Faris

بازیگران: اما استون، استیو کارل، آندرهآ ریسبرو، الیزابت شو، آستین استول، سارا سیلورمن

سال: ۲۰۱۷

نقد فیلم نبرد دو جنس

نقد فیلم نبرد دو جنس

با شنیدن نبرد دو جنس ( اصطلاحی است که در بازی تنیس به مسابقه‌ای بین مرد و زن گفته می شود)، شاید انتظار فیلمی را داشته باشید که به شکلی متعادل به زندگی بابی ریگگس که خودش را مردسالاری می‌نامد و همچنین زندگی سوپراستار تنیس بیلی جین کینگ بپردازد. اما این فیلم چنین چیزی نیست. واقعاً هم نباید چنین چیزی باشد. بهترین زاویه نگاه به فیلم، این است که به نمایش تفاوت بین مبارزات می پردازد، مبارزه برای رسیدن به برابری در مقابل جنگ برای نگه داشتن برتری‌ های فعلی. البته این مبارزه‌ای است که تا به امروز همیشه ادامه داشته است و تنها مربوط به مساله جنسیت نمی شود. به هر حال، نسخه‌ی بهتری از مبارزه دو جنس این است که خیلی بیشتر و کامل‌تر روی کینگ تمرکز کند، ریگگس و جامعه‌ای سرشار از تبعیض جنسیتی را به باد نقد بگیرد، ولی متاسفانه این فیلم انگار از پا گذاشتن در چنین مسیری ترسیده است. عناصری همچون مبارزه کینگ برای برابری، خوب و قوی کار شده است، بازی بازیگران هم به صورتی یک نواختی خوب و قابل تحسین است، اما شیوه ای مربوط به فیلم‌های تلویزیونی در مورد احساسات و واقعیت های مرتبط با این وضعیت به کار گرفته شده است و مساله تبعیض را به شکل تاسف باری ملایم و آرام نشان داده است. فیلم بدی نیست ولی می‌توانست بسیار عمیق تر به داستان بیلی جین کینگ بپردازد. فیلمی است که به آن سختی و تندی خود کینگ پیش نمی رود.

نقش کینگ را اما استون (برنده اسکار برای بازی در فیلم لالا لند) بازی می کند، که شخصیت و نوع رفتارهای کینگ در جامعه را به خوبی به تصویر می کشد. در مقابل کینگ تا حدی خجالتی، بابی ریگگس قرار دارد؛ شخصی خوش مشرب و اجتماعی که استیو کارل نقش او را بازی می کند. ریگگس ۵۵ ساله معتاد قمارباز است که انگیزه اش را باخته و به دنبال فرصت دیگری است تا خود را شاد نگه دارد. رفتار و عادات بدش همسرش را به ستوه آورده است. نقش همسرش را الیزابت شو بازی می کند که شاید چندان بازی چشمگیری نباشد. وقتی که رئیس مؤسسه تنیس با بازی بیل پلمن، پیشنهاد رقابتی را می‌دهد که در آن برنده زن ۱۵۰۰ دلار ولی برنده مرد ۱۲۰۰۰ دلار دریافت خواهد کرد، کینگ خیلی زود آنجا را ترک کرده و تقریبا هر زن تنیس بازی که می شناسد را جمع می کند. خانم‌ها با سرپرستی گلادیس هلدمن (با بازی سارا سیلورمن)، اردوی تنیس خودشان را تشکیل می دهند، و همه دنیا و بابی ریگگس هم نظارگر هستند.

هنگامی که ریگگس به دنبال اتفاق و فرصت بزرگ بعدی‌اش است، کینگ با چیزی مواجه می‌شود که انتظارش را نمی کشید؛ وارد رابطه‌ای عاشقانه با ماریلین بارنت ( با بازی آندرهآ ریسبرو)، آرایشگرش  می شود. خوشبختانه با لاری ( با بازی آستین استول) ازدواج کرده است، بیلی جین هیچ وقت فکرش را نمی‌کرد عاشق زن دیگری شود، و این مساله ای بود که می‌توانست همه کارهایش را به هم بریزد به ویژه اکنون که اردوی جدیدشان به دنبال پیدا کردن اسپانسر است. در کنار این رابطه عاشقانه در پس زمینه، کینگ موافقتش برای مسابقه با ریگگس را قطعی می کند، ریگگس بر این باور است که یک مرد مسن و قهرمان دوره های گذشته هنوز هم می‌تواند بانوی اول تنیس را شکست دهد. با اینکه مردمان بسیاری در اطراف کینگ این مسابقه را فقط یک شوخی می بینند، او پیامی که در صورت باختش به جهان منتقل می‌شد را به خوبی درک می کند.

با تعداد زیادی از موسیقی و سبک های دهه هفتادی، کارگردانان فیلم، جاناتان دیتون و ولری فاریس (میس سان‌شاین کوچولو را هم قبلاً با هم کارگردانی کرده بودند) بسیار تلاش کرده‌اند تا دوره ای را بازسازی کنند که در آن مردسالاری هنوز به راحتی می‌توانست به عنوان وضعیتی اجتماعی در نظر گرفته شود. این روزها تصورش مشکل است که پیرمردی همچون بابی ریگگس چندان مورد توجه قرار بگیرد مگر از سوی تعداد کمی ابله و نادان. اگر چه نوع تبعیض جنسیتی او متأسفانه هنوز هم زنده است و دیده می شود، ولی چیزی نیست که جامعه ورزشی آزادانه از آن دفاع کند. با گوش دادن به هاوارد کاسل و همراهانش که جهان بینی ریگگس را با ظاهری مشروع نشان می دهند،فرهنگی را می بینیم که کینگ باید به مقابله با آن بپردازد و تلاش کند تا این فرهنگ را تخریب کند.

شاید عجیب باشد که چرا سایمون بوفوی نویسنده، شخصیت زمخت تری را در مقابل ریگگس قرار نداده است. سکانس های ریگگس با همسر و بچه‌اش به گونه‌ای نوشته شده اند که به وضوح شخصیتی به دور از صداقت و صمیمیت را نشان می دهد. از جهاتی هم او فردی جذاب و مضحک است. با توجه به تبعیض نژادی که ریگگس دارد، می‌بینیم که کینگ چه مسیر دشواری پیش رویش قرار گرفته که باید آن را طی کند.  طبیعی است اگر بگوییم کاش فیلم آن‌قدر به ریگگس به عنوان چنگکی بی خطر رفتار نمی کرد. نبرد دو جنس می توانست خیلی کامل‌تر به زندگی کینگ بپردازد، چون این روند کمدی و نصفه‌نیمه از زندگی ریگگس در این فیلم همه چیز را به صورت کامل نشان نمی دهد.

در مورد بازی ها، دیتون و فاریس همیشه گروهی قوی را جمع کرده اند. این مساله اینجا هم صدق می کند. بازی آستن دقیق و قدرتمند است، اما این ریسبرو بود که بازی مورد علاقه من را در فیلم ارائه داد، با بازی نقشی که بیشتر شخصیتی سه بعدی به نظر می‌آید به نسبت افراد شاخصی که در مرکز فیلم قرار دارند. به همین شکل، آلن کامینگ با تنها حضور در چند سکانس توانست تأثیر زیادی داشته باشد که برای او چیز جدیدی نیست. شو و پولمن فرصت کمتری در اختیار داشته اند، با بازی در نقش‌ تیپ هایی همچون همسری نا امید و رنجور و رئیسی مردسالار. در سکانس های پایانی، پلمن مسابقه را می‌بیند و نگاهی سطحی به آن دارد. این نگاه سطحی و ظاهری به دنیا در اطراف کینگ است که داستان او را تقلیل داده است. فیلم به جای این که به داستانی خارج از محدوده زمانی بپردازد، بیشتر شبیه محصولی هالیوودی است که در آن چیزی که واقعاً یک مبارزه بوده، مبارزه ای که زن‌ها هنوز هم ادامه می دهند را سطحی و ملایم به تصویر کشیده است.

برایان تالریکو

منبع: Roger Ebert

***

پیش نمایش فیلم:

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو