راک موسیقی

نقد آهنگ پلکانی به بهشت


۵ (۱۰۰%) ۱ vote

پلکانی به بهشت – Stairway to Heaven

گروه: لد زپلین – Led Zeppelin

سال: ۱۹۷۱

نقد آهنگ پلکانی به بهشت

نقد آهنگ پلکانی به بهشت

پلکانی به بهشت، چه از آن خوشتان بیاید یا نه، محبوب ترین آهنگ راک چهل سال گذشته است. محبوبیت این آهنگ باعث شده که برخی منتقدان آن را به باد انتقاد بگیرند. از نظر آنان در وصف این آهنگ مبالغه شده و بیش از حد به آن بها داده شده است. آن ها می گویند که کلمات آن چیزی نیست جز چرندیاتی قرون وسطایی. اگر آهنگ را برعکس پخش کنید (چرا باید چنین کاری کنیم!؟) ممکن است پیام‌هایی شیطانی در آن بیابید.

با وجود صحبت های منتقدان ( پخش آهنگ برعکس، و پیام‌های شیطانی)، به هر حال از پلکانی به بهشت به عنوان بهترین آهنگ راک نام برده می شود. حماسه‌ای که در هشت دقیقه در قالب این آهنگ بیان می شود و بیش از سه میلیون بار از رادیو پخش شده است. این یعنی یک اوج واقعی برای یک ترانه‌ی هارد راک و یک آهنگ سازی موفق.

این نظرات در هر دو طرف، آن‌قدر چالش برانگیزند که هر تحلیلی در هر سویی قرار گیرد، نقص هایی خواهد داشت. با اینکه کمی مسخره به نظر می رسد صحبت کردن درباره پیام‌های شیطانی که ظاهراً آهنگ را وقتی که برعکس پخش می شود، پر می‌کند، ولی اگر بخواهیم قدرت نفوذ و عمق فرهنگی این آهنگ را بررسی کنیم، انگار صحبت کردن در این مورد لازم باشد.

واقعاً چه چیزی در این آهنگ است؟ چرا این آهنگ با گذشت تقریباً چهل سال از ضبط آن، هنوز در ایستگاه های رادیویی راک کلاسیک به وفور پخش می شود؟

پلکانی به بهشت به منظور حالتی از جستجوی در روح، سفری در یک شبه‌ افسانه، کفری در مسیر موسیقی اجرا می شود. گیتار کلاسیک و ترانه آن شاعران دوران رمانتیک را یاد آور می‌شوند، انگار طبیعت خودش به صدایی تبدیل شده و از دور حقیقت و راستی را برایمان نجوا می کند. مضمون کلیدی آهنگ، سفری در جستجوی مفاهیم جهانی پر از ابهام است، همراه با تحولی ثابت که در آهنگ برجسته شده و به دنبال صدایی مناسب می گردد. وقتی که این صدای مورد نظر انگار نهایتاً در اوج گرفتن تک نوازی گیتار جیمی پیج ظاهر می شود. که تقریبا از دقیقه شش آهنگ شروع به نواختن می کند و با حالتی روحانی و باشکوه شبیه به موسیقی افتتاحیه مراسم ها همراه می شود. انگار که این آهنگ می خواهد کانال و ارتباطی با روح نوعی خدای گیتار ایجاد کند. سپس انرژی آهنگ افسانه‌ای و باورنکردنی می شود: رابرت پلنت یک هشت بند از ترانه را در اوجی بالاتر می خواند، گیتار ملایم‌تر می شود، بخش ضرب آهنگ آن نامرتب و تند می شود. آهنگ چندان مربوط به پیج به عنوان نوازنده ای منفرد نیست و بیشتر بر اساس گروهی است که با انرژی پیج نمایش می دهد. به قول سوزان فاست موسیقی شناس، جهشی از کاری انفرادی به اثری گروهی دیده می‌شود. سپس به نحوی انگار صدای هوی متال زیاد خوب نیست، رابرت واسلر می گوید: « ایزدانگاری/آخرالزمانی ناگهان از هم شکسته می شود، آهنگ با صدای پلنت بدون هم خوانی پایان می یابد، با بازگشتی به تاثیرگذاری و ایجاد حس اندوه و تنهایی از آغاز آهنگ همراه می شویمما می‌مانیم وصدایی مبهم، البته همراه با حسی قوی از معنا و تشریفات که از تقابل و عدم پذیرش موسیقی پاپ امروزی (و مذهب سنتی) موجود در ترانه های متال و افسانه ای می توانیم ببینیم. در این صدای ضدفرهنگی، گشتن به دنبال معنا «در غرب» و از «مرغ نغمه‌خوانی که می خواند» حداقل اطمینانی رمانتیک وجود دارد که شامل برخی جنبه‌های روحانی است، چیزی که می‌توان از طریق غرش، احساسات و عرفان موجود در هوی متال تجربه کرد.

لازم است که اشاره‌ای به توسعه پست‌مدرنیسم داشته باشیم، اصطلاحی فراگیر برای این حس کلی که هیچ «حقیقت» جهان شمولی در دنیا وجود ندارد و اینکه ما باید به بررسی و درک ارزش‌های محلی، فرهنگی و دیگر ارزش‌های مرتبط بپردازیم. رابرت واسلر موسیقی شناس  می‌گوید که هوی متال همچون ژانر ترسناک در فیلم‌ها، به سمتی وسعت می‌یابد تا حسی از امنیت و آسایش تحلیل رفته را بازیابی کند. این به آن معناست که وقتی جرج رومرو مشغول فیلم‌برداری فیلم شب مردگان زنده بود و گروه بلک سبث مشغول اجرای آهنگ مرد آهنی بودند، آن‌ها در تلاش برای یافتن حقایقی تازه و انکارنشدنی بودند، با نشان دادن حضور و کنترل مطلق شیطان در زامبی های گوشت خوار یا قدرت عصبانیت در گیتارهای پر سروصدا. همه این مباحث شاید زیاده روی در تفکر به نظر بیاید ولی محبوبیت ژانرهای ترسناک و هوی متال را نمی‌توان انکار کرد.

منبع: Shmoop

***

متن ترانه:

بانویی هست که اطمینان دارد

هرآنچه بدرخشد طلاست

و او پلکانی به سوی بهشت می خرد.

وقتی به آنجا می‌رسد می‌داند

اگر همه‌ی مغازه ها بسته باشند

با یک واژه می‌تواند آنچه را به خاطرش آمده به دست آورد.

اوه اوه، او پلکانی به بهشت می خرد.

علامتی روی دیوار است

اما او می‌خواهد مطمئن شود

چون، همانطور که می‌دانی کلمات گاهی دو معنا دارند

در درختی کنار رود

مرغ نغمه خوانی هست که می‌خواند

گاهی تمامی افکارمان اشتباه بوده‌اند.

اوه، مرا به تعجب وا می‌دارد،

اوه، مرا به تعجب وا می‌دارد.

حسی به من دست می‌دهد

وقتی به غرب می نگرم

روحم تمنای رفتن می‌کند.

در افکارم دیده‌ام

حلقه هایی از دود در میان درختان،

و صدای آن‌هایی که به نظاره ایستاده‌اند.

اوه، مرا به تعجب وا می دارد،

اوه، مرا به تعجب وا می دارد.

نجوا شده است که به زودی، اگر همه آن نوا را فرا بخوانیم

آن گاه فلوت زن ما را به سمت خرد هدایت می‌کند.

یک روز جدید طلوع می‌کند

برای آنان که طولانی مدت ایستاده‌اند

و جنگل ها صدای خندیدن را طنین انداز خواهند کرد

اگر از بوته های اطراف خانه سروصدا شنیدی

نگران نشو

بهار است که غم‌ها و دردهای سال‌ گذشته را پاک می کند و برای سال جدید آماده می شود

آری دو راه هست که می‌توانی از آن‌ها بروی

اما در طولانی مدت

هنوز وقت هست برای تغییر مسیری که در آن هستی

و این مرا متعجب می کند.

سرت وزوز می‌کند و تمام نمی شود

چیزی که شما نمی دانید.

فلوت نواز تو را فرامی خواند که به او بپیوندی.

بانوی عزیز، می‌توانی صدای وزیدن باد را بشنوی

و می دانستی

پلکانت روی بادی درحال نجوا قرار دارد.

وقتی که سریع همچو باد به پایین جاده می‌رویم

سایه هایمان بلند تر از قدمان است.

آنجا بانویی راه می‌رود که همه می‌شناسیم

کسی که نور سفید می تاباند و می‌خواهد نشان دهد

چگونه هنوز هرچیزی به طلا تبدیل می‌شود

و اگر خیلی تیز گوش دهی

آن نوا بالاخره به سوی تو می آید

وقتی که همه چیز یک واحد است و واحد، همه چیز است

همچو سنگ استوار بودن و غلط نخوردن (اینجا شاید در استفاده از کلمات rock و roll خواسته با سبک راک اند رول بازی کند)

و او پلکانی به بهشت می‌خرد.

***

این آهنگ را بشنوید:

دیدگاهی بنویسید

1 نظر در "نقد آهنگ پلکانی به بهشت"

avatar
چینش براساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
مهدی
قشنگ ترین تفسیری بود که از این یگانه ی تاریخ موسیقی خووندم. گریه م گرفت. اگر به کاور آلبوم چهارم دقت کنید (آلبومی که شامل همین آهنگه) عارفی فانوس به دست با ردای بلند رو بالای کوهی میبینیم که از اونجا داره به پایین کوه و به دخترکی آشفته که اونجا حضور داره, داره نگاه میکنه. اون عارف همان “هرمیت” است. هرمیت در تاروت به معنای اینه که فرد در دروه‌ی تحول و تغییر در اندیشه درونی قرار داره وقتی که فرد تمام تمرکز خودش رو به باطنش معطوف می‌کنه و به دنبال پاسخ‌ها و روح حقیقی خودش می‌گرده. انسان… بیشتر بخوانید
wpDiscuz
آرشیو