ادبیات الکساندر دوما

نقد رمان کنت مونت کریستو

به این نقد امتیاز بدهید

کنت مونت کریستو – The Count of Monte Cristo 

نویسنده: الکساندر دوما –  Alexandre Dumas

سال: ۱۸۴۴-۱۸۴۵

نقد رمان کنت مونت کریستو

نقد رمان کنت مونت کریستو

مضمون اصلی رمان کنت مونت کریستو انتقام و بخشش، قدرت و ضعف است. زمانی که دشمنان دانته به صورتی ناعادلانه او را به حبس ابد محکوم می کنند، دانته در تک تک ثانیه های بقیه عمرش مشغول برنامه ریزی برای انتقام گیری می شود. دانته به صورت معجزه آسایی فرار کرده و به جهان ثروتمندان بازمی گردد. او این را نشانه ای از سوی خدا می داند، نشانه ای از این که خدا هم فرصتی برای انتقام گیری در اختیار او گذاشته است. 

بعد از این ماجرا، خواننده دیگر نشانه ای از دانته پیش از زندان پیدا نمی کند. چهارده سال زندگی پشت میله های زندان در یک سلول تاریک او را به یک جنایتکار تبدیل کرده است. دانته نوزده ساله معصوم، بی خیال و سرخوش قبل از زندان جای خود را به یک دانته سرسخت، بدبین و بی اعتماد در سی و چند سالگی داده است. در جایی از داستان، نگهبانان زندان دانته را از صخره به پایین پرت می کنند و او به داخل آب می افتد. به نظر می آید در این صحنه به صورت نمادین یک غسل تعمید معکوس رخ می دهد. از این صحنه به بعد است که دانته شروع می کند به دروغ گفتن و سوءاستفاده از دیگران. دیگر دانته یک قهرمان صاف و صادق نیست. 

به منظور تقویت فرآیند چنین تغییری، به محض بازگشت دانته به جامعه، دوما از او به عنوان کنت مونت کریستو یاد می کند. حال این کنت است و نه دشمنان او که با مخالفانش بازی می کند. او اگرچه به کسانی که با او و پدرش رفتار خوبی داشته اند پاداش می دهد، ولی بخش عمده ای از داستان حول تمایل مونت کریستو برای انتقام گیری می چرخد. در طول داستان، دانته به منظور فریب افراد دور و برش و تلاش برای مجازات دشمنانش، بارها تغییر ظاهر می دهد. 

کنت بعد از مشاهده پسر مرده ویلفورت که یک قربانی بی گناه است، متوجه می شود که بیش از حد افراطی عمل کرده است. او برای اولین بار متوجه می شود که شاید مشیت الهی که برای خود در نظر گرفته بود و فکر می کرد این حق را دارد که  دیگران را مجازات کند، چندان ادعای صحیحی نباشد. به همین دلیل مونت کریستو با هدف دستیابی به یک آرامش روحی، ترتیب ازدواج ماکسیمیلیان و والنتین را فراهم می کند. 

کنت در ابتدا به دنبال این است که با خودکشی خود را مجازات کند. زمانی که هیدی به او ابراز علاقه می کند، کنت این را نشانه ای از سوی خدا می داند و به این باور می رسد که خدا گناهانش را بخشیده است. مونت کریستو کتاب را با دو نقل قول به نتیجه می رساند:

«به فرشته بگو چه کسی مراقب زندگی ات خواهد بود تا گاه و بیگاه بتوانی برای مردی دعا کنی که همچون شیطان خودش را هم سنگ خدا می دانست، اما با فروتنی تمام متوجه شد که قدرت و خرد بی پایان تنها در دست خداوند است.»

«تنها شخصی که در نهایت ناامیدی قرار گرفته باشد می تواند نهایت سعادت را درک کند.»

این نقل قول ها سه مضمون اصلی این رمان را نشان می دهند: 

یک. خدا همیشه از انسان قوی تر است. 

دو. تنها خدا می تواند مردم را مجازات کند یا پاداش دهد.

سه. تنها یک انسان می داند ناراحتی عمیق می تواند منجر به دستیابی به شادی حقیقی شود. 

در طول رمان متوجه می شوید که کنت همیشه تلاش می کند خودش را مستقیما وارد ماجراها نکند. او هیچ وقت هیچ یک از دشمنانش را با دست، خنجر، اعدام یا تمهیدات دیگر نمی کشد، آن هم با وجود این که واقعا دوست دارد این کار را انجام دهد. تنها شخصی که او واقعا به قتل می رساند، خودش است. او در زندان ادموند دانته را از بین می برد. شاید پرسش مهم این باشد که او چرا شخصا کسی را نمی کشد؟

در طول رمان می بینیم که مرگ به شیوه های مختلفی خودش را نشان می دهد: سکته، سم، اسلحه، شمشیر و … . در جاهای مختلف می بینیم که کنت با خونسردی و بی تفاوتی نظاره گر قتل هایی می شود که به بی رحمانه ترین شکل ممکن در حال رخ دادن هستند. او قبلا تمرین های زیادی انجام داده است تا اسیر احساسات نشود. او در جایی می گوید: «در زندگی هیچ صحنه ای جذاب تر از صحنه مرگ وجود ندارد.» در طول رمان، دوما بارها به ما یادآوری می کند که: مرگ چه قدر جذاب است و مردم چه قدر مشتاق تماشای آن هستند. او انواع مختلف صحنه های مرگ را به ما نشان می دهد. از دوئل گرفته تا محاکمه قانونی. مساله دوئل کاملا مشخص است. درست است دوئل هم قوانین زیادی دارد، ولی در این مورد تردیدی نیست که با یک صحنه مرگ طرف هستیم، هر چقدر هم به یک دوئل آب و تاب دهید، باز هم مساله اصلی همان مرگ است. در مورد محاکمه، جنبه مرگ آن قدر واضح نیست. باید طور دیگری با این قضیه مواجه شویم. چرا مردم در دادگاه آندرآ بندتو کاوالکانتی حاضر می شوند؟ تا زمانی که او محکوم به مرگ شد بتوانند مستقیم به چشمانش خیره شوند. قضیه این مورد هم به سادگی مساله دوئل است. ما خوانندگان در این جریان چه نقشی داریم؟ ما تمام مدت منتظریم که کنت مونت کریستو انتقامش را بگیرد. چندان به این مساله اهمیت نمی دهیم که او ممکن است در طول انجام ماموریت خود، کمی بیش از حد معمول خونریزی به راه بیاندازد. 

منبع: Novel Guide / Shmoop


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو