بازی ترسناک

نقد و بررسی بازی Observer


به این نقد امتیاز بدهید

ناظر – Observer

سازنده: بلوبر تیم – Bloober Team

تاریخ انتشار: ۲۰۱۷

نقد و بررسی بازی Observer

نقد و بررسی بازی Observer

پس از این که فیلم بلید رانر در سال ۱۹۸۲ توانست خود را در ذهن اهالی سینما جا کند، عناصر مربوط به داستان و جهان سایبرپانک آن (جهانی مربوط به آینده با فناوری های پیشرفته) تا دهه ها در فضای فرهنگ عامه طنین انداخت. نویسندگان،‌ فیلم سازان و طراحان بازی‌های کامپیوتری داستان‌هایی را در جهان هایی مشابه روایت می‌کردند و نتایج خوبی هم حاصل می شد. با این وجود عناصری هم چون خیابان‌های بارانی و تاریک آشنا، چراغ های نئونی تیره، داستان‌ها و حکایات مربوط به توسعه جسم تا حدی پایدار و ثابت باقی ماندند. با در ذهن داشتن این موارد، واضح است که شرکت بلوبر تیم این تأثیرات و قابلیت‌ها را در نظر داشته و  آن‌ها را به عنوان زمینه و پایه ای به کار گرفته است تا چیزی جدید و هیجان انگیز در بازی ناظر خلق کند.

ناظر داستان دنیل لازارسکی (با بازی روتخر هاور بازیگر فیلم بلید رانر) را در سال ۲۰۸۴ روایت می کند. کاراگاهی که در خیابان‌های پر از یاس شهر کراکوف کار می کند. شهری تحت کنترل سازمان پنجمین جمهوری لهستان و قدرتی به نام کیرون. جهان تا حد زیادی به سوی نابودی پیش رفته است. طاعونی دیجیتالی هزاران نفر از مردم تکامل یافته را کشته است و جنگی عظیم تمامی ابرقدرت های جهان را از میان برداشته است. با این درگیری‌های مخرب و ویرانگر، کیرون از خاکستر و این خرابی ها بر‌می‌خیزد و به رهبر و کنترل گر اساسا همه چیز تبدیل می شود. لازارسکی با استفاده از ارتباطش با کیرون و با استفاده از فناوری موجود در بدنش، این توانایی را دارد که به ذهن و خاطرات مردم (زنده و مرده) ورود یابد، سرنخ ها را دنبال کرده و به بررسی جرایم بپردازد. از این رو عنوان شغل رسمی‌اش این است: ناظر.

لازارسکی پیامی برای جست و جوی منطقه ای در وخیم ترین بخش کاراکوف دریافت می کند. این جا است که با بیشتر اتفاقات بازی همراه هستیم. شهروندان به دسته هایی تقسیم شده اند، طبقه سی سرشار از ناامیدی و در معرض نابودی قرار دارد، مردمی وحشت زده در آپارتمانهای نامناسب و ویرانشان پنهان شده اند. تنها با روان گردان، مواد شیمیایی و فناوری امکان فرار از این جهنم واقعی وجود دارد.

بازی ناظر به عنوان یک داستان کاراگاهی،‌ خیلی زود به چیزی تبدیل می‌شود فراتر از آن چه که از مجموع بخش‌ها وتکه های آن انتظار می رود. صحبت کردن با ساکنین، بررسی صحنه‌های جرم و رمزگشایی سرنخ ها بخش زیادی از گیم پلی بازی را تشکیل می دهد، اما تمامی این ها در محیطی دارای جزئیاتی دقیق و چشم گیر، خاطرات در هم پیچیده‌ی بیگانگانی آشفته قرار داده شده است. و توانسته یکی از جذاب ترین روایت های ژانر سایبرپانک در طول این سال ها را ایجاد کند.‌ حسی از آسمانی تیره در حال گسترش در بازی حضور دارد، اما شما بیشتر تمرکزتان روی گذاشتن دست‌هایتان در آلودگی است تا حس کنید انگار هر تمامی ارزش های تان در حال از دست رفتن است. جامعه‌ای که در این آپارتمان شکل گرفته است تمام چیزی است که حائز اهمیت است، اینجا است که بازی از تاثیراتش دور می شود و مسیر خاص خود را در معرض نمایش قرار می دهد.

با روایتی از زاویه دید اول شخص، لازارسکی به آرامی به تجزیه و تحلیل رخداد ها می‌پردازد و با استفاده از فناوری پیشرفته ای که در اختیار دارد، صحنه‌های جرم را اسکن می کند تا هر ردی از نشانه ای بیولوژیکی یا الکترونیکی را در آن بیابد (هر یک از این ها سرنخ های مختلفی را می‌تواند سر راهش بگذارد). او هم چنین از تجهیزات و امکان «رویا خور» هم استفاده می‌کند که برای مشاهده ذهن مردم طراحی شده است. در طول جریان بازی، این بخش‌های غیر عادی و شگفت انگیز است که باعث می‌شود داستان وهم‌آور بازی در مسیرهایی از سورئال و حالتی شبیه به تاثیرات روان گردان ها پیش برود.

در جهانی از کابوس های ترسناک و طراحی هایی که توسط استعدادهایی بزرگ خلق شده اند، هم شما و هم لازارسکی در این بخش ها با ذهنی خسته ظاهر می شوید، با این حال دائماً باید به جلو حرکت کنید تا بفهمید در گام بعدی چه اتفاقی می افتد. جست و جو، کشف و ارتباطات انسانی راوی داستان را به سمت جلو پیش می برد. صحنه‌های خونین جرم و آپارتمان های کثیف در یک زمان جمع می شوند و در کل حس دیگری از تنشی عمیق را ایجاد می کند. حضور در این لحظات تمامی چیزی است که اهمیت دارد و هر حرکتی که انجام می‌دهید؛ چه اسکن کردن آی دی برچسب‌ها روی جسم های غیر قانونی باشد یا نگاه انداختن به لیست مستاجران قبل از بازگشت سرایدار، شما را بیشتر در عمق خیال و وهم موجود در بازی فرو می برد.

یکی دیگر از ویژگی‌های کلیدی که کمک می‌کند جهان بازی بسیار عالی به نظر برسد، طراحی فوق العاده صداهای بازی است. از دری به در دیگر حرکت می‌کنید و صدای جیر جیر سالن را می شنوید، صداهای عجیب از هر آپارتمان بلند می شوند. صدای ساکنین وحشت زده از بلندگو ها و صفحه نمایش های شکسته را می شنوید. در هم آمیختن صداهای مضطرب و مشوش شما را به خوبی درگیر داستانی پریشان می کند. ترکیب صداهایی واقعاً آزاردهنده که از جایی از زیرزمین به گوش می رسند و موسیقی وهم انگیز بازی توسط آهنگ ساز آن آرکادیوز ریلکوفسکی به خوبی کار شده است، به صورتی که وضعیت و شرایط نا بسامان بازی را به خوبی احساس می کنیم. آن هم در جهانی که انگار فرار از آن تقریباً غیر ممکن است.

متأسفانه معدود لحظاتی در بازی هست که ناامید کنننده و به هم ریخته اند. چندین بار مجبور می شوید وارد بخش هایی شوید که شبیه موش و گربه می مانند، البته موش و گربه ای که در آن از پیش باخته اید. واقعاً این بخش ها با هدف اصلی بازی هماهنگی ندارد. البته این بخش‌ها چند دقیقه بیشتر نیستند. مشکلاتی از این دست خیلی زود فراموش می‌شوند چون وقتی که درگیر مباحثه ای با مستاجری می‌شوید که در مورد دستورات مذهبی اش با شما صحبت می کند و این که اصلاح جسم جایز نیست، یا اینکه آرام آرام پی به وسعت ستم وقدرت سرکوب گری کیرون می برید، آن قدر غرق بازی می شوید که چنین ضعف هایی چندان به چشم نمی آید. همه چیز در پوششی از کثافت قرار گرفته است. چراغ های نئونی در سالن ها و فناوری های منسوخی که روی در آپارتمان ها نصب شده است نشان می دهد که افراد مهم و دارای قدرت هیچ اهمیتی برای این گوشه از شهر قائل نیستند.

بازی ناظر انعکاسی است از جهانی که ما به عنوان جامعه در آن زندگی می کنیم، انعکاس جامعه ما که به فناوری های جذاب و مختلف اجازه داده‌ایم به قیمت انسانیت مان وارد زندگی‌مان شود. این بازی ژانری است که نیاز به بازبینی و ایده پردازی دارد تا در آن مسیر سریع تر پیش رفته و به جایی برسد که بتوانیم خیلی دقیق‌تر تأثیراتش را ببینیم، و تاثیر هشدارهایش در زندگی واقعی را احساس کنیم. ناظر به داستان‌ها وحکایت های معمولی، به شیوه‌هایی جداب و غیر منتظره چیز جدیدی افزود. با در نظر داشتن این موارد و دیگر جنبه های بازی، می توان گفت ناظر به دست آورد ها و موفقیت های قابل توجهی خواهد رسید.

دیوید ریفیلد
منبع: Game Spot

پیش نمایشی از این بازی را ببینید:

 


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو