فریدریک لیتون نقاشی

نقد نقاشی ژوئن سوزان

به این نقد امتیاز بدهید

ژوئن سوزان – Flaming June
نقاش: فردریک لیتون – Frederic Leighton
گونه: رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۸۹۵

نقد نقاشی ژوئن سوزان

نقد نقاشی ژوئن سوزان

نقاشی ژوئن سوزان اثر فردریک لیتون اثری بسیار شناخته شده و مشهور است. یکی از معروف ترین آثار هنری اواخر دوره ویکتوریا. شاید حتی معروف تر از نقاشش. اثری است که در بسیاری از پوستر ها استفاده شد و در خانه‌ها و سالن های بی شماری نصب شد.

شاید این اثر لیتون تا حدی بحث برانگیز و چالشی به نظر آید. واضح است که عقاید و نظرات افراد با هم متفاوت اند. برخی آن را ستایش می کنند، برخی هم آن را رد می کنند و اثری عامه پسند، مشهور در عین حال خالی از شاخصه های هنری می دانند. اما این دو گروه با نظراتی ضد و نقیض کم پیش می آید که هم صحبت شوند.

مساله‌ی دیگر اینکه افراد به ندرت خود اثر را می بینند. این اثر شاخص انگلیسی متعلق به موزه دو آرت دو پونس در پونس پوترو ریکو در ایلات آمریکا است. این اثر در تکثیر هایی که از آن صورت گرفته هم منفور بوده و هم مورد علاقه.

اکنون به نظاره اثر بنشینیم و این بحث ها را کنار بگذاریم. بیاید بررسی قابل قبولی از آن را ارائه دهیم و با نگاهی مخالف به ژوئن سوزان شروع کنیم. البته داشتن نگاهی مخالف به اثری هنری نیاز به تصور جنبه‌های موافق و نگاه های مثبت به آن هم دارد. برای بحث در مورد ضعف های اثری هنری لازم است جنبه‌های زیبایی و نقاط قوت آن را هم به خوبی درک کنیم.

اگر ژوئن سوزان را دوست دارید، چه چیزی از این نقاشی را دوست دارید؟ احتمالاً نقاشی برایتان همراه با احساسی وسیع بوده که زیبا و هنرمندانه کار شده است. کشیدن توری و موج‌های آن، حالت شفافیت لباس و موج هایش، حالت خوابیدن زن به صورتی که جمع شده و دست و پاهایش به بدنش نزدیک است، حالت او شکلی شبیه به گل رزی دارد گرد مانند با حالتی از چرخش، همه این ها به خوبی ترسیم شده و منظره زیبایی را خلق کرده است. بازخورد و بازتاب رنگ نارنجی تمامی فیگور را فرا گرفته است. بازتاب رنگ لباسش به رنگ قرمز روی بال و گونه هایش تابیده است. در کل حس عمیقی از خستگی رؤیا گونه ای در غروبی گرم، در سواحل مدیترانه ایجاد شده است.

ژوئن سوزان انگار حسی از سفر را با خود دارد، به گونه ای که رویای سفر به جایی متفاوت را پیشنهاد می دهد. وضعیت و حالتی که رهایی، تجمل و احساسی عاشقانه را نشان می دهد، همراه با آب و هوایی گرم و فضایی کلاسیک برای افزودن بر حس رمانتیکی که در اثر دیده می شود. به صورتی که می‌توان زیر نقاشی متنی نوشت با این عنوان: «رؤیای تابستانه قبرس» بدون این که در بیان احساس و حس و حال نقاشی اشتباه کرده باشیم.

اما پیام واضح و آشکار در اثری هنری تنها یک جنبه از کار است. یک تصویر ممکن است معانی به هم ریخته ای داشته باشد و با این حال نگاه کردن به آن خالی از لطف نباشد و ارزش دیدن داشته باشد. پیکری در خواب شاید موضوعی، در هم و به هم ریخته باشد. پیکری غرق در احساساتی نیمه هشیار می‌تواند تصویری هیجان انگیز، جذاب و حتی همراه با آشوب باشد. بستگی به این دارد که چگونه کشیده شده باشد. نکته منفی که در مورد ژوئن سوزان دیده می شود این است که شیوه‌ی به کار رفته در خلق این اثر، چندان کاری با عمق بخشیدن، تکامل و پیچیدگی موضوع نداشته است.

در کل اثری است با مفاهیمی به هم ریخته که پاسخ واضحی ارائه نمی دهد. برای نمونه شیوه و حالت لباس چندان تاثیر گذار نیست و آن احساس لازم را با خود ندارد. در آن بی مفهومی و حالتی از هجو در معنا احساس می شود. در کشیدن آن دقت بالایی به کار نرفته و زحمت چندانی صرف نشده و همچنین آزادی بی پروایانه ای هم در آن نمی بینیم (بسیار محتاطانه کار شده است). تاکید بسیاری صورت گرفته تا جنس لباس تار و نامشخص بماند، البته نه آن قدر که در به تصویر کشیدن آن دچار ریسک شود.

اگر می‌خواهید نقاشی عالی و کاملی از تور ببینید کارهای ژان آگوست دومینیک انگر را بنگرید. اگر می‌خواهید همراه با ضربه‌های قلم مو، روشن و خیره کننده باشند کارهای ادوار مانه را ببینید. در این اثر لیتون جنس لباس شبیه به هیچ جنس اصلی و واقعی نیست. در بخش‌های چروک اطراف گوشه‌های فیگور، ظاهر جنس لباس ضخیم و کدر می شود. خود چروک ها هم غیر عادی و غیر طبیعی اند. هیچ لباسی در‌ واقعیت به این شکل چروک و جمع نمی شود. به صورتی است که توانسته تنها حالتی از افتادن پارچه را نشان دهد.

شکل و ساختار فیگور هم سرهم بندی و نادرست است. لیتون خواسته حالت و ژست فیگور را با جزئیات بالا دقتی بسیار طراحی کند، اما بعدا از این جنبه غافل شده است که این حالت باورپذیر است؟ واقعی به نظر می آید یا نه؟

او از استفاده از آناتومی ملموس و واضحی خودداری کرده است، که باعث می‌شود احساس کنید کشیدن این حالت بسیار سخت و پیچیده بوده است (برای این مورد آثار گوستاو کوربه را ببینید).
به همین صورت از طراحی صریح هم خودداری کرده است، طراحی که نشان گر علاقه و شور نقاش به طراحی مجددی از بدن انسان باشد، به صورتی که به ایجاد الگویی جدید بیانجامد (همچون آثار گوستاو کلیمت). هدف لیتون این است که هیچ چیز به وضوح دیده نشود یا دقیقاً احساس نشود.

وقتی به این نقاشی می نگرید متوجه می‌شوید که از ایجاد توضیحی صریح یا ژستی واضح و مشخص خودداری شده است. جهان این اثر نه کاملاً دنیوی است نه کاملاً آسمانی. در اجزای نقاشی جزئیات ویژه ای دیده نمی‌شود و به شکل آناتومی کلاسیک هم قرار در نیامده است. هر شکل احتمالی از تنش، دقت، صحت و حادثه‌ای تصویری از آن جدا شده است. شاید به این خاطر باشد که لیتون نتوانسته از این  دقیق‌تر این کار را انجم دهد، شاید هم خودش خواسته به این صورت باشد. و یا شاید حس کرده بینندگان این‌گونه بیشتر دوست خواهند داشت.

می‌توان ژوئن سورزان را به صورتی شرح داد که اثری است گرم و معتدل، اثری که محتاطانه کار شده به صورتی که احساس هیچ کسی را جریحه دار نکند. برخی افراد با این توضیح متقاعد می شوند. اما بقیه جواب خواهند داد: «خوب ما هم به این خاطر است که این اثر را دوست داریم.» و در کنار این‌ها می‌توان گفت که این اثر خیلی نارنجی است، البته برای بسیاری نقاشی ها می‌توان این را گفت.

تام لوبوک

منبع: Independent

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو