سینما هالیوود

نقد فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه

به این نقد امتیاز بدهید

مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه – Spider-Man: Homecoming
کارگردان: جان واتس
نویسنده: جاناتان گلدستاین، جان فرانسیس دالی
بازیگران: تام هالند، مایکل کیتون، زندیا، رابرت داونی جونیور
سال: ۲۰۱۷

نقد فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه

نقد فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه

آخرین فیلم مرد عنکبوتی شرکت سونی را می توان هم یک فیلم آغازگر و هم قسمت چهارم یک مجموعه در نظر گرفت، سخت می شود روند ساخت مجموعه های منقطع و پیوسته مرد عنکبوتی را به درستی پیگیری کرد. فیلم این بار هم حول پیتر پارکر (با بازی تام هالند محجوب و کم سن و سال) می چرخد، نوجوانی که بعد از این که توسط یک عنکبوت دردسرساز گزیده می شود به مهارت های فوق العاده ای دست پیدا می کند. عنوان با مسما و جالب فیلم؛ مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه، دلالت بر نوعی بازگشت دارد، اما منظور دقیقا بازگشت به چه چیزی است؟ به منطقه کویینز نیویورک؟ به دوران جوانی؟ بسیاری از ما دیگر امکان بازگشت به خانه خود را نداریم. اما با در نظر گرفتن این نکته که این فیلم دومین بازسازی مرد عنکبوتی در ظرف ۱۵ سال گذشته است، به نظر می رسد او از امکانات ویژه زیادی برخوردار است. 

بازگشت به خانه کم و بیش درباره این مساله است که چرا پیتر پارکر باید همیشه جوان بماند. چیزی که همیشه درباره مرد عنکبوتی جالب بوده است این است که او همیشه بچه ای است که می تواند تارهای محکم و چسبناکی ارسال کند و  بر فراز پشت بام های مختلف پرواز کند. چیزی که مرد عنکبوتی را از بقیه متمایز کرده و باعث می شود به عنوان یک شخصیت، جذابیت غیرعادی در خود داشته باشد این است که او همیشه عدم قطعیت و آسیب پذیری دوران بلوغ را در خود حفظ می کند. در کنار تمام توانایی های فوق العاده و با وجود شرایط عجیب و خطرناکی که همیشه اطرافش وجود دارد، او هم چنان یک نوجوان است. ویژگی اصلی مرد عنکبوتی همین است، همین خصیصه است که او را به یک انسان ملموس تبدیل می کند. 

تیم سازنده بازگشت به خانه خیلی خوب می دانسته اند که مرد عنکبوتی یک بچه است، اگر چه فیلم گهگاهی به این فرشته بی دست و پا سخت می گیرد، ولی در مجموع با پیتری طرف هستیم که علاوه بر بی تجربه بودن،سبک مغز هم هست و گاهی اوقات بسیار احمقانه رفتار می کند. داستان این فیلم که توسط شش نویسنده نوشته شده، روایت خود را بعد از گزیده شدن پیتر شروع می کند. او هم چنان سعی می کند این مشکل را درک کند و در کنار آن، با محدودیت های قدرت های خود آشنا شود. در این فیلم اوضاع کمی پیچیده است چرا که این اولین همکاری مشترک سونی و شرکت مارول است. در نتیجه این همکاری، مرد عنکبوتی غرق در دنیای مارول شده است. به همین دلیل در طول فیلم مرد آهنی یا همان تونی استارک (با بازی رابرت داونی جونیور که بارها در صحنه های مختلف ظاهر می شود)، به مرد عنکبوتی در مسیر ابرقهرمان شدن کمک می کند. 

دنیای سینمایی مارول گسترده، پیچیده، پرمنفعت و بسیار وسیع است. افراد زیادی هم هستند که به طور غریزی علاقه ای به این دنیا ندارند (دست کم یک نفر هست!) و تنها می خواهند یک فیلم خوب ببینند. مارول در طول این سال ها مجموعه زیادی از فیلم های مختلف با کیفیت های متفاوت ساخته است. سونی اما با اوضاع سخت تری دست و پنجه نرم کرده و در رابطه با فیلم های ابرقهرمانی خود، به موفقیت های معمولی دست پیدا کرده است. حال، بعد از ناکامی در اولین فرآیند ساخت بازسازی مرد عنکبوتی، سونی این بار وارد یک معامله با مارول شده است. معامله ای که به نظر نمی آید ذاتا دارای جذابیت آن چنانی باشد. البته این هم نکته جالبی است که همچون پیتر پارکر، سونی هم برای دوباره بلند شدن به کمک نیاز دارد. مارول هم در نقش تونی استارک ظاهر شده و برای کمک پیش قدم شده است. 

بازگشت به خانه در یک ساعت اول همچون یک نسیم آرام شما را با خود همراه می کند، البته گهگاهی هم فضای بیش از حد مفرح فیلم شما را از جریان اصلی دور می کنند. فیلم زمانی عالی عمل می کند که به پیتر نزدیک می شود و تلاش می کند داستان روشنی بخش و دلپذیر نوجوانی را روایت کند که می خواهد راه خود را پیدا کند و در طول این مسیر نیازهای مدرسه، خانه و ماهیت جنبه عنکبوتی وجودش او را سرگردان می کنند. هالند بیش تر از این که یک بازیگر به نظر برسد، شبیه نوجوانی است که اصلا با هدف بازی در این نقش وارد این فیلم شده است. او البته مجموعه ای بازیگران مکمل خوب در کنار خود دارد، به ویژه جیکوب باتالون که در نقش یکی از بهترین دوستانش ظاهر می شود. دیگر افراد این گروه جذاب عبارتند از دانلد گلاور در نقش جنایتکاری که همیشه در بدترین زمان و مکان حضور پیدا می کند، و مارتین استار که با یک حالت بی روح فوق العاده، در نقش معلم پیتر بازی می کند. 

ماشین پلیس، فیلم قبلی جان واتس که یک فیلم جمع و جور ماهرانه و تنش زا درباره دو پسر بود که در مخصمصه گیر افتاده بودند، نشان می داد که آقای کارگردان می داند دوربین را کجا کار بگذارد و توانایی خوبی در بازی گرفتن از بازیگران و ارائه جنبه های سادیستی دارد. همین ویژگی ها باعث شد که او به این فیلم استودیویی بزرگ دست پیدا کند. بر خلاف سینمای پراسترس ماشین پلیس، واتس در بازگشت به خانه تا حد قابل توجهی تنش و حس خطر را کم کرده است. این مساله به ویژه در صحنه های اولیه به خوبی دیده می شود. جایی که در آن، پیتر در عین حال که سعی می کند دشمنان را به شکل بی رحمانه ای از بین ببرد، سعی می کند نحوه استفاده از قدرت های خود را یاد بگیرد. در مقایسه با صحنه های مبارزه، سکانس هایی که پیتر سعی می کند به صورت مخفیانه وارد اتاق خوابش شود تنش بیش تری دارند. 

در فیلمی مثل بازگشت به خانه که نیروهای زیادی در ساخت آن همکاری می کنند، سخت می شود تشخیص داد مهم ترین نیروهای خلاق از آن کدام شخص یا گروه است و واتس تا چه حد موفق شده نگاه، فضا و احساسات خود را وارد فیلم کند. فیلم از نظر بصری تفاوت خاصی با نسخه های پیشین ندارد، اما صحنه های اکشن تماشایی زیادی دارد که شما را میخکوب می کند. جلوه های ویژه صحنه های هوایی فیلم به طرز ناامید کننده ای بی رمق هستند. مخصوصا اگر آن ها را با صحنه های جاه طلبانه و چشم گیر فیلم دکتر استرنج مقایسه کنیم. بعید به نظر می رسد هیچ کدام از صحنه های بازگشت به خانه بتوانند به اندازه صحنه بوسه پیتر و ام جی در زیر باران که در اولین مرد عنکبوتی (به کارگردانی سام ریمی)  مشاهده کردیم، تاثیرگذار باشند. 

حال باید به سراغ مایکل کیتون برویم که در این فیلم بسیار خوب بازی می کند. اگر سازندگان فیلم  به پیتر پارکر اجازه دهند جریان طبیعی زندگی خود را طی کند و پیر شود، کیتون می تواند گزینه مناسبی برای یک مرد عنکبوتی پیرتر و باتجربه تر باشد. کیتون در نقش کرکس ظاهر می شود. یک قانون شکن بدذات که دارودسته ای اطراف خود جمع می کند و به مغز متفکر این گروه تبدیل می شود. او با تجهیزات دلهره آور بال مانند خود به جاهای مختلف پرواز می کند. تجهیزات او شبیه بخشی از لباس های گروه های هوی متال می ماند. بعد از بتمن و بردمن، این سومین باری است که کیتون در نقش موجودات پرنده ظاهر می شود. 

کرکس مجموعه ای آزار دهنده از تناقض های مختلف است، تنها بعضی از این تضادها آگاهانه به نظر می رسند. جنایتکاری، عصبانیت و جنون کرکس در سیطره خشم متمایز او قرار دارند. به همین دلیل او به جای این که یک کاریکاتور باشد، هم چون یک مرد خشمگین به یاد ماندنی در خاطر می ماند. در کنار تونی استارک خودخواه میلیاردر، کرکس هم چون یک وزنه سنگین در نقطه مقابل او عمل می کند. کرکس هم چنین بزرگ ترین دشمنی است که مرد عنکبوتی با آن مواجه می شود. این بار مرد عنکبوتی فیلم، بچه ای از طبقه کارگر است که به یک باره به یک ابرقهرمان تبدیل می شود. او بیش تر دوست دارد به آقای میلیاردر  نزدیک شود، به خاطر این که پارکر امیدوار است بتواند وارد تیم انتقام جویان شود. پرسش اصلی این است که این آقای عنکبوتی کی می خواهد بزرگ شود؟ با چه کسی قرار است بجنگد؟ و چرا باید بجنگد؟ 

مانولا دارگیس

منبع: The New York Times

مشاهده پیش نمایش فیلم:

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو