بازی مقالات

هفت حقیقت مهم درباره بازی سازی مستقل


به این نقد امتیاز بدهید
هفت حقیقت مهم درباره بازی سازی مستقل

هفت حقیقت مهم درباره بازی سازی مستقل

اغلب مردم درباره بازی سازی مستقل تصورات اشتباهی دارند. بسیاری از آن ها فکر می کنند با شروع مسیر ساخت یک بازی مستقل، بلافاصله به پول می رسند. افراد زیادی در اطراف خودم دیده ام که تمام امید، پول و زمان خود را صرف یک بازی می کنند و وقتی این بازی با موفقیت مواجه نمی شود، بلافاصله بازی سازی را رها می کنند. آدم های با استعداد زیادی هم دیده ام که نمی خواهند وارد این عرصه شوند، چرا که می ترسند با اتفاقات بدی مواجه شوند. 

راستش را بخواهید، سرگذشت پیروزی ها و شکست های بقیه، تنها مردمی که نظاره گر این وضعیت هستند را بیش از پیش گیج می کند. به نظر می رسد در این حوزه، یا شما به یک بازی ساز مستقل بسیار مشهور تبدیل می شوید، یا با یک شکست مطلق روبرو شده و مضحکه عام و خاص می شوید. هیچ حد وسطی ندارد، یا وارد بهشت می شوید یا جهنم. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که چرا یک نفر در این عرصه موفق می شود و شخص دیگری خیر. اغلب اوقات دلایل زیادی باعث می شود بعضی از افراد که وارد این حوزه می شوند، دست به ساختار شکنی بزنند. بازگشت به روزهای اولیه شروع یک تجارت، روش سالم و واقع گرایانه ای نیست. 

من یک طراح هستم. وبسایت، بازی و محصولات طراحی می کنم و خدمات ارائه می دهم. به مدت هفت سال به صورت آزاد به طراحی می پرداختم. در شرکت های مختلفی به انجام کارهای متنوعی پرداخته ام، از مشاوره فناوری اطلاعات گرفته تا گردشگری و علوم. برای مدیریت یک کسب و کار، من روش های مختلف زیادی را دیده ام. من با انواع و اقسام موفقیت مواجه شده ام. 

چند سال پیش من و شوهرم استودیوی بازی سازی مستقل خود به نام «جهان آرمان شهر ساندویچ ها» (Utopian World of Sandwiches) را طراحی کردیم. در منزل خودمان کار می کردیم. از او حمایت می کردم تا بتواند به صورت تمام وقت بر روی این کار تمرکز کند. می خواهم بگویم در این حوزه من تفکرات و تجربیات زیادی دارم. 

بازی سازی مستقل تعین کننده آینده بازی های کامپیوتری است. بازی سازان مستقل هستند که بازی را به جایگاهی فراتر از امروز می برند، آن ها هستند که تجربیاتی کاملا خلاقانه و تماشایی در اختیار ما قرار می دهند. بازی سازان مستقلی که در حال حاضر شرکت های نوپای خود را راه اندازی کرده اند، پیشرویان اصلی این حوزه در ده، بیست سال آینده خواهند بود. همین الان هم با بسیاری از آن ها مواجه شده ایم، و در آینده باز هم بیش تر از آن ها می شنویم. 

بازی سازان مستقل تازه ای که می خواهند وارد این حوزه شوند باید با واقعیت ها آشنا شوند. باید خود را آماده کنند و به منظور آماده سازی، تصمیم های درستی بگیرند. می خواهم یک چشم انداز ساختارمند، مفید و صادقانه از کسب و کار بازی سازی مستقل در اختیار شما قرار دهم. در این دو سالی که در این حوزه بوده ام چیزهای زیادی یاد گرفته ام. بنابراین، این هفت حقیقت مهمی است که به باور من در مورد بازی سازی مستقل و شروع تجارتی در این زمینه وجود دارد: 

۱- هیچ کس هیچ چیز نمی داند

شرکت های بازی سازی مردم را تشویق می کنند که مسیری را در پیش بگیرند و در یک مهارت مشخص استاد شوند. اما بازی سازی مستقل داستان متفاوتی است. بازی سازان مستقل باید در تمام زمینه ها خوب باشند. آن ها باید همچون یک دانشمند همه چیز دان باشند، پیوسته در حال یادگیری و تطبیق پذیری خود با شرایط تازه باشند. 

شاید فکر کنید تحقیق کرده اید، خود را آماده کرده اید، ولی این گونه نیست. در این حوزه، شما هر روز یک چیز جدید یاد می گیرید. همه چیز مدام در حال تغییر است. از طریق تجربه چیزهای زیادی یاد می گیرید و در طول راه، بارها خرابکاری می کنید. 

تقریبا ۳۰% از زمان خود را صرف بازی سازی خواهید کرد. بقیه این زمان صرف کارهای دیگری می شود که باید انجام دهید، مخصوصا اگر قرار است همه کارها را خودتان انجام دهید. اگر بخت یارتان باشد، شاید ۴ ماه از یک سال را بتوانید صرف خود فرآیند بازی سازی کنید. 

احتمالا درباره نحوه مدیریت یک کسب و کار چیزی نمی دانید، چرا که قبلا هیچ وقت چنین کاری نکرده اید. حتی اگر تجربه کسب و کار داشته باشید، هیچ وقت در چنین حوزه ای تجربه نداشته اید. احتمالا درباره بازاریابی یا شبکه بندی چیزی نمی دانید. چرا که صادقانه بخواهم بگویم، بازی سازی علمی است که در آن، خودتان باید از همه چیز سر در بیاورید، ببینید نتایج کار به چه صورت هستند و سپس بر اساس آن ادامه بدهید. 

درباره آینده هیچ چیز نمی دانید. نمی دانید پنج سال بعد چه سکو یا پلتفرمی روی کار آمده است یا فناوری و مخاطبان چه قدر تغییر کرده اند. تمام این مسائل را خودتان کم کم متوجه می شوید. 

قرار نیست شما مشتری خودتان باشید. به مشتری هایتان احترام بگذارید. از آن ها یاد بگیرید. برای این کار به کمک بقیه هم نیاز دارید، پس به دنبال چنین کمک هایی باشید. 

غیرممکن است بتوانید همه را راضی کنید. تنها یک سری مردم مشخص با نیازها، ذائقه و تمایلات مشخص جذب شما می شوند. هم چنان که ادامه می دهید متوجه می شوید چه نوع افرادی مخاطب شما هستند. احتمالا غافلگیر می شوید و می بینید این آدم ها، کاملا با چیزی که در ذهن تصور کرده بودید متفاوت هستند. 

همان طور که شما مخاطبان خود را پیدا می کنید، آن ها هم شما را پیدا می کنند. هیچ کس از قبل منتظر ورود شما نیست. همچنان که در مسیر خود در حال حرکت هستید، خود را برای تغییرات سریعی که بر سر راه شما قرار می گیرند آماده کنید. شما یک شرکت عظیم نیستید. این تغییرات هزینه چندانی بر روی دوش شما نمی گذارند. 

در بازی سازی مستقل، خبری از برنامه ریزی کاری ۵ ساله نیست. چرا که هر هفته اوضاع تغییر می کند. به دنبال پیشگویی آینده نباشید. ما می دانیم از کجا شروع کرده ایم، به کجا می خواهیم برسیم، و از تصورات و چشم اندازی که برای خود تعیین کرده ایم خبر داریم. هم چنان که پیش می رویم چیزهای بیش تری می فهمیم. شاید چیزهای زیادی بدانیم، ولی این معلومات هیچ وقت کافی نیست. 

۲- به طور میانگین، ۳ تا ۵ سال طول می کشد تا یک کسب و کار به درآمد برسد

بازی سازی مستقل یک حباب موفقیت نیست، کاری است مثل کارهای دیگر. حتی شرکت تسلا موتورز هم تا ۱۰ سال اول به هیچ سودی نرسید. 

هر بازی قمار است. همیشه این سوال بزرگ در ذهنتان است که چرا یک بازی موفق شده و یک بازی دیگر خیر. تنها افراد کمی هستند که با همان اولین بازی خود به پول هنگفتی می رسند. هیچ تضمینی وجود ندارد. حتی اگر به پول خوبی هم برسید، باز هم به دنبال این هستید که تمام پول خود را بر روی بازی بعدی سرمایه گذاری کنید و کسب و کار خود را استوارتر کنید. 

می خواهید وارد پلتفرم های مختلفی شوید، دوست دارید آدم های بیش تری شما را ببینند و به همایش ها بروید. بعد بحث بازاریابی، مدیریت هزینه ها، نرم افزار، سخت افزار، کیت توسعه بعدی و … پیش می آید. برای این که تجارت خود را یک سطح بالاتر ببرید باید همه این کارها را بکنید. این کارها با هزینه زیادی همراه است. برای این که درآمد بیش تری داشته باشید باید باز هم سرمایه گذاری کنید. دستمزدها آخرین چیزی هستند که دوست دارید پرداخت کنید.

در این بحبوحه، می دانید که باید سقفی بالای سر و غذایی برای خوردن داشته باشید. بنابراین باید به نحوی برنامه ریزی کنید که تا زمانی که به درآمد می رسید، توانایی تامین مخارج روزمره تان را داشته باشید. 

برای انجام این کار گزینه های زیادی وجود دارد. تحقیق کنید و کاری پیدا کنید که مناسب وضعیت شما باشد. می توانید در کاری سرمایه گذاری کنید، وبسایتی راه بندازید و از مردم بخواهید کمک کنند. وام بگیرید، از پس اندازتان استفاده کنید و یا این که در وقت های اضافی کار متفرقه انجام دهید. 

من و شوهرم از روش دیگری استفاده کرده ایم. من شوهرم را از نظر مالی تامین می کنم تا او به طور تمام وقت بر روی کارش تمرکز کند. در حال حاضر یک قرارداد اضافی امضا کرده ایم و از نظر مالی، دستمان به دهانمان می رسد. می دانیم که قرار نیست همیشه اوضاع این گونه باشد، ولی در حال حاضر می دانیم که تا هر زمان که لازم باشد می توانیم این کار را انجام دهیم. 

۳- شما را نه کسی می شناسد و نه اهمیتی برایتان قائل اند

این که شما را نه کسی می شناسد و نه اهمیتی برایتان قائل اند یک خبر بد است!

شما اعتبار خود را از صفر می سازید. توجه مردم را باید جلب کنید. باید کاری خلق کنید که برای این مردم مهم باشد. این کار به زمان زیادی نیاز دارد. 

پیش تر هم گفتم که بسیاری از موفقیت ها با خوش شانسی پیش می آیند. شانس خودتان را پیدا کنید. باید وارد جامعه شوید، با مردم ارتباط برقرار کنید، دیگران را ببینید، چرا که شانسی که دنبالش می گردید در دست همین مردم است. 

هر روز باید پرسش های زیادی از خودتان بپرسید: آیا ایده ای دارید که توجه مشتری ها را جلب کند؟ می خواهید یک بازی بفروشید یا چیزی که می تواند زندگی مردم را بهتر کند؟ 

به مردم چیزی را بدهید که برایشان مهم است.  تجربه ای را در اختیارشان قرار دهید که دوست داشته باشند با بقیه هم به اشتراک بگذارند. سپس صبر کنید تا آن ها با محصول شما آشنا شوند. 

این که شما را نه کسی می شناسد و نه اهمیتی برایتان قائل اند یک خبر خوب است!

شما آزاد هستید! می توانید هرکاری می خواهید انجام دهید. بدون این که کسی توجه کند می توانید هر تجربه ای را از سر بگذرانید. 

اگر هیچ کس از بازی شما خوشش نیاید فاجعه ای در کار نیست. چرا که اگر کسی خوشش نیامد، قرار نیست کس دیگری از بازی شما باخبر شود. اگر خرابکاری کنید لازم نیست به کسی پاسخگو باشید. 

می توانید یک نمونه اولیه عرضه کنید که باگ های زیادی دارد. در واقع باید این کار را بکنید. برای این که تا مردم بازی شما را انجام ندهند چیزی یاد نمی گیرید. نگران نباشید، کسی انتظاری از شما ندارد، کسی ایده شما را نمی دزدد، کسی شما را نمی شناسد. 

قسمت دوم

سارا وودراو 

منبع: Gamasutra

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو