نمایشنامه هنریک ایبسن

نقد نمایشنامه دشمن مردم


به این نقد امتیاز بدهید

دشمن مردم – An Enemy of the People

نویسنده: هنریک ایبسن –  Henrik Ibsen

سال: ۱۸۸۲

نقد نمایشنامه دشمن مردم

نقد نمایشنامه دشمن مردم

در این نمایشنامه، عنوان دشمن مردم کارکردی کنایی دارد. استوکمان که این لقب را دریافت می کند در اصل به دنبال کمک به مردم است. با مطرح کردن قضیه آلودگی آب شهری، او نه تنها به فکر حفاظت از سلامت مردم است، بلکه می خواهد مانع رسوایی بزرگ تری شود که در اثر ورود توریست ها به شهر و استفاده از این آب به وجود می آید. 

عنوان «دشمن» از یک نظر دیگر هم حالت کنایی تری به خود می گیرد. استوکمان در ابتدای نمایشنامه بین مردم شهر محبوبیت زیادی دارد. خانه اش همیشه پر از مهمانانی است که می خورند و می آشامند و از مهمان نوازی او بهره مند می شوند. زمانی که استوکمان اولین بار از آلودگی پرده برمی دارد، مردم او را به عنوان دوست خود در نظر می گیرند. اما همین مردم زمانی که متوجه می شوند تعمیرات حمام ها به چه هزینه هنگفتی نیاز دارد، در مقابل او قرار می گیرند. 

در پایان نمایشنامه به نظر می رسد خود استوکمان هم این لقب را پذیرفته است. او می پذیرد که مردم به چشم یک مرتد و یاغی به او نگاه می کنند. اما به نظر می رسد این ترد شدن به او قدرت بیش تری می دهد. چرا که می گوید: «قوی‌ترین مرد جهان کسی است که تنهاتر باشد.» در طول تاریخ استوکمان تنها کسی نیست که از حقیقت صحبت کرده و بابت آن آزرده شده است. 

فساد، مهم ترین عنصر تماتیک نمایشنامه دشمن مردم است، این مساله در طول نمایشنامه و از طریق فعالیت های شورا و روزنامه نگاران به تصویر کشیده می شود. شخصیت پتر نمایندگی شورا را بر عهده دارد. او به عنوان شهردار شهر، رهبر و سخنگوی این گروه است. روشی که او برای به حاشیه راندن و به انزوا کشاندن  توماس (برادرش) در پیش می گیرد نشان دهنده میزان فساد ارگان شهرداری است. در طول داستان، حکومت محلی بارها مورد انتقاد رسانه ها قرار می گیرد. این که پتر به این راحتی موفق می شود فشار مطبوعات را کم کند و آن ها را کنار بزند، نشان می دهد که تمام این گروه ها بازیچه دست افرادی هستند که قدرت را در دست کنترل دارند. 

تماشاکنندگان و خوانندگان این نمایشنامه با ناکارآمدی های دمکراسی مواجه می شوند. این کار از طریق انتقادهای آشکار به قدرت محلی شهر صورت می گیرد، قدرتی که به شکل دمکراتیک انتخاب شده و اعضای آن منتخب رای مردم هستند. سپس با اقدامات جماعتی رو به رو می شویم که علاقه ای به شنیدن صدای یک فرد ندارند. در یک دمکراسی، اکثریت حکم رانی می کنند (یا آن طور که می گویند، قانون مردم حاکم است). در دشمن مردم با این مساله مواجه می شویم که همین اکثریت چه ظرفیتی برای نادیده گرفتن یا تحقیر فردی دارند که تمایلی به پیروی از جمع ندارد. 

قدرت اکثریت قاطع و ترس از فردیت که دامن گیر این گروه شده است، در صحنه ای به اوج می رسد که توماس در جلسه ای که خودش برگزار کرده است، بقیه افراد را رو در روی خودش می بیند. در این جا، او صحبت هایی به زبان می آورد و حتی به ناسزاگویی به این گروهی می پردازد که در این مکان جمع شده اما به او پشت کرده اند.

ترس از نظر مخالف افکار عمومی در این نمایش مورد توجه قرار می گیرد. همین مساله است که باعث می شود پترا، توماس و هورستر کنار گذاشته شوند و استوکمان هم نادیده گرفته شود. افکار عمومی در این نمایشنامه در قالب یک خطر به تصویر کشیده شده است، سلاحی برای کسانی که می خواهند حرف خود را به کرسی بنشانند. 

توماس متوجه می شود که آب شهر آلوده است و شروع به اعتراض می کند. همین مساله باعث فاصله گرفتن همکاران و حتی برادرش از او می شود. در نهایت در جلسه ای که خودش برگزار کرده است، اکثریت افراد از او فاصله می گیرند. آلودگی هم نقشی مضمونی دارد هم نقشی تمثیلی. از یک نظر آلودگی نماد تاثیراتی است که فساد در شهر به وجود آورده است، و از سوی دیگر نشان دهنده تاثیرات مدرنیته بر روی مردم شهر است. 

در اواخر نمایشنامه، استوکمان به شمایلی از مسیح تبدیل می شود. او در پرده چهارم به مردم می گوید: «من شما را می بخشم، برای این که نمی دانید دارید چه کار می کنید.» همچون عیسی مسیح، توماس هم پیامی در راه حقیقت دارد و می خواهد آن را به جهانیان عرضه کند. اکثریت جامعه پیام او را رد می کنند. او در نهایت هم چون مسیح (البته به شکلی نمادین) به صلیب کشیده شده و ترک می شود. البته او همچون مسیح کشته نمی شود، اما پشت کردن مردم به او و نابود شدن زندگی اش را می توان استعاره ای از به صلیب کشیده شدن دانست. ولی در پایان نمایش، او دوباره توان خود را جمع کرده و برای هدایت دوباره مردم عزم خود را جمع می کند. این حرکت را هم می توان معادل رستاخیز در نظر گرفت. 

مردم بارها استوکمان را وسوسه می کنند که مسیری که در پیش گرفته است را کنار بگذارد. خود مسیح هم در طول مسیر خود بارها توسط شیطان وسوسه می شود. شهردار به توماس وعده می دهد که اگر صحبت های خود را پس بگیرد، بعدا شغلش را به وی بازمی گرداند. دیگر دوستان و آشنایان هم از او می خواهند که از این کار دست بکشد. استوکمان در جواب می گوید که: امروز با تمام نمایندگان شیطان ملاقات داشته است! 

منبع: Novel Guide / Shmoop

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو