بازی ماجرایی

نقد بازی سایبریا ۳


۵ (۱۰۰%) ۱ vote

سایبریا ۳ – Syberia 3
سازنده: میکروئید – Microïds
ناشر: آنومن – Anuman
سکو: PC, PS4, XBOX One, iOS, Android, macOS
سال انتشار: ۲۰۱۷

نقد بازی سایبریا 3

نقد بازی سایبریا ۳

بنوا سوکال یک بازی ساز بلژیکی است که بیش تر به خاطر بازی هایی همچون امرزون، سایبریا و سایبریا ۲ معروف شده است. او یک هنرمند، نویسنده و بازی ساز بسیار با استعداد است که برای طرفداران بازی های ماجراجویی جایگاهی خدای گونه دارد. 

سایبریا ۳ که در اصل قرار بود در سال ۲۰۱۰ عرضه شود، در اثر برخی مشکلات مالی به تاخیر افتاد. سال ۲۰۱۶ و همان لحظه ای که خبر تکمیل شدن فرآیند ساخت بازی اعلام شد، من بازی را پیش خرید کردم و تا به حال منتظر عرضه آن بوده ام. به همین دلیل به محض این که بازی به دستم رسید، آن را شروع کردم. 

سایبریا ۳ یک بازی قائم به ذات است، اما ارتباطات عمیقی با دو قسمت قبلی دارد و افراد، مکان ها و وقایعی را مطرح می کند که در داستان های دو قسمت قبلی ذکر شده بود. شخصا مجبور شدم یک بار دیگر آن ها را بازی کنم و البته از این کار کلی لذت بردم. 

بازی با قهرمان اصلی خود، کیت واکر آغاز می شود که یخ زده و نیمه جان، در ساحل یک رودخانه افتاده است. یوکل، یک قبیله چادرنشین که همراه با شترمرغ های برفی خود در حال گذراندن یک سفر زیارتی معنوی هستند، کیت را احیا می کنند. آن ها کیت و کرک، راهنمای آسیب دیده خود را به بیمارستانی در شهر والسنبر تحویل می دهند. در این شهر است که ماجراها آغاز می شود. کیت خیلی زود متوجه می شود که توطئه شومی بر سراه راه قبیله یوکل وجود دارد و احتمال زندانی شدن خودش هم بالا است. او با کرک رفیق می شود به دفاع از یوکل ها می پردازد. از اسیر شدن اجتناب کرده و مسیر آن ها را برای ورود به سرزمین های پربار مناسب شترمرغ ها فراهم می کند. داستان بازی مملو از موانع و معماهایی است که باید بر آن ها غلبه کنید. همچون گذشته، کیت یک قهرمان زن واقعی است. او زیبا، باهوش، مهربان، خستگی ناپذیر است و از توانایی های فیزیکی بالایی بهره مند است. 

به این ترتیب، به نظر می رسد سایبریا ۳ دوباره مرا عاشق بازی های ماجرایی کرده است. با یک بازی سه بعدی فوق العاده طرف هستیم که جزئیات مناظر و اشیاء داخل آن، شما را حیرت زده می کند. میان پرده ها به شکل یکپارچه ای با گیم پلی بازی ادغام شده اند. در طول بازی مرتب به زمان و تلاشی فکر می کردم که عوامل بازی برای پیاده سازی چنین دنیای خیالی صرف کرده اند. درکنار این ها، یک موسیقی متن بسیار تاثیرگذار هم قرار داده شده است. موسیقی بازی که توسط اینن زور آماده شده است، از همه نظر پیچیده و حیرت انگیز است. از بخش های ارکستر آن گرفته تا اصواتی که همراه با حالت صحنه ها، بالا و پایین می شوند. در کنار این ها، در بخش هایی از بازی هم یک موسیقی قبیله ای ناب شنیده می شود. بازی از نظر گرافیک و صدا یک جادوی واقعی است. 

داستان بازی دارای مجموعه متنوع و جذابی از شخصیت ها است که دارای جزئیات دلپذیری هستند. هر یک از آن ها از نظر ظاهر، قیافه و لباس با دقت طراحی شده اند. بازی دارای دیالوگ های زیادی است که توسط گوینده هایی حرفه ای ادا شده است. البته در بعضی بخش ها بین صداها و لب های شخصیت ها همخوانی وجود ندارد. ولی سازندگان بازی با یک افزونه این مشکل را برطرف کرده اند. بعضی اوقات زیرنویس ها با اصل دیالوگ ها کمی فرق دارند. البته این مساله بیش تر از این که یک مشکل جدی باشد، حاصل اهمال کاری است. 

در بیش تر ماجراجویی های بازی شما باید ابزارهای مختلف را پیدا کنید و به کار بگیرید. موجودی کالاهای شما شامل دو بخش می شود: یک. ابزارآلات فیزیکی مثل چاقو، قمقمه، روسری و … . دو. اسنادی همچون تکه های روزنامه ها، آلبوم های عکس و یادداشت ها. این دو گروه به صورت جدا از هم ذخیره می شوند و می توان به آن ها دسترسی داشت. در طول داستان هر دو بخش نقشی کلیدی ایفا می کنند. 

یکی از نکات تحسین برانگیز بازی این است که هیچ معمای غیرضروری یا تحمیلی در بازی وجود ندارد. وظائفی که به شما محول می شوند واقعی و منطقی هستند. مثلا شما باید یک چرخ دنده برای تعمیر ماشین پیدا کنید، برای روشن کردن آتش به دنبال فندک بگردید، برای پیدا کردن قفل در پی یک کلید باشید و … . تمام این ها اعمالی هستند که در زندگی واقعی خودمان هم انجام می دهیم. بعضی معماها هم مکانیکی هستند و باعث گسترش فضای داستان می شوند. در این جور معماها عمدتا باید به دنبال راه اندازی دستگاه های مکانیکی یا دیگر تجهیزات مشابه باشید تا بتوانید از این دستگاه و تجهیزات استفاده کنید. در این حالت شما معمولا به راه اندازی یک دستگاه، کارکردن با یک سری ماشین آلات یا قرار دادن اشیاء در یک جای مشخص می پردازید. بعضی از این معماها واقعا سخت هستند، اما با توجه دقیق به سرنخ ها و کمی پشتکار می توانید آن ها را از میان بردارید. شخصا با معما یا چالشی مواجه نشدم که مرا مجبور به استفاده از راهنماهای اینترنتی کند. 

حتما با خود می گویید: پس با یک بازی بی نقص طرف هستیم! اما این طور نیست. متاسفانه در مکانیک بازی مشکلاتی وجود دارد که باعث می شود این سفر آن قدرها هم بی نظیر نباشد. البته باید در نظر داشته باشیم که سازندگان بازی با ارائه افزونه های مختلف به دنبال حل این مشکلات هستند. ولی بعضی از این مشکلات را نمی توان نادیده گرفت. بزرگ ترین چالش من، بازی کردن سایبریا ۳ با ماوس و صفحه کلید بود. البته بازی همان ابتدای داستان به شما می گوید که بهتر است از یک دسته استفاده کنید. ولی بازی دسته های من را شناسایی نمی کرد. در نهایت از همان ماوس و صفحه کلید استفاده کردم. همان ابتدا متوجه شدم که بهتر است به جای کلید های حرکتی پیش فرض WASD، از چهار جهت اصلی استفاده کنم. 

هدایت کردن کیت در این محیط سه بعدی چندان دلچسب نیست. گاهی اوقات کیت شبیه افراد مست رفتار می کرد. به دیوار می خورد، به موقع تغییر جهت نمی داد، بارها از یک پله بالا و پایین می رفت و بارها در میان لبه های اشیاء سه بعدی گیر می کرد. هدایت او از نقطه الف به نقطه ب بسیار سخت است و قابل مقایسه با بازی های مشابه نیست. 

بعضی از وظائف مخصوص استفاده از کالاهای ذخیره شده یا انتخاب دیالوگ ها در کلیدهای شمارشی ۱ تا ۴ تعبیه شده اند. اما این کلید ها بیش تر اوقات عمل نمی کنند و اغلب از همان ماوس استفاده می کردم. در طول بازی متوجه می شوید که مراحل انجام یک ماموریت شما را به آن نتیجه ای که می خواهید نمی رساند. بارها پیش می آمد که در جای درست بودم و شی مناسب برای انجام ماموریت را در اختیار داشتم، اما نمی توانستم این شی را در جای خودش قرار دهم. 

بسیاری از معماهای مکانیکی شامل گره زدن، عوض کردن دنده ها، تکان دادن اهرم ها، باز کردن پنل ها یا سرهم کردن اشیاء مختلف می شوند. استفاده از ماوس برای چنین کارهایی کاملا عذاب آور است. اغلب نمی توانستم با کمک ماوس یک شی را بردارم و حرکت دهم. این مساله زمانی وخیم می شد که باید این شی را در یک جهت مشخص می چرخاندم یا در یک جای دقیق قرار می دادم. 

در بازی زمانی که کیت در جای درست قرار دارد، نشان گر به حالت خاصی در می آید. بنابراین اگر در یک محیط به شی مورد نظر به اندازه کافی نزدیک نشوید، هیچ وقت متوجه فعال شدن این نشان گر نمی شوید. در کنار این ها، سیستم نه چندان جالب مسیر یابی بازی را در نظر داشته باشید. آن وقت است که متوجه می شوید در بخش قابل توجهی از بازی باید مشغول چرخیدن حول اشیاء مختلف باشید تا بتوانید نشان گر را فعال کنید. 

از نظر من بزرگ ترین مشکل بازی این است که سیستم ذخیره دستی وجود ندارد و اگر از بازی خارج شوید، بیش تر اوقات بازی به ذخیره خودکار نمی پردازد. بازی تنها در چند نقطه از پیش تعیین شده ذخیره می کند. این یعنی اگر تا پیش از شب شدن نتوانید به نقطه ذخیره سازی برسید، همه چیز از دست می رود. به این ها؛ زمان های بارگزاری طولانی را اضافه کنید و این مساله را هم در نظر داشته باشید که شما نمی توانید دیالوگ ها یا میان پرده ها را رد کنید. بازگشت مکرر به صحنه هایی که در اثر عدم ذخیره سازی از دست داده اید باعث خستگی شما می شود. من به علت مشغله های کاری روزانه خود، مجبورم شب ها بازی کنم. در ساعت دو و نیم نیمه شب در حالی که نیاز شدیدی به خواب داشتم، مجبور بودم سایبریا ۳ را تا رسیدن به یک نقطه ذخیره سازی ادامه دهم. خارج شدن از بازی شبیه رولت روسی بود! یعنی بازی ذخیره می شود؟ چند بار دیگر باید این مرحله را تکرار کنم؟ بهتر نیست یک فنجان قهوه دیگر بخورم و بازی را ادامه دهم؟ 

من قبول دارم که هر بازی در عرضه اولیه خود مشکلاتی دارد و سایبریا ۳ هم از این قاعده مستثنی نیست. ولی باگ هایی در بازی وجود داشت که بعضی اوقات باعث وحشت من می شد. گاهی اوقات متوجه می شدم در بین کالاهای من یک گزینه اضافی وجود دارد. این یعنی من یک ماموریت مهم را هنوز انجام نداده ام. گاهی اوقات بعضی کالاها را نمی شد استفاده کرد و باید دوباره آن ها را به دست می آوردم. این یعنی من باید سفری طولانی برای پیدا کردن یک ابزار مشابه را آغاز می کردم، آن هم ابزاری که شاید اصلا پیدا نمی شد. بعضی اوقات از برخی پله ها و راه ها نمی توان استفاده کرد و من در یک جای مشخص گیر می افتادم. در این حالت مجبور بودم به منطقه قبلی برگردم و آن قدر بر روی نقاط مختلف کلیک کنم تا بالاخره راه خروج فعال شود. 

همان طور که حدس زده اید، من عاشق سایبریا ۳ هستم، اما نمی توانم بگویم از بازی کردن آن لذت برده ام. بازی از نظر داستان، گرافیک و صداگذاری فراتر از انتظارات من بود، اما مبارزه پیوسته با مکانیک بازی باعث شد آن حس شگفتی من از میان برود. بعضی اوقات می خواستم از بازی خارج شوم، اما باز هم مقاومت می کردم چرا که نمی خواستم ماجرای کیت در سایبریا ۳ را نیمه کاره رها کنم. البته چند ساعت پایانی گیم پلی بازی راحت تر بود. به نظر می رسید بالاخره موفق شده ام خودم را با رابط کاربری عجیب بازی منطبق کنم. البته افزونه ای که سازندگان بازی عرضه کردند در این مساله بی تاثیر نبود. امیدوارم این افزونه ها بیش تر شوند و بازی کردن سایبریا ۳ به همان تجربه بی نظیری تبدیل شود که مد نظر سازندگانش بوده است. 

سیندی کایزر

منبع: Just Adventure


دیدگاهی بنویسید

2 نظرات در "نقد بازی سایبریا ۳"

avatar
چینش براساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
YALDA

سلام
من این بازی رو میخوام ولی پیدا نمی کنم یه بارم دانلود کردم مشکل نصب داره…

wpDiscuz
آرشیو