ادبیات یوستین گردر

نقد رمان دنیای آنا

به این نقد امتیاز بدهید

دنیای آنا – The World According to Anna
نویسنده: یوستین گردر – Jostein Gaarder
سال: ۲۰۱۳

نقد رمان دنیای آنا

نقد رمان دنیای آنا

با افزایش تمایل به صرف شام در فضای باز، آن هم در پاییزی با هوایی معتدل، این حس بر می انگیزد که این وضعیت های جوی نشانه ی بدی برای اقلیم و آب و هوای کره ی خاکی مان باشد. شخصیت اصلی رمان دنیای آنا اثر نویسنده ی نروژی یوستین گردر چنین حسی را به خواننده منتقل می کند آن گاه که می گوید:«این ماه سپتامبر گرم ترین پله ی دما را داشت، داریم تأثیرات جانبی گرمایش زمین را زودتر از آنچه که انتظار داشتیم می بینیممن نمیدانم که ملایم شدن هوا از آثار گرمایش زمین است یا نه، به هرحال من از خواننده‌های ثابت آثار گردر هستم. دنیای آنا بیش از اینکه یک رمان باشد، شبیه مقاله‌ای در مورد تغییرات اقلیمی و آب و هوایی است برای افراد بی توجه و بیخیال که با وجود این همه آسیبی که از جانب انسان به محیط زیست زده می شود، فکر می کنند زمین برای همیشه به این زیبایی باقی خواهد ماند.

گردر نویسنده ای شناخته شده در دنیا به خاطر رمان پر آوازه اش دنیای سوفی، خود سالهای متمادی از فعالان محیط زیست بوده است. در رمان دنیای آنا این فعالیت‌هایش بر هنرش سایه انداخته است. ناشران او از این اثرش با عنوان «افسانه ای برای امروزمان» نام می برند. داستان رمان این گونه آغاز می‌شود، آنا که به تازگی با جوناس آشنا شده و با هم دیدار می کنند، تازه نزدیک ۱۶ سالگی اش است. آنا می گوید «خواب و خیال از جهانی دیگر به سوی من می آیند» و والدینش هم که از وضعیت او احساس نگرانی می‌کنند او را پیش روانپزشک می برند. خوشبختانه دکتر بنجامین نگرانی‌های آنا در مورد تغییرات اقلیمی و آب و هوایی را تحسین می کند و حس مشترکی با او دارد و می گوید:«من از خودم می‌پرسم آیا واقعاً در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که در آن، عامدا واقعیت‌های اساسی و جدی سرکوب می شوند»

آنا در خیالاتش در زمان به سال ۲۰۸۲ سفر می‌کند و با نبیره اش دیدار می‌کند که آنا و نسلش را به باد انتقاد می گیرد به خاطر جهان پر از مصیبتی که برای آیندگانشان ساخته‌اند و جایی می گوید: «من بازگشت میلیون‌ها گیاه و حیواناتی را خواستارم که منقرض شدند. من دنیایی را می‌خواهم که وقتی تو همسن من بودی داشتی، تو این دنیا را به من بدهکاری» این لحن تهدید آمیز و تند برای آنا خوش آیند نیست اما او را تحت تأثیر قرار می‌دهد، رویاهایش برایش تکان دهنده هستند،‌ آنا و جوناس ادامه ی رمان را در آمد و رفت بین سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۲۸، بین واقعیت و خیال سپری می کنند و روش‌های غیر معمولی را برای نجات سیاره در پیش می گیرند.

دان بارتلت مترجم آثار گردر به زبان انگلیسی نسخه های گرانبهایی از نویسندگان نروژی دیگری همچون کارل اوف نوسگارد و پر پترسون را نیز به کتابخانه ی انگلیسی تقدیم کرده است. در این اثر همه چیز واضح و روشن است. آنا احساس نگرانی می‌کند که « چه بر سر انسانیت آمده است؟» کم بودن حالت نمایشی رمان، مباحث و مجادله های گردر را برجسته تر می کند. چرا گردر برای بیان این نگرانی ها راه ساده‌تری را در پیش نگرفته و یک مقاله در این زمینه نمی نویسد؟ واضح است که یک رمانس درباره‌ی نوجوانانی آرمان گرا با عناصری جادویی همراه با طرح مضامینی خاص دارای قدرتی محسوس بوده و تاثیر نافذتری دارد. دنیای آنا یکی از رمان های گردر با سبک خاص خودش است، رمان به صورتی ماهرانه از مجموع رخدادهایی شکل گرفته است که خواننده را به خوبی درگیر دنیای داستان می کند.

این اثر رمان بزرگی است که در آن گردر به مطرح کردن مهمترین پرسش های زندگی می پردازد، اینجا او مهمترین پرسش را در قالب یک رمان مطرح کرده است:‌ ما چگونه می‌توانیم زمین را از نابودی نجات دهیم؟ او در این داستان به بیان نقدی اجتماعی تند می پردازد و با جدیت سیستم‌های مربوط به محیط زیست را مورد انتقاد شدید قرار می دهدگردر راه حلی برای حفظ محیط زیست دارد که آن را از طریق یک دانش آموز ارائه می دهد. راه حلش باورپذیر به نظر می‌رسد چون به ضعف و ناتوانی همیشگی انسان، توجهات بی موردش به شایعات، درگیری اش در رقابت‌ها و بازی های اجتماعی می پردازدگردر به تلاش‌های سیاسی جهانی به عنوان یک احتمال و راه حل اشاره ای نمی کند. راه حل او ممکن است به عنوان یک تحریک یا برانگیختن احساسات تعبیر شود، شاید شما به نظرتان این راه تاثیر چندانی نداشته باشد و به راه حل بهتری فکر کنید. اگر این مسیری باشد که رمان در پیش گرفته است، واقعاً مسیر مثمر ثمر و خوبی است.

برخی شاید فکر کنند رمان بسیار ساده لوحانه است اما اینطور نیست. متأسفانه او تصویری کاملاً واقعی را ترسیم کرده از آنچه ممکن است روزی بر سر سیاره مان بیاید اگر نتوانیم ورود گاز های گلخانه ای به اتمسفر را کنترل کنیم. شاید این اتفاقات به سرعتی که در رمان پیش می‌رود رخ ندهند و شاید تغییرات به این شکلی که گردر توصیف کرده است نشوند، اما این داستان ممکن است به واقعیت تبدیل شود و برایمان به کابوسی به تمام معنا تبدیل شود، البته اگر این تغییرات اقلیمی و تخریب های محیط زیستی ادامه پیدا کنند.

رمان یکپارچه است و مضمونش را مستقیم ارائه می دهد. ما خیلی زود با آنا آشنا می‌شویم و او و کارزارش برای نجات محیط زیست در امروزِ نروژ را دنبال می‌کنیم. هم چنین زندگی نوا را هم در شرایط سخت و دشوار سال های ۲۰۸۲ پیش می گیریم. داستان رمان ساده است و شخصیت‌های محدودی دارد، این رمانی است که می‌خواهد خیلی جدی مساله مهمی را  مطرح کند برای همین وقت خود را با‌شخصیت های حاشیه ای تلف نمی کند. رمانی تعلیمی است که هر کس آن را بخواند چیزی از آن می‌آموزد. برای آن‌هایی که اطلاع و دانش چندانی از موضوع ندارند می‌تواند بسیار آموزنده باشد، و آنانی هم که در این زمینه اطلاعات و پیش‌زمینه ی خوبی داشته باشند هم خواندن رمان برایشان لذت بخش خواهد بود و رمان نگاهی از زاویه ای دیگر و از مسیری تازه تر به قضیه نگاه می کند. این رمانی است که دریچه های قلب خواننده را می گشاید، البته اگر خواننده به داستان این اجازه را بدهد. یکی به شخصیت‌های آنا و نوا علاقه‌مند می شود. یکی برای آینده شان نگران می‌شود و یکی هم به فکر اهمیت دادن بیشتر به محیط زیست می افتد. در پایان خواندن این رمان را به همه پیشنهاد می کنم.

جکسون پولوک

منبع: Independent / Aschehougagency

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو