بازی سکوبازی

نقد بازی Rain World


به این نقد امتیاز بدهید

جهان بارانی – Rain World
سازنده: ویدئوکالت – Videocult
ناشر: Adult Swim Games
سکو: پلی استیشن ۴، ویندوز
سبک: سکوبازی
سال انتشار: ۲۰۱۷

نقد بازی Rain World

نقد بازی Rain World

جهان بارانی به شکل تاثیرگذاری موفق می شود که بی تفاوتی سبعانه طبیعت را به تصویر بکشد. در بازی شما در نقش موجودی نیمه خرگوش – نیمه حلزون سعی می کنید به دنبال خانواده خود بگردید. در همان ابتدا در یک محیط ناآشنا با اکوسیستمی عجیب بازی را آغاز می کنید، در این محیط شما هم یک شکارچی هستید هم یک طعمه. باران برای شما خطرناک است، اما در مقایسه با شکارچیان دیگری که در پی شما هستند و هم چنین در مقایسه با محیط های بی ترحم بازی، باران آن قدرها هم مساله مهمی نیست. 

این باران است که باعث انزوای این خرگوش – حلزون شده است. همان طور که در افتتاحیه بازی می بینیم، طوفان باعث جدایی این موجود بیچاره از خانواده اش می شود. تلاش او برای بازگشت دوباره به خانواده اش منجر به یک سفر دو بعدی طولانی و مشقت بار می شود که به لطف توانایی ها و منابع کمی که این موجود در اختیار دارد، شما را بارها به چالش می کشد. کاربردی ترین مهارت های شما همان هایی هستند که در همان ابتدا در اختیار شما قرار دارند. مهارت هایی مثل بازوهای کششی و پرش های بلند. برای به پایان رساندن جهان بارانی همین مهارت ها کافی است. البته محیط فراگیر و نافذ بازی به گونه ای است که شما در ابتدا تصور می کنید مهارت های بیش تری هم در کار خواهد بود. اگر در باران گیر بیفتید، می میرید. تنها راه بقا در بازی این است که سعی کنید خود را به یکی از بی شمار پناهگاه های ضدآبی که در گوشه و کنار دیده می شود، برسانید. 

البته با ورود به پناهگاه، وارد یک خواب زمستانی می شوید. برای به سلامت به پایان رساندن این خواب های طولانی، باید مقدار کمی از چهار گزینه غذایی که در اختیار شماست را مصرف کنید، این غذاها ممکن است مگس و یا میوه باشد. صفحه ای مرکب از میوه ها و مگس ها (البته با فرض این که این غذاها وجود دارد) معمولا غذای مورد نیازتان را در اختیارتان قرار می دهد، اما پر شدن این صفحه خودش به چند دوره خواب نیاز دارد. در نتیجه، شما همیشه مجبور می شوید که پا را از محیط امن خود کنار گذاشته و به فکر پیدا کردن منابع غذایی دیگر باشید. 

آسایش در دنیای جهان بارانی یک امر نسبی است. می توانید طرح یک منطقه امن یا راه های مختلف ورود به این مناطق را به خاطر بسپارید. اما باید بدانید که همیشه از جانب شکارچی های بی رحم و فراوان بازی در خطر خواهید بود. هرگاه که از خواب بیدار می شوید، موقعیت این شکارچی ها بر روی نقشه تغییر می کند. این ویژگی باعث می شود با هربار شروع بازی، با کمی تنوع و تازگی مواجه شوید. البته موارد زیادی هم پیش می آید که شما خود را در موقعیت های خطرناک یا نابرابر می بینید. بعضی از موجودات (مثل کرکس های غول پیکر) تقریبا بدون هیچ هشداری ظاهر می شوند. اگر در زمان سنجی خود اشتباه کرده باشید، ممکن است در صحنه بعدی که قدم می گذارید با یک سوسمار بدطینت مواجه شوید. در چنین مواردی اصلا فرصت واکنش پیدا نمی کنید (البته به جز فرار کردن). در بازی که شما را وادار می کند که از تمهیدات متنوعی برای بقا استفاده کنید، چنین مرگ های غیرقابل اجتنابی به تدریج دافعه برانگیز می شوند. 

حتی اگر بتوانید میان خودتان و سوسماری که به تعقیب تان پرداخته یک فاصله مطلوب ایجاد کنید، باز هم نباید خیالتان بابت این تعقیب راحت باشد. چرا که مشکلات مربوط به گیم پلی سکوبازی جهان بارانی مشکلاتی بر سر راهتان ایجاد می کند. بخش آموزشی بازی چندان راضی کننده نیست، نحوه تعامل با محیط گاهی اوقات آزار  دهنده می شود. یک کار به ظاهر ساده مثل پریدن از یک پل یا گرفتن یک میله فلزی نباید کار چندان سختی باشد. اما حتی برای انجام این کارها هم باید دقتی در حد یک بندباز داشته باشید. با توجه به این که فرار کردن یکی از کارهای همیشگی شما در این بازی است، این مساله کمی اذیت کرده و شما را بارها با شکست مواجه می کند. 

عنصر بقا در لایه های مختلف جهان بارانی دیده می شود و گاهی اوقات هم به میزان لذت شما از بازی ضربه می زند. صرف نظر از این که شما همیشه باید با منابع غذایی کافی به یک پناهگاه برسید، دروازه هایی هم در قسمت های مختلف بازی وجود دارد که مانع پیشروی شما می شوند. برای عبور از این دروازه ها باید امتیاز پیروزی – شکست خود را در سطح مثبتی نگه دارید. به عبارت دیگر، تعداد دفعات خواب شما باید از دفعات مرگ تان بیش تر باشد، این ویژگی کمی عجیب و مستبدانه به نظر می رسد. با در نظر گرفتن بقیه توقعاتی که بازی از شما دارد، این که همیشه باید مفید بودن خود را به بازی ثابت کنید در عمل، زننده و بی ربط به نظر می رسد. گاهی اوقات تنها به این دلیل دنبال غذا می گردید و می خوابید تا بتوانید از یک دروازه عبور کنید. این نوعی بی احترامی به بازیکن است، چرا که بازی برای بخش های دیگری مثل کشتن یا غذا خوردن هیچ پاداشی به شما نمی دهد. 

به همین دلیل، رسیدن به یک منطقه تازه با نوعی آسودگی همراه است. هنگامی که به گشت و گذار در یک منطقه تازه می پردازید، دوباره این حس در شما به وجود می آید که حین به پایان رساندن این مرحله، رسیدن به بن بست های مختلف و پیدا کردن مسیر اصلی دوباره قرار است با مرگ های زیادی مواجه شوید. بازی فرآیند آزمون و خطای ناعادلانه ای دارد. شما مجبورید از صخره های مختلف به پایین بپرید تا ببینید آیا در پرتگاه پایین این صخره با مرگ مواجه می شوید یا به یک منطقه تازه دست پیدا خواهید کرد. بعد از تمام این سختی ها، زمانی که به یک دروازه می رسید متوجه می شوید که تعداد مرگ هایتان بیش تر است. دوباره باید فرآیند خسته کننده خوابیدن و دریافت مجوز عبور از دروازه را تکرار کنید. 

جنبه مثبت این فرآیند در این است که شما بارها با جذابیت بصری خاص و تماشایی چشم اندازهای مخروبه بازی جهان بارانی  مواجه می شوید. طراحی سورئال این موجودات و نبودن هیچ نوع انسانی در بازی باعث شده که تنهایی و غربت این دنیا بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرد. حال و هوای تصویری بازی شباهت زیادی به عناوینی همچون بایوشاک و ابزو دارد. در این بازی ها، به جای این که به این فکر کنیم که این محیط های ساخته دست انسان با چه توجیهی در دل داستان قرار گرفته اند، بیش تر مسحور طراحی هنری آن ها می شویم. 

یکی از کاستی های غم انگیز جهان بارانی  این است که برای لذت بردن از جنبه های فوق العاده بازی، لازم نیست خیلی وارد عمق آن شوید. بازی زمانی راضی کننده می شود که شما باید به شکلی ابتکاری از محیط اطراف تان استفاده کنید و منابع محدودتان برای شما به یک مزیت تبدیل می شوند. می توانید دو شکارچی را فریب داده و آن ها را وارد یک منطقه کنید. در این حالت، آن ها با یک دیگر مبارزه می کنند و شما می توانید به راحتی فرار کنید. جهان بارانی زمانی به معنای واقعی کلمه لذت بخش می شود که شما باید از قوه ابتکارتان استفاده کنید. مثل زمانی که یک موجود موش مانند را بر خلاف میلش حمل می کنید و از بدن آن برای روشن کردن مناطق تاریک استفاده می کنید. 

در جهان بارانی، اغلب اوقات با شکست هایی مواجه می شوید که خارج از کنترل شماست. شما در بازی حس غریبه ای را دارید که در یک سرزمین مخروبه قرار گرفته و موجوداتی بزرگ تر از خودش، به آن به چشم یک طعمه نگاه می کنند. پس زمینه هایی با جزئیات خیره کننده و معدود بخش های جذاب گیم پلی بازی تا حد زیادی تحت شعاع کاستی های موجود در بخش سکوبازی و مکانیک خواب آن قرار گرفته اند. ارتباط این بخش ها با فرآیند دسترسی به مناطق تازه چندان متقاعد کننده نیست. بیش تر اوقات، خستگی که در اثر این کاستی ها به وجود می آید در نهایت منجر به دلسردی از بازی می شود. برای بازی که به شکل خوبی خود را معرفی کرد و شروع امیدوار کننده ای داشت، این یک دستاورد ناامید کننده است. 

میگل کانسپسیون

منبع: Game Spot


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو