ادبیات مارک تواین

نقد رمان ماجراهای هاکلبری فین

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

ماجراهای هاکلبری فین – Adventures of Huckleberry Finn
نویسنده: مارک تواین – Mark Twain
سال انتشار: ۱۸۸۴

نقد رمان ماجراهای هاکلبری فین

نقد رمان ماجراهای هاکلبری فین

ماجراهای هاکلبری فین در ابعادی گسترده تر، داستان تلاش های یک نوجوان است برای فهم دنیایی که در آن زندگی می کند. او با نژاد پرستی مواجه می شود، می داند چنین رویه ای اشتباه است، با این حال در کمک به جیم کمی دچار تردید می شود چرا که فکر می کند چنین کاری ممکن است شبیه دزدی باشد. از بعضی جهات، هاک از محدودیت های اجتماعی اطراف خود کاملا آگاه است، او می داند در دنیای اطراف خود تفاوت های زیادی وجود دارد و مردم هیچ گاه به یک توافق جمعی نمی رسند. با این حال گاهی اوقات نسبت به این که در حال انجام کار درست است یا خیر تردید می کند. برای مثال او در جایی از داستان به این باور می رسد که شاید بهتر باشد جیم را تحویل دهد. مساله ای که او را از انجام این کار باز می دارد نه ملاحظات قانونی و اخلاقی، بلکه دوستی او با جیم است، یک دوستی کاملا صادقانه و خالصانه.

از طریق این ارتباط و هم چنین نحوه شخصیت پردازی جیم به عنوان یک مرد اهل خانواده و زندگی، خواننده متوجه می شود که این نوجوان به دلیل رویکرد متفاوت خود در قضاوت افراد، به صورتی ناآگاهانه در حال برملا کردن تزویر و ریای این جامعه است، آن هم جامعه ای که صاحب انسان های دیگر شدن را کاری عادی و معمول می پندارد. نکته جالب این است که خود هاک هم یک بار اسیر و برده پدرش می شود، اما با مشقت های فراوان در نهایت فرار می کند. هاک اگرچه هیچ گاه به صورت مستقیم چنین حرفی را بر زبان نمی آورد، اما می داند که این اسارت کار درستی نبوده است.

تواین به شکلی همه جانبه، میزان تزویر و ریای این جامعه متمدن را آشکار می کند. پدر هاک از زندان می گریزد، هاک را کتک می زند و او را سرزنش می کند. قانون در این جا کجاست؟ آیا سهم هاک از قانون همین قدر است؟ جیم متوجه می شود که قرار بوده به یک فرد دیگر فروخته شود و برای همیشه از خانواده خود که عاشق آن است، جدا شود. کاری که همه ما می دانیم به هیچ وجه درست نیست. در نزاع خونینی که بین دو خانواده سر می گیرد، هاک نظاره گر قتل یک پسر بی گناه می شود. این احتمالا غمگین ترین صحنه ای است که هاک با آن مواجه می شود. باک گرینجرفورد، قربانی معصوم خشم و نفرتی بود که در اثر اعمال وحشیانه دو خانواده برجسته به وجود آمده بود.

تواین در قالب این داستان به شکل زیبایی به ترسیم اصول اخلاقی متزلزل دوره زمانی خود می پردازد. او نشان می دهد مردم چگونه حس انسان دوستی خود را از دست می دهند. هاک و جیم اما بر خلاف جهت مردم عمل می کنند. آن ها با وجود تفاوت های عمده ای که با یکدیگر دارند در کنار هم باقی می مانند. هاک از تحصیل و کسب دانش به صورت رسمی بیزار است. این مساله نشان دهنده این است که هاک همه چیز را به صورت غریزی، از راه دوستی و توجه صادقانه به دوست خود یاد می گیرد. از نظر او، مردم با مدرسه رفتن به درک اشتباهی از تمدن می رسند. 

بهترین لحظات زندگی هاک زمانی است که او با دوستش در دل طبیعت سفر می کند. بدترین لحظات هم مربوط به زمانی است که در دل جامعه و میان مردم متمدن قرار می گیرد. قهرمان شجاع ما از نظر خواننده بسیار تحسین برانگیز است. این تحسین صرفا به این خاطر نیست که ما از افراد یاغی خوشمان می آید، بلکه به این خاطر است که ما از افراد یاغی خوشمان می آید که خود را از دل جامعه خارج می کنند و برای آن چه که از نظرشان درست است، مبارزه می کنند. 

رود میسیسیپی را می توان سومین شخصیت این رمان در نظر گرفت. این رود همیشه حضور دارد، همیشه در جریان است و همیشه در داستان نقشی مهم بر عهده دارد. برای بررسی میسیسیپی از جنبه های نمادگرایانه، باید هم مشخصه های خوب و هم مشخصه های بد آن را در ذهن داشته باشیم. آب این رودخانه (در دنیای ادبیات آب به طور کلی نماد تولد دوباره است)، هاک و جیم را از زندان هایشان آزاد کرده و آن ها را وارد یک آزادی از پیش تعیین شده می کند. این رود از این نظر نقش مثبتی دارد. اما نباید فراموش کنیم که همین میسیسیپی باعث می شود که شخصیت های ما با بزرگ ترین سختی های زندگی خود (دزدان، کشتی بخار و …) مواجه شوند. 

در نتیجه، این رودخانه نشان دهنده دوره زمانی پیچیده ای است که این منطقه با آن دست و پنجه نرم می کرده. امید به آزادی (همان طور که قهرمانان این رمان در مسیر جریان آب حرکت می کنند)، موانع غیرقابل اجتناب (که رودخانه با خود حمل می کند)، تلاشی پیوسته برای دستیابی به فردیت (در بستر آبی که همیشه جاری و در حال تغییر است) از جمله مواردی است که تواین با کمک میسیسیپی به تصویر کشیده است. میسیسیپی هم همدم این شخصیت ها و هم عامل به چالش کشیدن آن هاست، به همین دلیل این رودخانه در این اثر تواین نقش مهمی دارد و طرح داستانی را پیش می برد. بدون وجود میسیسیپی چنین داستان و چنین پیچیدگی وجود نداشت. میسیسیپی نماد آزادی است، نشان دهنده تغییراتی است که به آرامی در حال وارد شدن به نواحی جنوبی آمریکاست. اضافه کردن میسیسیپی به این رمان یکی از هوشمندانه ترین تمهیداتی است که تواین به کار برده است، چرا که این رودخانه به شکل حیرت انگیزی هم در قالب یک شخصیت عمل می کند و هم ساختار داستانی و دلالت های نمادین رمان را شکل می دهد. 

منبع: Study

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو