سینما هالیوود

نقد فیلم قطاربازی ۲

به این نقد امتیاز بدهید

قطاربازی ۲ – T2 Trainspotting
کارگردان: دنی بویل
نویسنده: جان هاج
بازیگران: یوان مک گرگور، ایون برمنر، جانی لی میلر، رابرت کارلایل، اروین ولش، کلی مکدونالد
سال اکران: ۲۰۱۷

نقد فیلم قطاربازی 2

نقد فیلم قطاربازی ۲

اگر خیلی جوان نباشید قطعا به یاد دارید که دنی بویل با قسمت اول قطاربازی دنیا را تکان داد و تمام پیش فرض های ذهنی مردم را به هم ریخت. قطاربازی را می توان یک بزنگاه تاریخی در نظر گرفت. چرا که بعد از اکران این فیلم بود که موسیقی الکترونیک، لهجه اسکاتلندی و مدل موی بازکات مورد توجه مردم قرار گرفت. هیچ فیلمی مانند قطاربازی به این شکل مساله اعتیاد به هروئین را به تصویر نکشیده بود. بویل در ترسیم رمان اروین ولش (فیلم بر اساس رمان او ساخته شده) نوعی تازگی، طراوت و تنش اضافه کرده بود. این ویژگی ها بخشی از روح زمانه آن دوران نبودند، بلکه خودشان تعریفی تازه از روح زمانه ارائه دادند. 

در ابتدای قطاربازی، رنتون (با بازی یوان مک گرگور) در یک خطابه هستی گرایانه سرشار از خشم، درباره مساله انتخاب مسیر زندگی صحبت می کرد. صحبت های او به شکل بی نقصی نشان دهنده اضطراب و استرس جامعه مدرن دهه ۹۰ بود. بیست سال گذشته ولی آن صحبت ها هنوز پختگی خود را حفظ کرده اند. شاید همین مساله  دنی بویل و دوستان خلاف کارش را ترغیب کرده که با قطاربازی ۲، یک بار دیگر به شهر ادینبرا بازگردند. 

این شخصیت ها شاید پیرتر شده باشند، اما تقریبا با همان گروه سابق طرفیم. رنتون بعد از این که متوجه می شود سلامتی اش در خطر است دوباره به ادینبرا برمی گردد تا با دوستانش سیک بوی (جانی لی میلر)، اسپاد (ایون برمنر) و بگبی (رابرت کارلایل) ملاقات کند. وضعیت آن ها تقریبا به همان روال سابق پیش می رود. در پایان قسمت قبل، رنتون در بحبوحه یک معامله هروئین به دوستان خود خیانت کرد و با چند صد پوند پول پا به فرار گذاشت. 

جان هاج که به خاطر فیلمنامه قسمت قبلی نامزد اسکار شده بود، یک بار دیگر بازگشته تا شخصیت های رمان ولش را وارد یک قسمت دوم کند. او این بار بعضی از جزئیات داستانی را از یکی دیگر از رمان های ولش به نام پرنو الهام گرفته است. در قطاربازی ۲، رنتون به امید دلجویی از سیک بوی و از بین بردن خصومت ها دوباره به شهر برمی گردد. او در عین حال به دنبال این است که با همکاری ورونیکا ( با بازی آنجلا ندیالکووا)، دوست دختر بلغاری خود که از قضا تن فروش هم هست، یک روسپی خانه باز کند. بگبی در زندان به سر می برد و امیدی به بازگشت دوباره به اجتماع ندارد. اسپاد هم همچون گذشته معتاد است و همان زندگی فضاحت بار خود را ادامه می دهد. 

فیلم نامه قسمت دوم بر روی ماهیت حافظه و نوستالژی تمرکز کرده است و همان پرسش هایی را مطرح می کند که در ذهن ما شکل می گیرد: چرا بازگشت دوباره؟ چرا الان؟ این رویکرد ارجاعی هوشمندانه به نظر می رسد. در واقع به پرسش کشیدن ماهیت وجودی، شاید بهترین روشی باشد که یک دنباله از طریق آن می تواند حضور خود را توجیه کند. این کار البته باعث بروز نوعی نزول هم می شود. این پرسش ها در حکم یک دام عمل می کنند. فیلم با ارجاع به آن ها، هر بار بیش از پیش خود را به پایین می کشد. 

بویل با سبک سینمایی پرجنب و جوش خود، به فیلم انرژی و حیاتی تازه بخشیده است. این کار مخاطب را به یاد تمهیدات جسورانه ای می اندازد که در قسمت اول پیاده سازی شده بود. رنگ های روشن و گرم، نماهای کج فراوان، قاب بندی بی قاعده، حرکات سریع دوربین، انعکاس های آینه ای و رشته های نوری وهم آور نوعی انرژی بصری مدهوش کننده به فیلم اضافه کرده و شما را به راحتی مجذوب خود می کند. تمام این ها با مهارتی آشکار صورت گرفته است. اما این تمهیدها چه فایده ای دارد؟ قطاربازی ۲ شبیه تلاش برای زنده کردن فردی است که در اثر مصرف بیش از حد نوستالژی اوردوز کرده و مرده است. 

قطاربازی ۲ برای همه آدم های مرتبط با آن (شخصیت های داخل فیلم، افراد پشت صحنه و مخاطبان) نوعی خاطره مشترک است. این فیلم نمی تواند از ارجاع مداوم به گذشته خودداری کند. قطاربازی در سال ۱۹۹۶ یک دنیای کاملا تازه در اختیار مخاطبان گذاشت (آوای تازه، لهجه تازه، نگاه تازه، شهر تازه)، به نظر می رسد قسمت دوم می خواهد همان مسیر قسمت اول را دوباره طی کند و خودش هیچ راه تازه ای باز نمی کند. تنها لذت این فیلم در این است که به یاد خاطرات فرار گذشته می افتید و در کنار دوستان قدیمی، می خندید و لذت می برید. اما بعد از مدتی این یادآوری ها هم کسالت بار می شوند. اصلا چرا باید از طریق لنز شکسته قطاربازی ۲  به دنبال تجربه کردن دوباره خاطرات قطاربازی  باشیم در حالی که می توانیم یک بار دیگر به تماشای قسمت اول بنشینیم؟ 

کیتی والش

منبع: The Sun Chronicle

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو