توماس گینزبارو نقاشی

نقد نقاشی خانم و آقای آندروز

به این نقد امتیاز بدهید

خانم و آقای آندروز – Mr. and Mrs.Andrews
نقاش: توماس گینزبارو – Thomas Gainsborough
سبک: رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۷۵۰
محل نگهداری:‌ نگارخانه ملی لندن

نقد نقاشی خانم و آقای آندروز

نقد نقاشی خانم و آقای آندروز

پول،‌مالکیت، قدرت
ایده‌آل‌های مادی گرایانه ای که زنان و مردان امروزی را فراگرفته است و مسیر فکر و رفتار آنان را تحت تأثیر قرار داده،‌ در طول تاریخ هم تأثیر و نقش مشابهی روی افراد داشته است. کسانی که بر مسلک قدرت هستند اغلب می خواهند نشان و وجودشان را از طریق تصاویر ماندگار کنند. برخی افراد آثار هنرمندان مشهور را خریداری می‌کنند تا ثروتشان را به دیگران نشان دهند و برخی هم برای اثبات و نمایش اعتبارشان سفارش می دهند پرتره ایی از آن ها کشیده شود.
در اواسط قرن هجدهم، زوج جوانی به نام های رابرت آندروز و فرنس آندروز برای جشن گرفتن ازدواج و ثروت خانوادگی شان، راه دوم را انتخاب کردند. آندروز برای ثبت ثروت روز افزونشان به توماس گینزبارو نقاشی نه چندان مشهور سفارش داد که پرتره ای از آنان را نقاشی کند. شاید هیچ وقت نمی توانستند پیش بینی کنند چند دهه بعد آنچه باعث شهرت پرتره ی آنان می شود،‌ نقاش اثر باشد نه موضوع و افراد درون نقاشی.

محاوره ای روی بوم
پرتره‌ی گینزبارو از این تازه عروس و داماد، در دسته ی ژانر «آثار محاوره ای—Conversation piece» قرار می گیرد، این ژانر به پرتره ی گروه‌هایی غیر رسمی و عامی اطلاق می شود که در اواسط قرن هجده در انگلیس مشهور و شناخته شده بودند. برخلاف پرتره های رسمی که ویژگی های مکان و زمانی قدیمی تر را دارا بودند، «اثار محاوره ای» معمولاً گروه کوچکی از افراد در فضایی باز، مشغول بحث و محاوره و بی اعتنا به حضور بیننده را تصویر می کشند. نقاشی خانم و آقای آندروز از این سنت نشأت می گیرد، گرچه حاضرین درون نقاشی به حضور گینزبارو عکس‌العمل واضحی دارند اما ژست راحت و قرار گرفتن  در فضایی روستایی از انگلیس آن‌ها را به آثار محاوره ای پیوند می زند.
زمانی که گینزبارو این نقاشی را کشید، هنرمندی ۲۳ ساله در حال ترقی و مشهور شدن بود که در شهر ایپسوییچ استان سافک انگلیس مشغول به کار بود. او در لندن به شاگردی پرداخت و آموزش‌هایی از هوبرت فرانچوا گراولوت دریافت کرد، فرانچوا حکاکی مشهور در سبک روکوکو بود و در پایتخت انگلیس کار می کرد. گینزبارو در سال ۱۷۴۹ به همراه همسرش به ایپسوییچ در ۷۰ مایلی لندن و ۲۰ مایلی محل تولدش یعنی سادبری واقع در استان سافک نقل مکان کرد. روبرت آندرو و همسر آینده‌اش (در آن زمان به نام فرنس کارتر)، نیز در سادبری البته در خانواده‌های ثروتمندتری بزرگ شده بودند. گینزبارو در پرتره اش از این زوج جوان نگاه تحقیر‌آمیز چشمان آندرو و لبخند تلخش را در اثر وارد کرده است. او و همسرش می دانند نقاشی که از بچگی می‌شناسند از نظر طبقه اجتماعی پایین‌تر از آنان قرار دارد.


عشق به منظره

علاوه بر سنت اثر محاوره ای، گینزبارو منظره ای را در نقاشی‌اش اعمال کرده است. او منظره ای بسیار بزرگ‌تر از آنچه شاید از چنین نقاشی انتظار برود را کشیده است. خانم و آقای آندروز به جای اینکه همچون پرتره های رسمی دقیقاً در مرکز نقاشی قرار بگیرند، در نیمه ی چپ بوم قرار گرفته اند. در سمت راست گینزبارو توجه عمیقی به زمین‌های آندروز در سادبری داشته است.
زوج درون نقاشی در گوشه ی زمینی از گندم قرار گرفته اند، گله گاو داخل حصار قسمت میانی زمین به سمت چپ را گرفته اند و چراگاه گوسفندان درسمت راست آنان واقع شده است. از طریق روش‌ و فناوری های کشاورزی مدرن، آقای آندروز زمین را تحت تسلط خود درآورده است. ژست ایستادنش بیان گر این است که او کارهایش را انجام داده و اکنون می‌تواند آسوده خاطر باشد و با سگش به شکار برود، گرچه او با این حالت گرفتن تفنگش چندان هم آسوده به نظر نمی رسد.
توجه بی حد و حصری که گینزبارو به  چشم انداز روستایی انگلیس داشته است، نشان از عشق بی پایانش به طبیعت دارد. با اینکه او به عنوان یک نقاش پرتره به شهرت رسید، در طول حیاتش همیشه اصرار داشت که  مسیر اصلی اش نقاشی منظره است و خودش را بیشتر یک نقاش منظره می‌ دانست تا نقاش پرتره. او بیشتر زندگی اش را خارج از لندن، پایتخت هنری انگلیس گذراند. بعد از گذشت ده سال از کشیدن این نقاشی ایپسوییچ را ترک و در شهر باث مغازه ای برپا کرد، جایی که پرتره های لطیف و پر از احساسش سبک روکوکو را در انگلیس نیمه ی دوم قرن هجدهم معرفی کرد.

روکوکو در انگلیس
روکوکو سبکی فرانسوی بود که توسط هنرمندان خارجی همچون فرانسوا گراولت و مجموعه داران انگلیسی مطرح شد. در اویل ۱۷۰۰ انگلیس در نقاشی پیشینه ای قوی نداشت، و بیشتر هنرمندان مشهورش، نقاش های بین‌المللی بودند که به لندن سفر می کردند تا از مزایای این امر بهره گیرند. گینزبارو به نقاشی های سرزنده، غیرجدی و ساده انگارانه ای که به سفارش نجیب زادگان فرانسوی کشیده شده بود نگاه می کرد و سبک لطیف و ظریف آنان را در موضوعات و کارهایی پرمحتواتر اعمال می کرد.


فقدانی مبهم

گرچه آندروز هزینه پرتره را به گینزبارو پرداخت کرد، اما یک چیز از کار ناقص ماند. در قسمت دست های خانم آندروز بخشی از بوم خالی و بی‌رنگ مانده و آن قسمت از دامنش را گرفته است. کسی نمی‌داند که گینزبارو می‌خواسته چه چیزی را در این قسمت نقاشی کند، البته اگر چیزی برای کشیدن مد نظرش بوده باشد. برخی محققان احتمال می دهند که خانم آندروز قرار بوده به عنوان نتیجه ی یک سفر شکاری موفق همسرش، پرنده مرده ای را در دست داشته باشد. چنین نتیجه‌گیری بر کنترل آن‌ها روی زمینشان تاکید دارد،‌ اما یک پرنده ی خونین لباس زیبا و پر زرق و برق خانم آندروز را کثیف می کند به همین دلیل این احتمال دور از ذهن و باور است.

احتمال دیگر این است که این فضای خالی به منظور قرار گرفتن بچه‌ای بوده باشد. به هر حال بی توجه به آنچه قرار بوده در این قسمت کشیده شود، گینزبارو هیچ وقت آن را اضافه نکرد. محققان مدرن این نقاشی را «ناتمام» فرض می کنند، ما هیچ وقت نخواهیم دانست کار تمام شده ی اصلی قرار بوده چه شکلی باشد، یا اینکه این نقاشی حاضر همان چیزی بوده که گینزبارو و آندروز مد نظر داشته اند یا نه.

مقاله ای از دکتر آبرام فاکس
منبع: khan academy

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو