پائولو آچلو نقاشی

نگاهی به نقاشی جرجیس و اژدها

به این نقد امتیاز بدهید

جرجیس و اژدها – Saint George and the Dragon

نقاش: پائولو آچلو – Paolo Uccello

گونه: نقاشی رنگ روغن

سال: ۱۴۷۰

نگاهی به نقاشی جرجیس و اژدها

نگاهی به نقاشی جرجیس و اژدها

پائولو آچلو یکی از نقاشان آرمانی رنسانس است، چرا که کارهایی که به تصویر می کشید نشان دهنده برخی از مهم ترین آرمان های عصر رنسانس بود. او بیش تر بر روی فردگرایی، سکولاریسم و واقع گرایی تمرکز می کرد. نقاشی های او واقع گرایانه بودند چون او از عمق نمایی استفاده می کرد، فردگرایانه بودند چرا که او اولین کسی بود که از عمق نمایی در نقاشی های خود استفاده کرد، و در بیش تر آثار او سکولاریسم دیده می شود. جرجیس و اژدها، از جمله کارهای مشهور آچلو است که هر سه این عناصر در آن دیده می شود. 

گفته می شود علاقه او به کار با عمق نمایی به حدی بود که شب ها تا صبح بیدار می ماند و تلاش می کرد یک نقطه تلاقی واقعی برای کارهای خود پیدا کند. او از عمق نمایی برای ابراز احساسات استفاده می کرد و بر خلاف دیگر نقاشان هم عصرش به دنبال روایت داستان نبود. آچلو بر خلاف واقع گرایی کلاسیکی که دیگر نقاشان در پیش گرفته بودند، بر روی رنگ آمیزی و شکوه و جلوه کارهای خود تمرکز می کرد. سبک او با وجود ویژگی های شاخصی که دارد، هیچ گاه دنباله رو های جدی در پی خود نداشت. البته آچلو بر روی قرن بیستم و نقد ادبی تاثیرهای قابل توجهی برجای گذاشت. 

آچلو ذهن دقیق و تحلیل گری داشت و سعی می کرد برای خلق اشیاء در یک فضای سه بعدی، از روش های علمی استفاده کند. عمق نمایی آثار او تاثیر زیادی بر روی نقاشان مطرحی همچون پیرو دلا فرانچسکا، آبرشت دورر و لئوناردو دا وینچی بر جای گذاشت. 

این اثر که در سال ۱۴۷۰ به تصویر کشیده شده نشان دهنده آرمان واقع گرایی است که در دوران رنسانس مورد توجه زیادی بود. دلیل واقع گرایانه بودن آن این است که آچلو در طراحی این نقاشی از سایه ها و عمق نمایی استفاده کرده است. به دلیل استفاده از عمق میدان این اثر را هم چنین می توان فردگرایانه نامید، چرا که اولین بار این آچلو بود که از این عناصر استفاده کرد. جرجیس و اژدها اثری درخشان از آچلو است که ارزش های عصر رنسانس را به زیبایی به تصویر می کشد. 

این داستان برگرفته یکی از ماجراهای معروف جرجیس است که در قرن سیزدهم نوشته شده و افسانه طلایی نام دارد. آچلو یک بار دیگر هم این اثر را منتها با بار دراماتیکی کم تر طراحی کرده بود.

این نقاشی دو بخش از داستان جرجیس را به تصویر می کشد: شکست اژدهایی که باعث ترس و وحشت شهر شده بود، و شاهزاده نجات یافته ای که با کمک کمربند خود اژدها را به زانو در آورده است. در آسمان، طوفانی در شرف وقوع است. امتداد نیزه جرجیس به عمق طوفان می رسد، این موضوع نشان می دهد در پیروزی او، امدادهای الهی بی تاثیر نبوده اند. آچلو از نیزه برای تاکید بر زاویه حمله جرجیس استفاده می کند، این کار هم چنین نوعی فضای سه بعدی به اثر می دهد. الگوهای عجیب چمن روی زمین نشان دهنده میزان دقت وسواس گونه آچلو نسبت به عمق نمایی خطی و تمایل او برای خلق الگوهای چشم نواز است. 

منبع: The National Gallery / Art Experts Website

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو