ادبیات جان رونالد روئن تالکین

نقد رمان ارباب حلقه ها

به این نقد امتیاز بدهید

ارباب حلقه ها –  The Lord of the Rings
نویسنده: جان رونالد روئن تالکین – John Ronald Reuel Tolkien
سال انتشار: ۱۹۵۴-۱۹۵۵

نقد رمان ارباب حلقه ها

نقد رمان ارباب حلقه ها


خود را در جهانی تاریخی و پر از افسانه و جادوگری تصور کنید
. جهانی پر از هیولا، دیو و خطرات گوناگون را در ذهنتان بیاورید، جهانی پر از دوستی، جن و پری و ماجراجویی. حال شما اولین قدم را در دنیای وسیع ساخته ی جان رونالد روئل تالکین نویسنده و زبان شناس انگلیسی گذاشته اید. تالکین از همان اوایل تحصیلش به مبحث زبان علاقه‌مند شد، به ویژه زبان اروپای شمالی، هم زبان مدرن هم باستانی آن. این علاقه ی زیادش به زبان نه تنها مسیر شغلش را تعیین کرد بلکه او را به سوی مساله پیدایش زبان‌ها سوق داد. دانش وسیعش در نهایت او را به سوی توسعه ی ایده‌ ها و افکارش درباره ی افسانه‌ و داستان پردازی پیش برد. تمامی این جنبه های مختلف زبان، سنت‌های قهرمانانه،‌ افسانه و هم چنین باور و عقاید عمیقش به مسیحیت کاتولیک در تمامی کارهایش در کنار هم حضور و نقشی مؤثر دارند. عناصر اصلی کارهای تالکین خیر در برابر شر و شیاطین، شخصیت‌های مربوط به مسیحیت و ضد مسیحیت، قدرت تصور و خیال فوق العاده اش هستند.

در جهان تالکین، شیطان ضد آفرینش و سازندگی است و بنیادش روی تخریب و ویران گری استوار است. بر خلاف آن، خیر با زیبایی آفرینش و خلقت مانوس است و با حفاظت از هر آنچه که خلق شده باشد پیوند دارد. یازده حلقه به عنوان نمادی از خیر و یک حلقه به عنوان نماد شیطانی کامل، به این ترتیب طبیعت نمادین این دو ایدئولوژی نشان داده شده است. بدین صورت مضمون اصلی هابیت جدال بین انتخابی آزادانه میان مساله ی خیر و شر است.

بیلبو شخصت اصلی هابیت مساله خیر را از در طول رمان تالکین به تصویر می کشد. نمونه‌ای از خوبی هایش وقتی است که در غارهای تاریک زیر کوه از جان گولم فاسد و شیطانی شده می‌گذرد و نسبت به او حس ترحم دارد. بیلبو در آن لحظه حلقه را دست کرده و نامرئی است، به راحتی می‌توانست این موجود ترسناک را به قتل برساند. اما زندگی‌اش را به خطر می‌اندازد و گولم را زنده می‌گذارد و از روی سرش می‌پرد. بعداً در قسمتی از رمان ارباب حلقه ها، گاندولف در صحبت‌هایش با فرودو، رفتار و ترحم بیلبو نسبت به گولم را ستایش می کند. تأکید گاندولف روی «ترحم» است، این حس ترحم بود که او را از کشتن گولم بازداشت، این ترحم و شفقت است که نمی‌گذارد در مواقع غیرضروری به کسی آسیب برسانیم.  در نهایت این کار بیلبو روزی باعث نجات فرودو می شود، چون در اواخر رمان گولم فرودو را از وسوسه شدن توسط حلقه ی قدرت حفظ می کند. «بسیاری از زنده‌ها حقشان مرگ است، و برخی از مردگان شایسته ی زندگی اند. نمی توان این مساله را برای زنده‌ها و مرده ها تعیین کرد. پس نباید زیاد درگیر تقسیم مرگ به صورتی عادلانه بود (رالف وود)

شکلی دیگر از خوبی و فضیلت در هابیت و ارباب حلقه ها از خود گذشتگی های فرودو و بیلبو است. در هابیت دو بار پیش می‌آید که موجودات شرور و پست به کوتوله(دورف) های همراه بیلبو حمله می کنند، بیلبو به جای نجات خود و فرار از دست دشمن، با به خطر انداختن جانش به نجات کوتوله ها از دست موجودات اهریمنی می رود. مثلاً وقتی که دسته‌ای عنکبوت غول پیکر همراهان بیلبو را می گیرند و می‌خواهند آن‌ها را بخورند. بیلبو عنکبوت ها را از شکارشان دور می‌کند و به کمک همراهانش برمی گردد، آن‌ها را از تارهای عنکبوتی که در آن گرفتار شده‌اند نجات می‌دهد و با هم به راهشان ادامه می دهند. فرودو هم در ارباب حلقه ها با مساله ی نابودی حلقه ی قدرت و اهریمنی همراه می‌شود و زندگی‌اش روی این هدف می گذارد. «باید به یاد داشته باشیم که از خود گذشتگی فرودو تنها به خاطر شکست و نابودی اهریمن نیست، بلکه برای خوبی و بهبود جامعه و تمامی مجموعه ی مخلوقات نیز هست. این یعنی در ذهن خیال پرداز نویسنده ی این داستان، جامعه مساله ای مهم و اساسی است.» (ایوانز روبلی)

در مقابل کارهای خوب و اخلاقی بیلبو و همراهانش، در صفحات کارهای تالکین با موجودات فاسد و پلید زیادی هم روبه رو می‌شویم که مرتکب اعمالی وحشتناک می شوند. یکی از هولناک ترین این‌ اعمال در هابیت وسوسه و فساد گولم است. گولم از اول یکی از این موجود کثیف و خطرناک که در غارها به سر می‌برد نبوده است. او زمانی یک هابیت به اسم اسمیگل بود. روزی با برادرش دیگول کنار رودخانه بودند، دیگول حلقه ی قدرت را پیدا می‌کند و اسمیگول برای اینکه خودش صاحب حلقه باشد برادرش را می کشد. و این‌گونه گولم این موجود خبیث تبدیل می شود. حلقه می‌توانست هر کسی که آن را تصاحب کند را فاسد کند این قدرت بیش از حد و جادویی حلقه بوده باشد یا حرص سیگول برای تصاحب حلقه، در هر حال نهایتا او را به سوی قتل اسفناک برادرش می کشاند. اهریمن دیگری در هابیت که برای خوانندگان این رمان بسیار آشنا تر است، اهریمن حرص و طمع است. این خصلت در اژدهای غول پیکری به نام اسماگ به وفور وجود دارد. با اینکه طلا و جواهر کاربردی برای اسماگ ندارد، او بسیار حریص بوده و از ثروتی که دزدیده است تا زمان مرگش محافظت می کند. تالکین این اژدها را موجودی به تصویر کشیده است که دارای هوسی شدید برای غارت شهرها و کشتار مردم بی‌گناه جهت ارضای خواسته هایش و رسیدن به تمامی ثروت های موجود است. تالکین این هیولا را با توجه به هیولاهای زیاد جهان واقعی مان بسیار دقیق و ماهرانه شخصیت پردازی کرده است. گرچه هیولا های واقعی دنیای مان بال ندارند، پرواز نمی کنند و از دماغشان آتش بیرون نمی آید. این هیولاها کت و شلوار می‌پوشند و کراوات می زنند. همچون اسماگ خیالی برخی انسان‌های حریص هم از خون افراد ضعیف‌تر می مکند تا به قدرت و اهداف اقتصادی شان برسند.

با اینکه خود تالکین مدعی است که هابیت و ارباب حلقه ها در سایه ی مسیحیت نوشته نشده و اثری تمثیلی نیست، اما حضور پر رنگی از نمادهای مذهبی در این آثارش نمایان است. اورگان می گویدگرچه در ارباب حلقه ها خدا، مسیح، و مسیحی حضور ندارند، اما بسیاری از عقاید مذهبی تالکین در این آثارش شکل گرفته اند و عمیقاً آثاری مذهبی و مسیحی اند». تالکین سهواً یا عمداً به نظر می‌رسد که ماجراجویی ها و اعمال دو شخصیت بیلبو و گاندولف را بسیار شبیه به اعمال مسیح در انجیل آورده باشد. در هابیت اعمال بیلبو معمولا شبیه به اعمال مسیح در انجیل است. بیلبو به حلقه ی قدرت دست می یابد، اغلب با وسوسه ی استفاده از حلقه برای اهداف غلط و نادرست روبه رو می شود. گرچه هابیت با اراده ی قوی که دارد هیچ گاه تسلیم قدرت حلقه نمی‌شود، همان‌گونه که مسیح در برابر وسوسه ی شیطان در صحرا( متا ۳:۱۶) مقاومت می کند.
فرودو هم با وسوسه ی حلقه روبه رو می شود. فرودو از قدرت حلقه آگاه بود و می‌دانست یا باید خودش هم به اهریمنی تبدیل شود یا این حلقه ی اهریمنی باید نابود شود.

پایان ارباب حلقه ها با نابودی حلقه و در کنار آن مرگ فرودو همراه است. «فرودو یاد گرفت و همچنین یاد داد که چه چیزی برای تالکین عمیق‌ترین راستی ها و درستی های مسیحیان به شمار می رود: یعنی چگونه از جان کسی بگذریم، چگونه از ثروت بگذریم، چگونه بمیریم، و چگونه درست زندگی کنیم.» (رالف وود)

یکی دیگر از شباهت‌های مسیحیت که در این آثار تالکین معرفی می شود،‌ کاراکتر گاندولف، جادوگر خیر است. «گاندولف جادوگر شبه مسیح که زندگی‌اش را وقف دوستانش می کند، می‌داند برای نگه داری حلقه گزینه ی مناسبی نیست، نه به این خاطر که نقشه هایی شیطانی در سر داشته باشد و بخواهد مخفیانه انجام دهد، بلکه به این خاطر که هدفی که در مسیر خیر در پیش گرفته بسیار بزرگ است.» (رالف وود) گاندولف با راهنمایی ها و نصیحت هایش مزیت و کمک بسیار مهمی برای کوتوله ها و هابیت ها در مسیرشان است. معتقدان به آیین مسیحیت نیز بر این باورند که مسیح در طول روز با آنان است و آن‌ها را هدایت می‌کند و مسیر رستگاری را به آن‌ها نشان می دهد. گرچه گاندولف در رمان های تالکین هیچ گاه فردی کور یا جذامی را با دست کشیدن روی چشمان یا پوستش شفا نمی دهد، معجزات جادوهایش و ورد خواندن هایش با نقشی مسیح وار مقایسه می شود.

همه ی کاراکترهای تالکین مسیح وار یا درکل نیک سرشت نیستند. چندین شخصیت اهریمنی مختلف نیز در رمان می بینیم. سارومان جادوگری است شبیه گاندولف با این تفاوت که سارومان از قدرت جادوگری اش در اعمال اهریمنانه بهره می برد. او با طمع رسیدن به قدرت کامل فاسد گشته است. در کتاب عهد عتیق، با عقیده به اینکه مسیح پادشاه وعده داده شده و پیش‌بینی شده ی یهودیان است، جوداس خواست که نقش زمینی مسیح را سرعت بخشد. او مسیح را به روم می‌برد با این هدف که او معجزاتش را نشان دهد و ثابت کند که پادشاه یهودیان است. همچون جوداس، سارومان نیز با مسیر آرامی که نیکی و خیر پیش می‌رود نمی تواند همراه باشد، بی صبر و کم طاقت است. او نمی‌تواند مسیرهای طاقت فرسا را تحمل کند و به دنبال نتایج سریع و آنی است.

حلقه هم نمادی از شر و قدرتی اهریمنی است. بخشی از طبیعت که دائماً در تلاش است توانایی اشخاص را برای داشتن اراده ای آزاد از بین ببرد. در‌ واقع قدرت حلقه در تضاد کامل با مفهوم آزادی قرار دارد. هدف حلقه تخریب و نابودی هر چیز خیر از طریق فریب و وسوسه است. راه دیگر برای نشان دادن سرشت و ماهیت حلقه این است که بگوییم معرف حضور خود شیطان است. حلقه چون نفس شیطانی سازنده ی آن سارون را در خود دارد دارای قدرت  وسوسه کردن و تخریب است. راه دیگری که ماهیت شیطانی حلقه را می نمایاند این است که حلقه به عنوان شی بی جانی در نظر گرفته شود که دارای قدرتی است مربوط به موجودی زنده. برای درک این موضوع این طور تصور کنید که اگر حلقه در وجود خود اهریمن است، پس می بایست قدرت انجام کارهای اهریمنانه را داشته باشد. نیازی نیست افکار و نقشه های شیطانی را با خود بسازد، بلکه می‌تواند از هر فرصتی که پیش می آید استفاده شر کند. به ویژه هر وقت که فرودو حلقه را دست می کند، حلقه این فرصت را دارد که او را منحرف و وسوسه کند. به این صورت حلقه فرصت طلب است و هر چه حضور اهریمن قوی‌تر باشد، حلقه راحت‌تر می‌تواند صاحبش را فریب دهد. برای نمونه در ارباب حلقه ها حضور پادشاه-ویچ فرصتی اهریمنانه مناسب برای حلقه است که از آن استفاده کرده و فرودو را متقاعد کند از حلقه برای فرار استفاده کند. با اینکه در این موقعیت فرودو کاملاً منحرف نمی‌شود، اما حلقه کم کم فرودو را تضعیف کرده و هر بار فرودو حلقه را دست می کند، قدرت حلقه بر او چیره تر می شود.

وقتی که تالکین ارباب حلقه ها و هابیت را می نوشت، جهانی کاملاً خیالی پر از افسانه و ماجراجویی را ساخت. با خواندن کتاب‌های او رفته رفته در اعماق جزئیات فرو می‌روید به گونه‌ای که جهان خیالی اش برای تان بسیار باور پذیر می شود. و در نهایت حس شما از واقعیت را تغییر می‌دهد و چیزی ایجاد می‌کند که به آن «باور ثانی» می گویند. «با آگاهی از اینکه جهانی خیالی باید تا آخرین تار موی آخرین هیولا بسیار واقعی بنماید، تالکین نزدیک بیست سال را برای خلق سرزمین میانی، در سه گانه ی ارباب حلقه ها و هابیت وقت صرف کرده استحتی بعد از نوشتن این چهار شاهکار ادبی اش، او بر اساس واقعیت تخیلی که ساخته بود به دو کتاب بعدی‌اش سیلماریون و آکالابت را نوشت که تاریخ قدیمی سرزمین میانی را تعریف می کند. توانایی تالکین در ایجاد باور ثانی در خوانندگانش واقعی و حیرت انگیز است. با‌ شخصیت پردازی و رخدادهای درون داستان هایش تاریخ پیش چشمانتان زنده می شود، چون صحبت‌ها و اعمال درون داستان هایش ثباتی درونی از واقعیت را دارا هستند.

تالکین با استفاده از تخیل فوق العاده، تسلطش بر زبان و آشنایی کامل با افسانه ها و اصول مسیحیت، شخصیت هایش را به صورت خلاصه‌ای از خیر و شر ساخته است. شاید به نظر برسد حلقه در وجود خود از قدرت اهریمن برخوردار باشد. شخصیت‌های مسیح گونه بیلبو و فرودو با هدف خیر و خوبی اهریمن را نابود می کنند. اخلاق مسیح آن نیرویی است که بر شیطان غالب شده و نابودش می کند. نوشته‌های تالکین خواننده را هیپنوتیزم کرده و برای هر کسی که آن‌ها را بخواند واقعیتی ثانی را ایجاد می کند.

منابع استفاده شده در نقد:

Tolkien, John Ronald Reuel. The Hobbit. New York: Ballantine, 1982.

Wood, Ralph C. “Traveling the one road: The Lord of the Rings as a “pre-Christian” classic.” The Christian Century Feb. 93: 208(4).

Evans, Robley. “J. R. R. Tolkien” Warner Paperback Library. 1972: 23-4, 41-2, 202

منبع: online essays

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو