کاسپار داوید نقاشی

نقد نقاشی مسافری روی دریای مه آلود

به این نقد امتیاز بدهید

مسافری روی دریای مه آلود–Wanderer above the Sea of Fog
نقاش: کاسپار داوید فریدریش–Caspar David Friedrich
جنبش هنری: رمانتیسیزم
موضوع
: چشم‌انداز
نوع
: رنگ روغن روی بوم
محل نگهداری
: هامبورگ، آلمان

نقد نقاشی مسافری روی دریای مه آلود

نقد نقاشی مسافری روی دریای مه آلود

داستان مسافری روی دریای مه آلود

برخی معتقد اند که این نقاشی پرتره ای از خود فریدریش باشد، جوانی که روی صخره ها غرق در تأمل ایستاده است، موههای قرمزی شبیه موهای خود نقاش دارد. شخص ایستاده در نقاشی، در حالت تعمق و تأمل رو به دریا ایستاده است، مه دریا نگاه او را تسخیر خود کرده است، انگار حالتی روحانی و مذهبی داشته باشد. در این لحظه متحیر از آینده ای مبهم شده است، ابهامی شبیه به دوردست هایی از دریا که با مه پنهان شده است و نمی توان دید. با پشت کردنش به بیننده جلوی دید را نگرفته است، بلکه می‌خواهد جهان را از چشم او ببینیم و تجربه ی شخصی خودش را انتقال دهد و با ما به اشتراک بگذارد.

برخی معتقد اند این نقاشی پرتره ای قدیمی است، و داستان شخصی خاص، افسر بالارتبه ی جنگل بانی، سرهنگ پیاده نظام ساکسون، فردریش گوتارد وان برینکن را روایت می کند. یونیفورم سبزی از رنجر های داوطلب را به تن دارد، کسانی که توسط شاه فریدریش ویلهلم سوم برای مقابله با ناپلئون فراخوانده شدند. این مرد به احتمال قوی در ۱۸۱۳ یا ۱۸۱۴ کشته شده است، پس این نقاشی می‌تواند به عنوان اثری میهن پرستانه به حساب آید.

فردریش این نقاشی را در کارگاهش کشیده است،‌ طراحی آن را در کوههای البا در ساکسونی و بوهیمیا انجام داده، از همان جا برای این نقاشی الهام گرفت. چشم انداز های آلمان همیشه برایش الهام بخش بود و تحت تأثیر زیبایی‌های وطنش قرار می گرفت. او درختان، کوهها و مه های غلیظ روی دریا را نقاشی می کرد.

تحلیل و بررسی نقاشی

فریدریش اثری بی همتا خلق کرده است و تکنیک های معروفش را در این نقاشی پیاده کرده است. استفاده اش از رنگ و نورپردازی هم قابل توجه است.

ترکیب

فریدریش این چشم انداز را به صورت افقی کشیده است با وجود اینکه جزئیات افقی زیادی در منظره موجود بوده است. حالت عمودی بوم، قائم بودن شخص درون نقاشی را برجسته تر می کند.

استفاده از تکنیک

بار دیگر فریدریش تکنیک “Ruckenfugen” را به کار برده است در حالتی که فیگور را پشت به بیننده نقاشی کرده است. این کار حالتی ابهام آمیز و رازآلود به فیگور می بخشد. بیننده مطمئن نیست که او به چه می‌اندیشد یا بازخورد او نسبت به چشم انداز روبه رویش چیست، چشم اندازی که اکنون بیننده هم به آن ورود کرده است. اگر فیگور و بیننده را از هم جدا کنیم،‌ توجه ها بیشتر روی زیبایی محیط اطراف چشم انداز متنمرکز می شود تا نقش انسان در طبیعت.

رنگ پالت

برای این نقاشی فریدریش از پالتی تا حدی روشن‌تر از حالت معمول دیگر کارهایش استفاده کرده است. آبی و صورتی را در طول آسمان با هم ترکیب کرده، کوه‌ و صخره نیز در دوردست ها این رنگ‌ها را منعکس می کنند. فیگور را با کتی به رنگ سبز تیره کشیده است که پوشش معمول آن دوره  آلمان بوده است.

نور

نور انگار از پایین صخره ها به بالا تابیده باشد، مه را روشن کرده است. صخره ای که فیگور روی آن ایستاده است بیشترش تیره و تاریک است البته در قسمت بالاتر آن نزدیک پای فیگور مقداری جزئیات دیده می شود.

لحن

از آنجا که بیننده چهره ی فیگور را نمی‌بیند لحن و احساسی که از چهره می توان دریافت کرد، مشخص نیست. همچون دیگر کارهای فریدریش و در کل آرمان های رومانتیک، به نظر می‌رسد که این مسافر در حالتی از وحشت و شگفتی در برابر این طبیعت رمزآلود پیش رویش ایستاده باشد.
حالت ایستادنش حسی از اعتماد به نفس را با خود دارد، به عصایش تکیه کرده است و دستی را با حالتی از آسودگی در جیبش گذاشته است.

درباره فریدریش

فریدریش به ندرت در نقاشی های چشم انداز از اشخاص استفاده می کرد. او مسافری روی دریای مه‌آلود را زمانی کشید که فیگور های بیشتری در کارهایش دیده می شد. برخی تاریخ دانان معتقد اند که این موضوع به دلیل ازدواج او در این دوره بوده است. که ممکن است اهمیت و توجه به زندگی اجتماعی و روابط انسانی را در او تقویت کرده باشد.

همچون اکثر کارهای او این نقاشی هم در دوره ی خودش چندان مورد توجه و ستایش قرار نگرفت. این نقاشی بعد از مرگش بود که دیده شد. به این خاطر که فریدریش در دوره ی خودش آن چنان باید و شاید درک نمی شد. به عنوان یک هنرمند برای کسب درک و فهم از جانب عموم و منتقدان دوره ی خودش بسیار تلاش کرد، اما به نقاشی کردن بر اساس عقاید و باورهای خودش ادامه داد و برای مورد تأیید واقع شدن نقاشی نمی کشید. در روزهای اوج خودش به موفقیت‌های قابل توجه زیادی رسید  و حتی به استخدام خانواده سلطنتی روسیه درآمد.

تمرکز احساسی و عمیقی روی طبیعت داشت، شکل و سبک کشیدن نقاشی های چشم‌انداز را تغییر داد و به یکی از اعضای کلیدی جنبش رومانتیک تبدیل شد. فریدریش به شکل دهی این جنبش بسیار کمک کرد، در شرایط رو به رشدش، آرمان‌های شخصی اش با شکل و فرم هنر جدید سازگاری و هماهنگی کاملی داشت. هنرمندان نئوکلاسیک از طریق پرداختن به جزئیات  به روایت تاریخ می پرداختند، درحالی که هنرمندان رمانتیک با مضمون ها ی نقش و سهم انسان در طبیعت، الوهیت موجود در طبیعت و احساس می پرداختند.
گرچه هنوز برخی منتقدان رجوع های تمثیلی فریدریش را به خدا و مسیح از طریق چشم اندازهایی که کشیده است درک نمیکنند، عموما کارهایش امروزه مورد ستایش قرار می گیرد.

منبع: artble


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو