سینما هالیوود

نقد فیلم شیر

به این نقد امتیاز بدهید

شیر – Lion

کارگردان: گرت دیویس
نویسنده: لوک دیویس
بازیگران: دو پتل، رونی مارا، دیوید ونهام، نیکول کیدمن، ابیشک بهارات، دیویان لادوا، پریانکا بوس، دیپیتی نوال، تانیشتا چاتراجه، نوازالدین صدیقی
فیلم‌برداری: گرگ فریزر
تاریخ‌ انتشار: ۲۰۱۶

نقد فیلم شیر

نقد فیلم شیر


بخش آغازین فیلم شیر، ساخته گرت دیویس رخدادهایی تاثیرگذار و غم انگیز جهانی واقعی را به تصویر می‌کشد که بخش‌هایی از ترس و شگفتی موجود در قصه های جن و پری را در آن می بینیم. فیلم ببیننده را به تصور سالهای دوری از ۱۹۸۶ دعوت می‌کند که خبری از شبکه‌های اجتماعی، گوشی های هوشمند و گوگل نبود، در آن زمان گم شدن آدم ها محتمل بود، و این گم شدن چیزی است که در فیلم برای پسربچه ای به اسم سارو (سانی پاوار) اتفاق می افتد. روزی به صورتی اتفاقی هزار مایل از خانه‌اش در  هند مرکزی دور می‌شود و به خیابانهای کلکته می رسد.

مادر سارو (پریانکا بوس) در روستایی فقیر نشین کارگر است. سارو و برادر بزرگترش گودو (آبیشک بهارات) با کارهای کوچک و دسمزد ناچیزی که می‌گیرند به مادرشان در خرج و مخارج زندگی‌شان کمک می کنند. در سکانس اول مشغول جمع کردن زغال سنگ هستند تا با آن از مغازه ها شیر بخرند. سپس سارو به دنبال گودو به ایستگاه راه آهن می رود، و در آنجا اتفاقی سوار قطاری بلا استفاده شده می‌شود و سر از شهری با مردمانی ناشناس در می‌آورد که به زبانی دیگر سخن می گویند.

با دیالوگ هایی کوتاه و تدوینی عالی، آقای دیویس و فیلمنامه نویس فیلم لوک دیویس، لایه های دیکنزی وضعیت سارو را منتقل می کنند. سارو کوچک و آسیب‌پذیر در عین حال باهوش و شجاع است. با اینکه در معرض بیرحمی های وحشتناکی قرار می گیرد، قهرمان یک ماجراجویی است. گاهی روحیه و علاقه اش به دیدن دنیای جدید و ماجراجویی اش از محنت و درد گم شدنش می کاهد. شما برایش احساس نگرانی احساس همدردی می‌کنید و شیفته ی داستان و سادگی روایت آن می شوید.

آنچه در بخش دوم فیلم روی می‌دهد کمی پیچیده‌تر است. سارو (که اکنون دو پتل نقش او را بازی می کند). بزرگ شده است و فرزند خوانده ی جان و سو بریرلی (دیوید ونهام، نیکول کیدمن)، زوجی استرالیایی است. او برادری به اسم مانتوش (دیویان لادوا) دارد که او هم هندی است و فرزند خوانده‌ی این زوج آقا و خانم بریرلی. مانتوش مشکلاتی روانی و سو مصرف مواد دارد. سارو به نظر می آید که بقیه زندگی‌اش از این داستان شبه جن و پری را در شادمانی بگذراند. به ملبورن می‌رود تا مدیریت هتل‌داری بخواند که عاشق همکلاسی اش لوسی (رونی مارا) اهل آمریکا می شود.

خاطرات کودکی‌اش برایش زنده می‌شوند و پیشرفت تکنولوژی او را امیدوار می‌کند شاید بتواند به خانه ی اصلی‌ اش بازگردد. با استفاده از گوگل ارث روی نمایشگر کامپیوتر و صفحات کاغذ مسیر خانه و سفر ناگهانی اش را رسم می کند. کار آسانی نیست و تلاش هایش فشار احساسی شدیدی روی خودش، والدینش و لوسی ایجاد می کند. ما می‌دانیم که در پایان داستان‌های جن و پری با خوشی تمام می‌شوند حتی اگر با اتفاقات افتاده در داستان «شیر» آشنا نباشیم.

آقای دیویس با کمک نقش آفرینی بازیگرانی برجسته، صحنه‌های پر احساس و موسیقی هوشکا و داستین اوهالوران، بیننده را غرق احساسات می کند. اگر شما زمانی کودک بوده باشید، کودکی را بزرگ کرده باشید، یا گم‌کرده باشید و یا با کودکی یا مادری دیدار کرده باشید،‌ این فیلم شما را منقلب خواهد کرد. فیلم با تجربه ای خالص از احساسات پیش می‌رود بدون اینکه در بیان احساسات افراط و زیاده روی بیش از حد ببینیم. البته افراط در بیان احساسات هست اما به گونه‌ای است که منطقی و قابل باور به نظر می رسد.

با این همه کاملاً رضایت‌بخش نیست، گذار از کودکی به بزرگسالی سارو تغییر در حالت و ژانری را می‌طلبد که فیلم نتوانسته به طور کامل به آن دست بیابد. در بخش اول با احساساتی شگفت انگیز و قابل فهم از جنس کارهای استیون اسپیلبرگ روبه رو هستیم، در بخش‌های بعدی با ساده سازی احساسات همراه می شویم. شکل جدی از یک زندگی خانوادگی یا پیچیدگی های عشق دوران جوانی نمیبینیم که هویت کاملی به ساروی بزرگ‌تر  ببخشد. این فیلم در صدد پیش رفتن در عمق مسايل روانی شخصیت داستان است و درحالی که خودش را هم از جریان دور نگه می دارد.

تمرکز فیلم از مشکلات و عذاب های سارو به سمت قدرت و توانایی گوگل می رود. من نمی‌توانم از این مساله زیاد خرده بگیرم، چراکه می‌دانم گوگل شما را به این نقد رسانده است. در کل احساسی دارم از یأس موجود در زندگی جامعه‌ای با شرایط سخت که عاملی برای ایجاد شایعات پشت این داستان است. در پایان به این نکته توجه کنید که چقدر این دنیا کوچک شده است، چه میزان از مسائل حل شدنی اند، همه ی ما تا چه اندازه به هم مرتبط هستیم. با این حال چیزی را از گم‌ کرده ایم که حتی نمی‌توانیم بفهمیم آن گمشده مان چیست.

ای. او. اسکات

منبع: nytimes


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو