بازی نقش آفرینی

نقد بازی Final Fantasy XV

به این نقد امتیاز بدهید

فاینال فانتزی ۱۵ – Final Fantasy XV

سازنده: اسکوئر انیکس

ناشر: اسکوئر انیکس

سبک: اکشن نقش آفرینی

پلتفرم: پلی استیشن ۴ ، ایکس باکس وان

سال انتشار: ۲۰۱۶

نقد بازی Final Fantasy XV

نقد بازی Final Fantasy XV

سخت می شود تصور کرد بازی ۸ بیتی فاینال فانتزی ۱ که در سال ۱۹۸۷ توسط یک گروه بازی ساز ژاپنی خلق شد، در چنین دوره زمانی کوتاهی به فاینال فانتزی ۱۵ تبدیل شده است، فاینال فانتزی ۱۵ یک سفر جاده ای گسترده است که بی نهایت گزینه و مسیر برای پیش بردن داستان در اختیار شما قرار می دهد و در آن می توانید به ماهیگیری، رانندگی، مبارزه با هیولاها، کشاورزی، دام داری و عکاسی بپردازید. هیچ بخش مشخص و از پیش تعیین شده ای در بازی وجود ندارد. به نظر می رسد با بازی طرف هستیم که دلایل خسته شدن گیمر را خیلی خوب می داند و سعی می کند با مجموعه درهم تنیده ای از گزینه های فرعی بالقوه، از این مساله اجتناب کند. بسیاری از بازی های دنباله دار یک مسیر مشخص را در پیش می گیرند: آن ها در طول زمان به صورت ناخودآگاه شروع به ارجاعاتی نوستالژیک به شماره های قبلی خود می کنند. 

داستان فاینال فانتزی ۱۵ با شاهزاده ای به نام ناکتیس آغاز می شود، او که به تازگی دوران بلوغ را از سر گذرانده، با سه نفر از دوستان خود یک سفر جاده ای را آغاز می کند تا به کشور همسایه مراجعت کند، در آن جا ناکتیس باید به یک ازدواج از پیش تعیین شده تن دهد، یک ازدواج مصلحتی که با هدف اتحاد در برابر تهدیدهای یک کشور سوم قرار است صورت گیرد. در لحظه خداحافظی، پادشاه به دوستان ناکتیس می گوید: “از شما نمی خواهم که راهنمای پسر خودسر من باشید، یا این که حتی از او حمایت کنید.” چیزی که در ادامه می بینیم شبیه کشف استخوان های دایناسورها می ماند، وارد پروسه طولانی ادای دین و پیکرنگاری تمام مجموعه فاینال فانتزی می شویم، تمام قسمت ها از زیر خاک بیرون کشیده می شوند. برای مثال، فروشگاه هایی که در دنیای بازی پراکنده شده اند به فروش موسیقی متن قسمت های قبلی فاینال فانتزی می پردازند، آن ها را می توانید حین رانندگی پخش کنید. یا پرامپتو، جوان ترین عضو گروه اغلب بعد از پیروزی در مبارزه ها شروع به زمزمه موسیقی پیروزی می کند که در قسمت های قبل می شنیدیم. 

این یادآوری ها کاملا متناسب ساختاری هستند که بازی در نظر گرفته است. فاینال فانتزی ۱۵ یک روایت سفرنامه ای است، بخش های عمده داستانی آن در اوقات بیکاری روایت می شود، زمانی که در صندلی عقب ماشین جا خوش کرده اید. نیمه اول بازی روایت پرپیچ و خمی دارد: ناکتیس و همراهانش در مناطق مختلف به دنبال قطعات ماشین می گردند، از یک کلکسیونر تعدادی سنگ باارزش به دست می آورند، تعدادی هیولا از بین می برند، در طول مسیر برای سردبیر یک مجله به عکس برداری می پردازند، و در نهایت به جمع کردن پلاک های سگ ها می پردازند. این وظائف در نگاه اول متنوع به نظر می رسند، ولی در عمل تمام آن ها به یک شکل انجام می شوند: از یک نقطه به نقطه بعدی می روید، به یک گوی درخشان کوچک نزدیک می شوید، شیء مورد نظرتان را برمی دارید و آن را به صاحبش تحویل می دهید. در ماموریت هایی که مربوط به بخش اصلی داستانی بازی هستند، همین فرمول منتها با کمی تغییر تکرار شده است. یا تعداد گوی های درخشان بیش تر شده یا تعداد هیولاهای پیش رویتان بیش تر از قبل است. معمولا هم شخصی عجیب و مرموز با ظاهری نامتعارف که ترکیبی از یک راهب و یک موتورسوار  است، سر راهتان سبز می شود و مونولوگی بر زبان می آورد. 

بازی سعی می کند نوعی آرامش خاص را ارائه بدهد، آرامشی ناشی از درماندگی بودن در یک ماشین. این کار با طراحی تیره و تار مقصد ها صورت می گیرد، زمانی که به جز چرخاندن دوربین، نگاه به مناظر و گوش دادن به موسیقی کار دیگری از دستتان برنمی آید. به نظر می آید مناظر با هدف دیده شدن در درون یک ماشین طراحی شده اند. در مقایسه با بازی های قبلی، تغییرات ظریف تری در پستی بلندی های زمین و پوشش های گیاهی آن به وجود می آید. پیاده حرکت کردن در این فضاها کمی کند به نظر می رسد، اما در داخل ماشین می توانید از حرکت آرام مناظر لذت ببرید و تمرکز و کنجکاوی خود نسبت به اطراف را حفظ کنید. 

گزینه پیش فرض بازی این است که ایگنیس، دوستتان به رانندگی ماشین بپردازد. اما حتی وقتی خودتان کنترل ماشین را در دست می گیرید، باز هم فرآیند رانندگی خودکار به نظر می آید. در جاده های طولانی و پرپیچ و خم، ماشین خودش را کنترل می کند. به جز فشار پدال گاز و انتخاب مقصد، کار زیادی نمی توان در ماشین انجام داد. این که برای بخش های داخل ماشین که معمولا دوره های زمانی طولانی هم هستند، آزادی عمل زیادی نداشته باشید کمی عجیب به نظر می رسد. اما با گذشت زمان همین محدودیت به یکی از خاطرات زیبای این سفرهای ماشینی تبدیل می شود، لحظه های طولانی و تا حدودی خواب آوری که در آن ها فقط یک کار باید انجام دهید: انتظار. 

سازندگان بازی سعی کرده اند در میان این لحظه های مراقبه مانند، با اضافه کردن کلیشه ها و جذابیت های ظاهری مشخص از نوع منطقه ای و گاهی ملی، نوعی اکشن هم به فضای بازی اضافه کنند. سیندی، یکی از شخصیت های مکمل بازی است که بر روی ماشین گروه کار می کند و ماموریت های فرعی در اختیارتان قرار می دهد. او معمولا با لهجه غلیظ جنوبی صحبت کرده و لباس های جذابی به تن می کند. آلتیسیا، شهری که ناکتیس در طول بازی وارد آن می شود، حال و هوایی شبیه شهرهای اروپایی دارد، با کانال ها و کافه هایی که کنار پیاده رو قرار دارد و موسیقی فرانسوی از آن ها به گوش می رسد. سازندگان بازی از شرکت های دنیای واقعی هم به عنوان اسپانسر در بازی خود بهره برده اند. محصولات زیادی در بازی وجود دارد که دارای علائم تجاری دنیای واقعی هستند. از ماکارونی گرفته تا صندلی های تاشو و چادرها که افراد گروه در اطراق های شبانه خود  از آن ها استفاده می کنند. 

در این عناصر به کار رفته نوعی گل درشتی دیده می شود. آن ها به فضای بازی نمی خورند. البته این سورئالیسم نامتناسب همیشه یکی از ویژگی های متمایز نقش آفرینی های ژاپنی بوده است. در ژاپن به غذاهای غربی که وارد رستوران های ژاپنی شده و با غذاهای سنتی ژاپنی ترکیب شده اند، “یوشوکو” گفته می شود. در ژاپن همبرگر با سس فرانسوی دمی گلس سرو می شود. شاید ماکارونی که با روغن داغ تفتیده شده باشد، برای آمریکایی ها ناملموس به نظر برسد، اما این ها چیزی است که در ژاپن زیاد می بینیم. برخورد دو فرهنگ متفاوت با یکدیگر به نوعی باعث بروز نوعی فرهنگ سوم شده است. فاینال فانتزی ۱۵ را باید ادامه دهنده این فرهنگ سوم در نظر گرفت. 

فاینال فانتزی ۱۵ را اگر به عنوان یک سفر توریستی در نظر بگیریم، یک بازی عالی است. اگر به دنبال سرگرم شدن هستید، بازی شاید شما را ناامید کند. اما اگر تنها با آن همراه شوید و از این سفر لذت ببرید، فاینال فانتزی ۱۵ یک عنوان آرامش بخش است. 

مایکل تامسن

منبع: The Washington Post


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو