سینما هالیوود

نقد فیلم خانم اسلوان

به این نقد امتیاز بدهید

خانم اسلوان
کارگردان: جان مدن
فیلمنامه: جوناتان پیرِرا
فیلمبردار: زباستین بلنکوف
بازیگران: جسیکا چستین، مارک استرانگ، گوگو امبتا-را، مایکل استلبرگ، جیک لیسی
تاریخ اکران: ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶(آمریکا) ۸ مارس ۲۰۱۷(فرانسه)

نقد فیلم خانم اسلوان

نقد فیلم خانم اسلوان‍

بر اساس تاریخ، اصطلاح “لابیگری” به دوره ی ریاست جمهوری یولیسیز سایمن گرانت (هجدهمین رئیس جمهور آمریکا) بر می گردد. که مخالفانش او را با درخواست هایی مورد هجوم تبلیغاتی قرار داده و خواستار حمایتی لابیگرانه از او بودند، هنگامی که او در تالار هتل ویلارد در واشنگتن در حال استراحت بود، آنها برایش در سر نقشه هایی می پروراندند. گرچه مساله ی لابیگری هنوز هم وجود دارد، و اینکه این ها چه کسانی بودند معمولا در هاله ای از ابهام باقی گذاشته شدند،‌و به موضوعی مبدل گشت برای تغذیه ی ذهن نظریه پردازان دسیسه چی و سیاست مداران پارانویدی و متوهم. یک لابیگر متفاوت و خاص، بی رحمی که اسیر نمیگیرد به نام الیزابت اسلوان، با بازی جسیکا چستین یکی از گزینه های نامزدی جایزه ی اسکار برای بازی اش در نقش اصلی فیلم خانم اسلوان به کارگردانی جان مدن موضوع محوری این فیلم است.

فیلمنامه ی خانم اسلوان اولین نوشته ی جوناتان پیرِرا است و زنی را به تصویر می کشد که برای سازمانی مخفی لابیگری کار می کند، اما موضعش را تغییر داده و از آن خارج می شود  تا این که رئیسش (سام وسترسون) از او می خواهد که از لابی حامیان حق استفاده از سلاح گرم درمخالفتشان با قانون جدیدی که با محدودیت هایی در خرید و فروش تسلیحات گرم ایجاد می کند، حمایت کند.

اسلوان کل گروهش را جز یک نفر با خود همراه می کند، دستیار وفادارش جین( آلیسون پیل) تصمیم می گیرد در همان موضع قبلی با سطحی پایین و درآمدی از لابیگری که توسط رودولفو اسمیت(مارک استرانگ) سرپرستی می شود بماند و به فعالیت حول این لایحه ی پر از جدل مربوط به  سلاح بپردازد.

گفتن اینکه خانم اسلوان لابیگری بی باک است تمام داستان را پوشش نمی دهد. او شخصیت کایزر شوزه در فیلم مظنونین همیشگی است البته در لابیگری. او بابی فیشر قهرمان شطرنج جهان است در لابیگری، که در مقابل حریفانش وارد بازی می شود. او می تواند هر یک از ذهن های برتر قتل های زنجیره ای در فیلم ذهن های مجرم باشد، بیمارانی روانی که با آن صحنه های جرمشان را با با ۷۵ ماهی قرمز می آرایند و سازمان ها را در دنبال کردن مسیر جرم مات و مبهوت می کنند. نوعی رضایتمندی در نگاه این گرگ تنها هنگام گول زدن گربه های چاق (سیستم فاسد دارایی) واشنگتن دیده می شود. شخصیت خانم اسلوان عمقی از وهم و شیدایی را به خود می گیرد(اکثر بخش های آن بدون شرح می ماند، تغییر جالبی می تواند باشد) با این همه خانم اسلوان نقشی فانتزی و بی ریا و ساده را بازی می کند(شاید زمان انتشار آن ارتباطی با این مساله داشته باشد).

محکومیت سیاسی خانم اسلوان ناشناخته است. او یک ایده‌آلیست یا عملگرا نیست. به جز برنده شدن هیچ محکومیتی ندارد( فلسفه ای که چندین بار به زبان می آورد، مثلا در بیان مستقیمش در سکانس ابتدایی فیلم). هر کاری از او بر می آید، هرکاری برای برنده شدن. همکارانش با اتوبوس زیر گرفته می شوند، مورد سو استفاده قرار میگیرند، به آنها دروغ گفته می شود، و خیانت می شود. این جنبه از داستان باعث می شود  شخصیت خانم اسلوان بیش از هر چیزی به شخصیتی نحلیلی تبدیل شود. همین جنبه ی تحلیل شخصیتی موجود در فیلم است که بیشترین هیجان را به فیلم می دهد.

او زندگی شخصی ندارد. همه چیز را مخفی نگه می دارد،‌ و خواب چندانی ندارد. روابط روزانه ی انسان ها برایش خسته کننده است. دوستی اش با زیر دستش ایسم مانوچارین(با بازی عالی گوگو امباتا-را) از آغاز  نامتوازن و نگران کننده است. برداشت های بسیاری در فیلم می بینیم که مردم از همدیگر می پرسند ”این خانم واقعی است؟” او متفاوت از بقیه، زیرک و ترسناک است. از جهتی، اسکیم که او را تشویق به کنار گذاشتن کار قبلی اش کرد، از او می پرسد ”تا حالا شده عادی و معمولی باشی؟ یعنی کودکی ات چه شکلی ممکنه بوده باشه؟”

بین شنیدن صدای جلسه سنا که در حال بررسی عقاید غیر معمول خانم اسلوان و شاید مبادلات غیرقانونی و رخدادهایی که او را به این جا می رسانند، مرتب در حال رفت و آمد هستیم. فیلمنامه‌ی سطحی و غیر استادانه پیقِرا به وفور نشان می دهد که چه قدر ادامه دادن و پیش بردن دیالوگ شبیه نمونه های آن در فیلم های آرون سورکین همچون آنچه در سریال بال غربی یا فیلم شبکه اجتماعی دیدیم کار سختی است، تا چه حد مشکل است که مردم را دارای فصاحتی کامل در به کارگیری پیچیدگی های زبان عامیانه نشان می دهند. این مساله در نوشتن و همچنین در فهم آن برای بازیگر چالش برانگیز است. دیالوگها در خانم اسلوان  به اوج پیچیدگی خود می رسد(“شماره حساب بانکی و نفس آزادی، داشتن یک ماشین را توجیه نمی کند”) به ویژه در سکانس های گروهی، جایی که “دست انداختن” و استهزا هرگز از متن جدا نمی شود.

چستین طبیعتا بازیگری احساسی است، در حضور تقریبا بدون کلامش در فیلم درخت زندگی، آن قدر احساسی و سرزنده است که می توانید ضربان قلبش را در سینه اش احساس کنید. خانم اسلوان از این دست شخصیت ها نیست. دیدن بازی چستین با آن پاشنه های بلند، پوست سفید یخی و لب های قرمز روشنش لذت بخش است. ،مادن و زباستین بلنکوف فیلمبردار دانمارکی فیلم مردهاو مرغ ها ، با قالب بندی و روشن کردن چهره بازیگر در بهترین حالات ممکن به خوبی عمل کار کرده اند. لذت و شادابی را در رنگ چهره اش،‌ نیمرخ نافذ و تاثیر گذارش، نزدیک شدن و نشان دادن نماهای بسته تا حد ممکن جهت نمایان کردن بروز احساساتش در چشمان عجیبش به خوبی به تصویر کشیده است. طراحی لباس خانم اسلوان شبیه لباس های محلی است. حالت آرام و یکنواختی در صدای چستین در این نقشش می شنویم( که در نقش های قبلی اش نشنیده ایم)، این ویژگی دیالوگ هایش را فراتر از آنچه نوشته شده برجسته می کند، حدود و عروضی احساس نمی کنیم.

در صحنه هایی که خانم اسلوان تنهاست اوج هنرمندی اش را می بینیم ( اتفاقی نیستند، و این صحنه ها دیالوگ های اندکی دارند). روابط بین خانم اسلوان و ایسم مجذوب کننده است، صحنه هایی که  در آن همدیگر را به خوبی می فهمند و قرارداد هایی هوشمندانه شکل می دهند با تنش های شدیدی همراه است. جیک لیسی، که با تنوع نقش هایی که بازی می کرده ما را غافلگیر می کند،‌ تنها کاراکتری است که با خانم اسلوان همچون شخصیتی انسانی برخورد می کند و با کنایه ای زیبا می توان گفت تنها کاراکتری است که در کل فیلم از قواعد اخلاقی پیروی می کند. صحنه های آن ها با همدیگر به خوبی نوشته شده و به خوبی بازی می شود، و باعث شده کم و کاستی و نواقص فیلمنامه در بخش های دیگر فیلم کم رنگ شود.

مشکل اصلی که به وجود آمده، تقصیر فیلم نیست. شروع اکران در دو هفته بعد از بدترین انتخابات تاریخ آمریکا صورت گرفت، خانم اسلوان اکنون تقریبا خوب و قابل توجه به  نظر می رسد حتی با وجود قضاوت پایانی اش با مفهومی از مکتب کلبیون،‌ حتی با نگاهش به زندگی به عنوان تپه ای همچون جنگی ظالمانه و بی باکانه برای برنده شدن و تصاحب همه چیز.

منتقد: شیلا او مانی
منبع: rogerbert

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو