موسیقی

از موسیقی کلاسیک تا پست‌مدرن


به این نقد امتیاز بدهید
از موسیقی کلاسیک تا پست‌مدرن

از موسیقی کلاسیک تا پست‌مدرن

در این مقاله سیر توسعه و تحول موسیقی کلاسیک را از سال  ۱۷۵۰ تا دوره ی پست‌مدرن در سال ۲۰۰۰ و چگونگی ارتباط شان برای شکل دادن به آنچه امروز در اختیار داریم را بررسی می کنیم. اختلاف نظرات زیادی روی  ماهیت تاریخ موسیقی وجود دارد. برخی آن را زندگی نامه ی آهنگ سازان و موسیقی دانان می دانند، که در اشتباه اند. تاریخ موسیقی در وهله ی اول تاریخ سبک موسیقایی می باشد. جهت فهم این نظر ، می بایست با اصوات مختلف آشنا شد و آن ها را در بافت خودشان گوش داد.

سبک در طول تاریخ با گذر زمان تغییر می کند، همچون تغییر سبک در سلایق موسیقی مختلف. ابتدا با موسیقی کلاسیک شروع می کنیم، دوره ی کلاسیک از حدود ۱۷۳۰ تا ۱۸۰۰ را شامل می شود. از بزرگان موسیقی این دوره لودویگ فان بتهوون، یوزف هایدن، ولفگانگ آمادئوس و موتزارت را می توان نام برد. دوره ی کلاسیک روی انواع متفاوتی از اصوات تمرکز داشت، موسیقی در طول این دوره منظم، بدون در هم ریختگی، دقیق و هماهنگ بود. موسیقی می بایست از نظر تکنیک قابل قبول بوده و می بایست دارای سنت و استایل های مشخص رسمی باشند که مورد تایید جامعه هستند.

آهنگسازان استخدام می شدند تا موسیقی هایی بسازند که باب میل کارفرمایشان باشد. دوره ی موسیقی کلاسیک هارمونی، ملودی،‌ریتم و ارکستر را به شیوه ای بسیار تاثیرگذارتر و جدی تر از گذشته ترکیب کرد و آن ها را با هم هماهنگ ساخت. دوره ی کلاسیک به خاطر سمفونی هایش، ‌حالتی از یک گروهی بزرگ ارکستری در نظر گرفته می شود. قطعات سمفونی در حالت کلی دارای سه جنبش سوناتا، مینوئت و فینالی بود. در اواخر سالهای قرن ۱۸ هایدن و موتزارت بر مبنای دست آوردهای آهنگسازان قبلی، سمفونی را به اوج خود  رساندند.

هایدن  موفقیت بسیاری در ریتم و توسعه ی موسیقی بر مبنای مضمون کسب کرد. موتزارت نیز با مضمون های غزل مانند به یادماندنی در حالتی ارکستری و تولید صدای کامل، سمفونی را پربارتر کرد. سبک های متفاوتی از موسیقی در دوره ی موسیقی کلاسیک وجود دارد که سمفونی، اپرا، کارهای همخوانی، موسیقی مجلسی، مناجات گریگوری، سرودهای بزمی، و موسیقی مَس(مناجات مراسم عشا ربانی) را شامل می شوند. آهنگسازی کلاسیک از نظر وجه و حالت دارای نوسان بوده و از مضمون های مغایری  در جنبش ها برخوردار است.

در موسیقی کلاسیک، شاهد یک انعطاف پذیری در ریتم هستیم. آهنگسازی کلاسیک دارای الگوهای ریتمیک غنی بودند و موسیقی این دوره اساسا هوموفونیک است. با این حال بافت همچون ریتم، انعطاف پذیر به نظر می آید. ملودی های کلاسیک جزو آهنگین ترین ملودی ها هستند که به آسانی به خاطر سپرده می شوند. علاقه ی آهنگ سازان کلاسیک به بیان احساسات به سوی استفاده ی وسیعی از تغییرات شدت (بلندی صدای نت ها) به صورتی آهسته و تدریجی، کرسندو (شدت گرفتن تدریجی نت ها) و دیمینوندو (کاهش تدیجی شدت نت ها) منتهی شد. با تغییر فشار انگشت روی کلیدها، یک پیانیست می تواند نرم تر یا بلندتر بنوازد.

کارهای کلاسیک ارتباط عمیقی از اوج موسیقی، توسعه ی کاربردی، تغییرات اساسی، تنوع، تعبیرات موسیقی از طول های مختلف، کنترپوان، پلیفونی و توسعه هارمونی را در برداشت. در این دوره از آلات موسیقی ویژه ای استفاده می شد که بیشترشان قبل از اواسط قرن ۱۰ ابداع شده  و به قرون ۱۸ و۱۹ نیز راه یافته بودند . سازهایی همچون ویولون، سلو، ویولا، سازهای بادی چوبی، سازهای برس و سازهای دیگر ارکستری و سازهای سولو همچون پیانو، هارپسیکورد، ارگ و گیتار.

دوره ی کلاسیک سبک موسیقی  ثابتی داشت، به این معنا که اگر شما در این دوره آهنگساز بودید، می دانستید چه چیزی از شما خواسته می شود. هایدن تاثیر بزرگی روی توسعه ی موسیقی کلاسیک داشت، و به همین صورت بتهوون. البته او روی سبکی رمانتیک تر تمرکز داشت که دارای ساختار آکوردی ساده ای بود. بدین صورت به دوره ی رمانتیک می رسیم، که در ۱۸۲۵ آغاز و تا ۱۹۰۰ ادامه داشت.

در طول این دوره چند مضمون تاریخی در حال شکل گیری بودند، شامل افزایش نقش علم به عنوان یک جهان بینی، ظهور طبیعت گرایی در اروپا، و افزایش میزان بها دادن به هنر. سبک موسیقی دوره ی رمانتیک با ویژگی هایی همچون  دارا بودن محدوده ای وسیع تر از شدت نت ها، تنوع بیشتری در آلات موسیقی، ملودی های دراماتیک تر، تمپو های شدیدتر، هارمونی های کامل تر و ساختارهای رسمی تری در قطعات موسیقی شناخته می شود. برخی از معروف ترین آهنگسازان همه ی دوران ها در طول دوره رمانتیک ظهور کردند.

فرانتس شوبرت، چوپین، واگنر، برامس و مالر در میان شناخته شده ترین اسم ها قرار دارند. گذر از رمانتیک قرن نوزدهم به مدرنیسم قرن بیستم شاید یکی از مراحل بزرگ تاریخ موسیقی باشد. چرا که سرعت اختراعات در قرن بیستم به نسبت تمامی دوره ها دارای شتاب بسیاری بوده است، موسیقی نیز از ایده ای به دیگری با سرعتی پیش رفته است که هیچ یک از دوره های قبل قابل قیاس با آن نیستند. یافته های علمی و تکنولوژی احتمالا تاثیراتی اساسی روی ابتکار و تولید در موسیقی داشته اند.

dissonance (ترکیب آهنگهای ناموزون) بسیار اهمیت پیدا کرد و در واقع اکثر قطعات موسیقی از آکوردهای دیسوننس ساخته می شدند. در طول دوره ی مدرن بسیاری از تکنیک های جدید موسیقی ظهور کرده و در ملودی، هامونی، ریتم، وزن، بافت، آهنگ، و طنین اندازی دیده شدند. لازم به ذکر است که در طول قرن بیستم تمامی تغییرات در موسیقی، انقلاب یا بازگشت به ایده آل های گذشته نبودند. بافت های  کانترپوان، موسیقی دوره ی مدرن را در بر می گیرند. گرچه بافت های هوموفونیک نیز حضور دارند اما دارای درجه ی پایینتری از اهمیت هستند.

در طول قرن بیستم، تمبر عنصر مهمتری از موسیقی به نسبت دوره های قبل تبدیل شد. که دارای نقشی اصلی است که تنوع، تداوم و حالت را ایجاد می کند. consonance (هم صدایی) در قرن بیستم دیگر به کار برده نمی شود. موسیقی قرن بیستم فانتزی گونه، رمزآلود و غریب به نظر می آید. آکورد ها دیگر به اندازه ی قدیم اساسی و بنیادی نیستند. آکورد های چندگانه با قرار دادن آکوردی سنتی روی دیگری ایجاد می شوند. با افزایش توجه روی غیرمعمول بودن و غیرقابل پیش بینی بودن، فرهنگ آهنگهای قرن بیستم وسعت بیشتری یافت. ملودی بسیار مبهم و درک آن مشکل بود.

منبع: studymoose


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو