اول شخص بازی

نقد بازی Call of Duty Infinite Warfare


به این نقد امتیاز بدهید

Call of Duty Infinite Warfare

توسعه دهنده: اینفینیتی وارد

ناشر: اکتیویژن 

نویسنده: برایان بلوم

پلت فرم: PC, PS4, Xbox One

سال انتشار: ۲۰۱۶

نقد بازی ندای وظیفه جنگ های بی پایان

نقد بازی ندای وظیفه جنگ های بی پایان

در ندای وظیفه: جنگ های بی پایان، سفر به فضا کاری در حد بیرون کشیدن ماشین از گاراژ خانه است. چنین مساله ای، با تمام جلال و شکوه علمی تخیلی که دارد می تواند نماد وضعیت کل بخش داستانی بازی باشد. شخصیت های داستان فرصت زیادی برای این که تحت تاثیر چنین فناوری های پیشرفته ای قرار بگیرند را ندارند، چرا که درگیر نبرد در جنگ های بین کهکشانی هستند. مهم ترین وجه تمایز جنگ های بی پایان داستان آن است، یک ندای وظیفه کمیاب و خوش ساخت که موفق می شود حتی بخش چند نفره را هم تحت شعاع خود درآورد. البته بخش تعاملی و بسیار تماشایی زامبی ها را نباید نادیده گرفت. 

جنگ های بی پایان  با همان داستان استعاری علمی تخیلی کلاسیک شروع می شود: منابع زمین در حال کاهش است، به همین دلیل ساکنان زمین به دنبال سکونت در جهان های دیگر هستند. ولی چنین استعماری منجر به یک شورش فراجهانی می شود. بخشی از این گروه به نام “جبهه مقاومت از وطن” (SDF) رویکردی خشونت طلبانه را در پیش می گیرند. آن ها منابع نیروهای زمینی را تحت کنترل خود در آورده و این نیروها را مجبور می کنند که به سراغ سکونت در قمرها و سیاره های جدید بروند. زمانی که شما کنترل قهرمان داستان به نام نیک ریس را برعهده می گیرید، خیلی سریع متوجه میزان توحش SDF می شوید. بعد از این که شورش ها سرکوب می شود، ریس تحت محاکمه قرار می گیرد. ولی به یک باره به او ارتقاء درجه می دهند و وظیفه فرماندهی سفینه خودش را برعهده می گیرد. او این بار باید علیه نیروهای SDF به مبارزه بپردازد. 

این ماجراها ریس را به یک رهبر آسیب پذیر تبدیل می کند، او همیشه بهانه ای برای ترسیدن یا تاسف خوردن دارد. بخش داستانی بازی تنها پنج تا هفت ساعت طول می کشد، ولی نویسندگان جنگ های بی نهایت موفق شده اند در همین زمان کم شخصیت های پرداخت شده و عمیقی ارائه دهند، شخصیت هایی که می توانند هم سنگ شخصیت های سه گانه جنگاوری مدرن باشند. یکی دیگر از شخصیت های مهم بازی نورا سالتر است، دوست صمیمی ریس و کسی که تا همین اواخر رتبه ای هم اندازه ریس داشته است. از دیگر شخصیت های مهم می توان به مهندس اصلی تیم، آدری مک کالوم اشاره کرد. او تنها چند دقیقه در بازی حضور دارد ولی در همین زمان کوتاه هم اثری عمیق از خود برجای می گذارد. او هم همچون ریس، کاپیتان سابق، با خاطرات تلخ زیادی زندگی می کند. به دلیل نگرانی نسبت به اعضای تیم خود، از تمام مسئولیت های نظامی اش سلب شده است. نگرانی و فداکاری، تم های اصلی بازی هستند و لحظات کلیدی زیادی را در داستان رقم می زنند. 

اگرچه در این داستان علمی تخیلی هیچ نوع موجود بیگانه ای وجود ندارد. ولی شخصیت کلیدی آن هم یک غیرانسان است. ETH.3n (ایتن نامیده می شود) یک افسر رباتیک خرد نیروی دریایی است، این ربات تعریفی جدید از یک جنگجوی نظامی بی نقص ارائه می دهد. او یک هم تیمی قدرت مند و قابل اطمینان است که البته توانایی لطیف کردن یک صحنه پرتنش را هم در خود دارد. او در هر مبارزه ای به کار می آید، ولی برتری اصلی او نسبت به بقیه در یک چیز است: بذله گویی. ایتن به شوخی می گوید که مغز یک کشاورز را به او داده اند و می تواند شعله رقابت را بین نیروی دریایی و ناوهای دریایی افزایش دهد. او شبیه یک انسان بی احتیاط صحبت می کند. 

ایتن هم چنین کمک خلبان شماست و شما را با نبردهای فضایی تماشایی جنگ های بی پایان آشنا می کند. سفینه های پرتحرک بازی موسوم به شغال، یادآور جنگنده های مخفی شکاری اف-۲۲ هستند. تعقیب و گریز بین شکاف های سخت و اطراف ستون ها بسیار نفس گیر است. هیجان انگیزترین لحظه بازی زمانی است که دشمنانتان هم از نظر چالاکی و خشونت هم سطح شما عمل می کنند. در این حالت مجبورید که پیچ و تاب های زیادی به خود داده و از تیراندازی های آن ها فرار کنید. مجموعه ندای وظیفه همیشه وسائل نقلیه خوبی داشته اند، ولی بعید می دانم هیچ کدام از آن ها به اندازه وسائل نقلیه موجود در جنگ های بی پایان، درگیر کننده و فراموش نشدنی باشند. 

در بیش تر بخش های داستانی که برای بازی های اکشن تیراندازی ساخته می شود، نوعی حس ضرورت وجود دارد. جنگ های بی پایان در مقایسه با عناوین دیگر، بخش داستانی ظریف تری دارد. با بخشی طرف هستیم که در آن سایه سنگین یک جنگ همیشه حس شده و باعث بروز اتفاقاتی در داستان می شود، بدون این که هیچ نوع ضرورت یا تحمیلی وجود داشته باشد. علاوه براین، نویسندگان داستان به شکلی هوشمندانه از ساختار محدودکننده مرحله به مرحله اجتناب کنند. بخش تک نفره بازی سعی می کند مراحل مختلفی را در نقاط مختلف کهکشان به نمایش بگذارد، ولی خط داستانی بازی شبیه یک سریال ۱۳ قسمتی است که از شبکه های کابلی پخش می شود. یکی از ویژگی های مهم بازی که باعث بروز چنین روایت منسجم و پیوسته ای شده است، وجود صحنه های لودینگ کوتاه است. به این ترتیب ماموریت ها برجستگی بیش تری دارند، بدون این که متوجه شوید از مرحله هدایت شغال وارد یک مبارزه زمینی و نفر به نفر می شوید. 

جنگ های بی پایان هیچ ابایی از به تصویر کشیدن سردی بی رحمانه جاری در فضا ندارد. زمانی که با شکستن یک پنجره بزرگ، دو جین نیروی نظامی را در خلاء رها کردم، به خود لرزیدم. البته زمانی که متوجه اقدامات غیرقابل بخششی افتادم که SDF در بخش های ابتدایی داستان انجام داده بود، متوجه شدم که باید هرگونه احساس گناه را کنار بگذارم. 

ماموریت های جانبی بخش داستانی با وجود این که قابل کنار گذاشتن هستند، ولی می توانند تجربه شما از بخش تک نفره بازی را افزایش دهند. بعضی از این ماموریت ها بسیار تماشایی و به یاد ماندنی هستند، مرحله ای که در لباس یک سرباز SDF باید یک توطئه قتل را پیاده سازی کنید، از جمله این ماموریت هاست. ماموریت های جانبی هم چنین باعث می شوند زمان بیش تری برای پرواز با سفینه های فضایی داشته باشید، چرا که نصف این ماموریت ها مربوط به هدایت شغال ها هستند. با توجه به این که در بخش داستانی اصلی فرصت کمی برای هدایت این سفینه ها وجود دارد، در این بخش فرصت خوبی دارید که عطش خود را در زمینه پرواز با سفینه های فضایی برطرف کنید. 

متاسفانه در بخش چند نفره بازی این ماهیت خصمانه فضا را کم تر می بینیم. مبارزه در خلاء در بخش چند نفره چندان چنگی به دل نمی زند، مخصوصا اگر آن را با نمونه های بهتری در بازی هایی همچون جنگ ستارگان مقایسه کنیم. چیزی که در اختیار شما قرار گرفته است، حالت های تورنمنت – ریدی همیشگی است، فهرستی آشنا از حالت های بازی که بدون هیچ نوع آوری دوباره پیاده سازی شده اند. بخش دیفندر مشابه همان بخش آدبال است که در بازی هیلو می بینیم، با این تفاوت که در جنگ های بی پایان دفاع کردن از بازیکنی که صاحب توپ است خیلی هیجان انگیزتر از این است که خودتان صاحب توپ باشید. بخش کیل کانفرمد هم می تواند جایگزین مناسبی برای تیم دث مچ باشد. در این بخش باید به جایی که هدفتان را کشته اید بروید و پلاک جنگی را بردارید، تنها در این حالت است که امتیاز به شما داده می شود. دشمنان شما هم شانس دستیابی به پلاک و گرفتن امتیاز را دارند، یا حتی بدتر از آن می توانند شما را بکشند و پلاکتان را تصاحب کنند. خوب این ویژگی ها چه فایده ای دارد؟ این کار باعث می شود چندین مبارزه رودر رو کوچک در میدان نبرد به راه بیفتد، چیزی که در دث مچ کلاسیک هیچ وقت رخ نمی داد. 

همان طور که پیش بینی می شد، میدان های نبرد تازه ای که به بخش چند نفره اضافه شده اند، تحت تاثیر همان محیط هایی هستند که در بخش تک نفره می بینید، البته شامل چند محل منحصر به فرد مثل منطقه شهری کوچکی در ژاپن می شوند. هم چون تمام نقشه های رقابتی عناوین قبلی ندای وظیفه، این جا هم بعد از چند دور بازی کردن کاملا با نقشه آشنا می شوید. بعد از آن می توانید بهترین نقاط تیراندازی و نواحی شلوغ را پیدا کنید. حتی به خاطر سپردن جاهایی که می توان بر روی دیوار حرکت کرد هم کار راحتی است. هم چون دو شماره قبلی ندای وظیفه، با استفاده از دیوارها می توانید خود را از قرار گرفتن در معرض تیراندازی ها و مواجهه با دشمنان خارج کنید. ساده کردن نقشه ها با نوعی ظرافت صورت گرفته است. البته به دلیل وجود گوشه های تیز زیاد، در طراحی آن ها خلاقیت زیادی به کار نرفته است. 

پیشروی و ارتقاء در بخش چند نفره متکی بر همان چرخه دریافت جایزه کلاسیکی است که به مهارت شما بستگی دارد، البته ساعت هایی هم که بازی کردن اختصاص می دهید مهم است. در این بخش شاهد بازگشت UAV هستیم، یک پهباد مهاجم که با یک بار پرواز می تواند ویرانی و تلفات زیادی به بار آورد. دو بخش باز شدنی قابل توجه بازی، البته بسته به کلاسی که انتخاب می کنید، عبارت اند از “پاک کننده” (اسلحه ای که هدف خود را بلافاصله از صحنه روزگار محو می کند) و “پنجه” (باعث بارش افقی گلوله ها در حالتی کمانه دار می شود). این پاداش ها باعث متنوع شدن مسابقات می شوند، مخصوصا برای بازیکنان تازه کاری که می خواهند شمار قتل های خود را افزایش دهند بسیار مفید هستند. 

علاوه بر این پاداش ها، از کلاس های چند نفره جنگ های بی نهایت یعنی Rigs نباید غافل شد. ریگز حالت گسترش یافته کلاس های کلیشه ای بازی های اول شخص است، به صورتی که استرایکر همان کلاس ساپورت است، و فانتوم هم نقش اسکات را دارد. این تنوع کلاس ها چیز اساسی تازه ای به مسابقات اضافه نمی کنند، ولی بررسی کردن آن ها خالی از لطف نیست. حتی اگر کارکرد آن ها خارج از حوزه مبارزاتی شما باشد. 

بر خلاف بخش داستانی، بخش زامبی جنگ های بی پایان بسیار سرگرم کننده است، با یک بخش چند نفره تعاملی بسیار ظریف طرف هستیم. این بخش هجویه ای بر دهه هشتاد میلادی است. با فضایی اغراق آمیز از طراحی نئونی طرف هستیم و یک رپر با گرمکنی بر تن، در قالب شخصیتی قابل بازی حضور دارد. نقشه اصلی این بخش یک پارک آینده نگرانه به نام “اسپیس لند” است. این اولین نمونه از چندین نقشه مخصوص زامبی ها است که در جنگ های بی پایان می بینیم. این نقشه در اصل برای ساخت یک فیلم داستانی به کارگردانی ویلیارد وایلر ساخته شده است. صدا پیشگی وایلر را پاول روبنز انجام داده است، این صدای اهریمنی شباهت هایی به صدای وینسنت پرایس دارد. 

چیزی که این بخش کم دارد، نبود ظرافت زیبایی شناسانه است. با حمله زامبی ها وارد سناریوی خطر کردن / پاداش گرفتن می شوید. به نظر می آید دست یافتن هرچه سریع تر به پاداش ها، استراتژی درستی نباشد. نواحی جدید تجهیزات جدید و البته دام های جدیدی دارند. با قدم گذشتن به این نواحی در اصل تعداد زامبی ها را بیش تر می کنید، این امر باعث می شود احتمال جدا شدن از هم تیمی تان افزایش یابد. باز کردن بخش های جدید چه مزیتی دارد؟ باعث می شود زامبی ها جذب مناطق تازه شوند. باز کردن مناطق مختلف پارک هم مزیت هایی دارد و هم خطرات زامبی ها را افزایش می دهد. 

نقد بازی ندای وظیفه جنگ های بی پایان

نقد بازی ندای وظیفه جنگ های بی پایان

ندای وظیفه با قدم گذاشتن در محیط های فرا زمینی ( و نه سیاره های دیگر، بلکه خود فضا)، بستری عالی پیدا کرده تا یکی از بهترین داستان های چند سال اخیر خود را روایت کند. بازی نشان دهنده این مساله است که روایت خوب هم می تواند به اندازه شخصیت های خوب، ماندگار باشد. بعد از به پایان رساندن بخش داستانی بازی، سوالی که ذهن مرا مشغول کرد این بود که چرا در بخش چند نفره جنگاوری پیشرفته  هیچ بهره برداری از نقطه صفر جاذبه نشده بود. علاوه بر این در جنگ های بی پایان با یک بخش زامبی خوش ساخت و جذاب طرف هستیم، یک بخش عالی برای کسانی که می خواهند اوقات خوبی با دوستان خود داشته باشند. اگرچه هنوز هیچ ندای وظیفه ای نتوانسته به جایگاه متعالی ندای وظیفه ۴: جنگاوری مدرن دست پیدا کند، ولی به جرئت می توان گفت اقدامات ریس و ایتن می تواند یادآور کارهایی باشد که سوپ مک تاویش و جان پرایس در دوران اوج این مجموعه انجام می دادند. 

میگل کانسپسیون

منبع: گیم اسپات


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو