سینما هالیوود

نقد فیلم حسابدار

به این نقد امتیاز بدهید

حسابدار

کارگردان: گوین اوکانر

فیلمنامه نویس: بیل دوبیوک

بازیگران: بن افلک، آنا کندریک، جی. کی. سیمونز، جان برنثال، جفری تامبر، مارک آیشام

سال انتشار: ۲۰۱۶

نقد فیلم حسابدار

نقد فیلم حسابدار

شاید این که بن افلک نقش شخصیتی را بازی کرده که قادر به ابراز احساساتش نیست شبیه یک شوخی باشد، ولی متاسفانه این یک واقعیت است. بن افلک در فیلم جدید خود به نام حسابدار، نقش یک دانشمند ریاضی/ تیرانداز ماهر/ رزمی کار را برعهده دارد که هم به کار اصلاح حساب ها می پردازد و هم از سوی دیگر با بزن بهادرها مبارزه می کند. او یک شخصیت تاثیرگذار و همدلی برانگیز به نظر می رسد. فیلم بر اساس یک ایده واقعا تماشایی ساخته شده است: کریستین ولف (بن افلک) مبتلا به اوتیسم است، در دنیایی مملو از گنگسترهای بین المللی، کارتل های مواد مخدر و ماموران دولتی که از قضا همه به دنبال ولف هستند، چنین اختلالی باعث می شود او دست بالا را داشته باشد. 

آیا ادامه ای هم در کار خواهد بود؟ پاسخ این سوال کاملا مشخص است. ایده اصلی حسابدار از آن ایده های بکر است که تعجب می کنید هنوز به ذهن کسی نرسیده است، هرچند این ایده بیش از حد ریسکی است. بر اساس آماری که در سال ۲۰۱۴ منتشر شده، از هر ۶۴ کودک یک نفر نشانه های این اختلال را دارد. گوین اوکانر کارگردان با ظرافت خاصی با این ایده برخورد کرده است. او تلاش زیادی کرده است که افلک را شخصیتی جذاب جلوه دهد، خطوط داستانی فرعی تماشایی را به فیلم اضافه کرده و تمام عناصر مورد نیاز برای ساخت یک تریلر استودیویی را فراهم کرده است. 

کریستین داستان زندگی پرملاتی دارد: مادرش او را ترک کرده است، برادرش همیشه به خاطر اختلال او نادیده گرفته شده است، پدر نظامی اش همیشه با سخت گیری هایش باعث آزار و اذیت آنان شده است. تمام این ماجراها از طریق فلاش بک های گاه و بیگاه به نمایش در می آیند، فلاش بک هایی که بسیار دقیق و با جزئیات ساخته شده اند. داستان به شخصیت های فرعی هم پر و بال زیادی می دهد. برای مثال شخصیت مری بث مدینا یکی از این شخصیت های فرعی جذاب است. او یک مامور خزانه داری است که وظیفه پیگیری یک حسابدار مجادله برانگیز را عهده دار شده است، کسی که از طریق دوربین های نظارتی به طور مرتب تصاویر غول های مواد مخدر و تروریست ها را بررسی می کند. مری تمایلی به ترفیع درجه ندارد، چرا که می ترسد به این ترتیب گذشته اش آشکار شود. رئیس او، ریموند کینگ با سوءاستفاده از همین گذشته ناخوشایند او را مجبور به پذیرفتن این پرونده می کند. 

کریستین البته باهوش تر از این حرفا است که دستگیر شود یا حتی اصلا موجودیت خود را به نمایش بگذارد (نام های مستعاری که انتخاب می کند اغلب نام اقتصاد دان ها و فلاسفه هستند). مخفی کاری های او به بخش سرگرم کننده فیلم تبدیل شده است. بخش بامزه دیگر این است که او وسایل خود را در یک یدک کش همیشه آماده قرار می دهد. این خودرو شامل اسلحه ها، رنوار، زغال ماهی، یک کپی از اکشن کمیک های مورد علاقه و چندین چیز دیگر است. بدون تردید او یک خوره کتاب است. 

حسابدار را نباید بیش از حد جدی گرفت. هرچه فیلم جلوتر می رود، شخصیت کریستین هم بهتر شکل می گیرد و از یک انسان رواقی و خویشتندار عبور کرده و به یک شخصیت گرم تر و احساسی تر تبدیل می شود. این تغییرات مخصوصا در مقابل دینا کامینگ (آنا کندریک ) بیش تر به چشم می آیند، دینا یک حسابدار تازه کار است که در لیوینگ رباتیک، شرکت تولید کننده اعضای مصنوعی، اختلافات آماری مشخصی را شناسایی می کند. بخش هایی که کریستین با ارقام آن ها سروکله می زند و از یافته های خود لذت می برد واقعا خوب کار شده اند. تم رباتیک بارها در فیلم تکرار می شود. مشاور اصلی کریستین یک صدای مکانیکی است که در ماشینش تعبیه شده است. این صدا چیزی ما بین سیری، هوش مصنوعی شرکت اپل و ماشین فیلم سوارکار شوالیه است. در آن فیلم هم شخصیت های داستان اگرچه مبتلا به اوتیسم نبودند، ولی از نظر رفتارهای اجتماعی با مشکلات زیادی مواجه بودند. این نکته که افراد مبتلا به اوتیسم از لمس شدن فراری هستند، به یکی از نقاط قوت حسابدار تبدیل شده است. کریستین درباره دینا می گوید: “باید کسی که می خواهد او را بکشد را پیدا کنم” مشاور در جواب می گوید: “خوب؟” کریستین: “و دقیقا به مغزش شلیک کنم.” بن افلک این صحنه را واقعا عالی بازی می کند. بی صبرانه منتظر حضور دوباره کریستین ولف بر روی پرده هستیم. این اتفاق به زودی رخ خواهد داد. 

جان اندرسن

منبع: the wall street journal

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو