کلود مونه نقاشی

نقد نقاشی امپرسیون، طلوع آفتاب

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

امپرسیون، طلوع آفتاب

نقاش: کلود مونه

تاریخ پایان اثر: ۱۸۷۳

نقد نقاشی امپرسیون، طلوع آفتاب

نقد نقاشی امپرسیون، طلوع آفتاب

امپرسیون، طلوع آفتاب اثر کلود مونه سال هاست که به عنوان نماد جنبش امپرسیونیسم در نظر گرفته می شود. این اثر هنری مشهور که بندرگاه لوآور در شمال غربی فرانسه را به تصویر می کشد همیشه به عنوان شاعرانه ترین تجلی مونه در نظر گرفته می شود و مثال بارزی است بر تلاش این نقاش برای تجدید حیات هنر فرانسه، آن هم در زمانی که این کشور بعد از جنگی که با پروس داشت در رخوت به سر می برد. برخلاف دیگر کارهای هنری آن دوران، سوژه و تکنیک نقاشی مشخص به کار رفته در امپرسیون، طلوع آفتاب، به جای نمایش ساده جزئیات یک منظره مشخص، به دنبال بیرون کشیدن احساساتی هستند که با دیدن چنین صحنه ای به انسان دست می دهد. نمایش میزان درک یک شخص از طبیعت جزو ویژگی های کلیدی و اهداف هنر نقاش امپرسیونیست است، و به ویژه در کارهای مونه به وفور دیده می شود. اگرچه امپرسیون، طلوع آفتاب و تکنیک هنری مونه در آن زمان به باد انتقاد گرفته شد، ولی این شاهکار هنری زمینه ساز ظهور یک جنبش هنری تازه و انقلابی در دنیای هنر شد. 

تصویرسازی این اثر هنری، بر روی ارائه نوعی احساس آرامش تمرکز می کند، احساسی که در اثر تماشای این منظره دریایی مه آلود به دست می آید. کمی پایین تر در مرکز نقاشی، یک قایق پارویی که دو نفر بر روی آن قرار دارند، در کنار خلیج در حال حرکت است. خورشید ابتدای صبح در آن سوی بندر مه آلود بالا آمده است و کشتی ها و قایق های دیگر در کناره بندر پهلو گرفته اند. سایه های مربوط به قایق ها و پیکره ها و هم چنین بازتاب پرتوهای خورشید را می توان بر روی سطح آب مشاهده کرد. مونه از پالتی متشکل از رنگ های عمدتا سرد و کدر استفاده کرده و آن ها را در بستری با رنگ های آبی و خاکستری به کار برده است، ولی هم چنین می توان رگه هایی از رنگ های گرم را در آسمان و خورشید سرخ و نارنجی مشاهده کرد. این استفاده قابل توجه از رنگ های روشن باعث می شود تمرکز اصلی بیننده بر روی نقطه کانونی نقاشی یعنی خورشید معطوف شود. در این چشم انداز نامشخص عناصر عمودی زیادی را می توان مشاهده کرد. در سمت چپ تابلو، یک کشتی چهاربادبانه وارد بندر شده است، در حالی که توده های دود کشتی های بخار فضا را پر کرده است. وجود ماشین آلات سنگین را می توان در سمت راست نقاشی مشاهده کرد. وجود کارخانه ها، کشتی ها و ماشین آلات در ترکیب با پرتوهای خورشید صبح گاهی، نوعی زیبایی خلق کرده است که هم غافلگیر کننده است و هم اغواگر. در فاصله ای دور چند اشکال افقی دیگر (دودکش های کارخانه ها و دکل های کشتی ها) افق را در هم شکسته است. 

از طریق بررسی دقیق تر ویژگی های این نقاشی می توانیم به سبک هنری متمایز مونه پی ببریم. کلود مونه در قامت یک هنرمند مطرح، به خاطر شناخت درست از هارمونی رنگ ها و توانایی اش در جلب توجه بیننده مورد تحسین قرار می گرفت. او مشهور به دریافت تاثیرات غنی جاری در فضا و ثبت لحظات مشخصی از زمان بود. مونه برای دستیابی به چنین مهارت هایی از ضربه های بی نظم و شکسته قلم مو و رنگ های تشدید شده استفاده می کرد. او هم چنین نسبت به حالتی که یک منظره به وجود می آورد بسیار حساس بود. به قول خودش وی به دنبال به تصویر کشیدن احساسات یک صحنه بود. 

زمانی که به نقاشی نگاه می کنید، اشیاء پیش رویتان مثل درخت، دشت و … اهمیتی ندارند. به ندرت می توانید تمایز رنگ ها را تشخیص دهید. نقاشی به شکل یک واحد کل به نظر می رسد، با متناسب ترین رنگ ها و اشکال، و ابتدایی ترین ابزار تاثیر صحنه را به شما منتقل می کند. او همیشه بر روی طبیعت حقیقی یک مکان تمرکز می کند. 

یک ویژگی مهم سبک هنری مونه این بود که وی مهارت فوق العاده ای در تبدیل کردن یک نقاشی منظره به یک شاهکار داشت. مونه برای خلق نقاشی های خود از یک روش دقیق استفاده می کرد، در قدم اول ایده کلی نقاشی بر روی تابلو به تصویر کشیده می شد. در قدم دوم او طراحی های سریع و آزمایشی با تمرکز بر روی ترکیب بندی اثر اعمال می کرد. او از این گام به عنوان مدیریت جسورانه و آزادانه قلم مو یاد می کرد و معتقد بود در این مرحله به اوج انگیزه می رسد. در مرحله سوم اولین طراحی واقعی نقاشی را به تصویر می کشید. در مرحله چهارم نسخه اولیه کار را که به نسبت مرحله قبلی جزئیات و کار بیش تری داشت را شروع می کرد. او در مرحله پنجم که از آن به عنوان اتود نام می برده کل اثر را نقاشی می کرد، ولی آن عمق لازم را به کار نمی برد. مرحله بعد که شباهت زیادی هم به اتود دارد، امپرسیون است، یعنی همان مرحله ای که نقاشی امپرسیون، طلوع آفتاب هم به آن اشاره دارد. امپرسیون مرحله ای از نقاشی است که تاثیرات طبیعی محیط و احساسات جاری در صحنه بر روی نقاشی به تصویر کشیده می شود. 

از آن جا که امپرسیون، طلوع آفتاب مونه نقاشی است که باعث ظهور جنبش امپرسیونیسم شد، به وضوح می توان جزئیات مشخصی را که اشاره به سبک امپرسیونیسم دارند را تشخیص داد. یک ویژگی مهم نقاشی امپرسیونیستی مربوط به نحوه ضربه زدن قلم مو است. قلم مو با ضربه های کوتاه و ضخیم به تابلو زده می شود، هدف از این کار این است که ذات سوژه به سرعت دریافت شود. در نقاشی امپرسیون، طلوع آفتاب می توان چنین ضربه هایی را در طراحی آب مشاهده کرد، ضربه هایی که یک ریتم می سازند، ریتمی که در اثر حرکت آب به وجود می آید. ویژگی دیگر نقاشی امپرسیونیستی مربوط به کاربرد متمایز رنگ بود. رنگ ها پهلو به پهلوی هم قرار می گیرند و در نگاه بیننده با هم ترکیب می شوند. این تکنیک را می توان در آسمان این نقاشی و بخش هایی از آب مشاهده کرد. در نهایت باید گفت نقاشان امپرسیونیستی تاکید بسیار زیادی بر روی نور طبیعی دارند. این ویژگی را می توان در بازتاب نور خورشید بر روی آب مشاهده کرد. برای دستیابی به چنین حجمی از نور، مونه اغلب رنگ های خود را با مقدار زیادی از رنگ سفید ترکیب می کرد. 

در امپرسیون، طلوع آفتاب تاثیرات فرهنگی زیادی را می توان مشاهده کرد. این شاهکار ترکیبی است از دو تم مشخص موجود در این چشم انداز، دو تمی که در اواخر قرن نوزدهم بسیار آشنا بودند. صحنه های طلوع آفتاب و بندرگاه های فرانسوی سوژه هایی بودند که در کارهای این دوره زیاد به کار می رفتند. بنابراین تصمیم مونه برای ترکیب این دو موضوع منطقی به نظر می رسد. هم چنین دلیل انتخاب سوژه را می توان به پس زمینه زندگی خود نقاش هم ربط داد. بندر لوآور که در این نقاشی دیده می شود در زادگاه خود مونه واقع شده است. او با این منطقه از فرانسه کاملا آشنا بود و خودش هم با بندر اتصالات عاطفی زیادی داشت. بنابراین بینندگان و محققان کاملا متوجه خواهند شد که چرا از این مکان به عنوان سوژه اصلی بسیاری از کارهای مونه استفاده شده است. 

یک اتفاق فرهنگی که تاثیر بسزایی بر روی کارهای هنری مونه داشت، جنگ فرانسه و پروس بود. این نبرد که از ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۱ به طول انجامید، در اصل یک درگیری میان امپراطوری پروس و امپراطوری دوم فرانسه بود. در نهایت فرانسه بازنده این جنگ شد و امپراطوری ناپلئون سوم به پایان رسید. فرانسه مجبور شد منطقه آلزاس لورن را به پروس واگذار کند. این نبرد اگرچه تنها یک سال به طول انجامید، اما نتایج زیان باری برای حکومت، جامعه و روحیه مردم فرانسه به همراه داشت. با تلاش فرانسه برای بازیابی روحیه خود پس  از جنگ، افرادی با هدف بازسازی دوباره ملت شروع به متحد کردن مردم کردند. مونه تعلق خاطر زیادی نسبت به حیات دوباره غرور و روحیه فرانسوی ها داشت و در آن زمان این میل را در بسیاری از نقاشی هایش به تصویر کشید. او به ویژه در امپرسیون، طلوع آفتاب بر روی عزم فرانسه برای بازسازی و بازیابی بزرگ ترین بندر خود تاکید می کند. اشاره مونه به چندین کشتی بزرگ این حقیقت را به تصویر می کشد. با این حال بعد از جنگ فرانسه و پروس، بندر از نظر ازدحام و کسب و کار رونق بیش تری گرفت. گسترش این بندر در اوایل دهه ۱۸۷۰ را می توان نشانه تعهد فرانسه برای بازسازی کشور پس از جنگ در نظر گرفت. در زمان خلق این نقاشی، بندر لوآور محل فعالیت بسیاری از بزرگ ترین و مهم ترین صنایع شهر بود. بسیاری از مشخصه های این حقیقت را می توان در نقاشی مونه مشاهده کرد. تیرگی جاری در امپرسیون، طلوع آفتاب تنها به خاطر مه های صبح گاهی کانال نیست، بلکه هم چنین به خاطر دودی است که کارخانه ها و کشتی های بخار تولید می کنند. وجود نشانه های قابل توجه ابزارالات صنعتی نشان دهنده بخشی از پروژه ساخت و سازی است که بعد از قرارداد صلح فرانسه و پروس صورت گرفت. اگرچه تصور در نظر گرفتن یک منظره صنعتی دودآلود به عنوان یک چشم انداز زیبا سخت است، اما برای مونه و دیگر مردم آن زمان این صحنه نشان دهنده شکوفایی و رفاهی بوده است که فرانسه در آینده به آن دست می یافته است. 

در دوران اوج امپرسیونیسم، منتقدان و هنرمندان این حوزه در مورد این مساله دچار تردید شده بودند که آیا این جنبش اثر و ارزشی پایدار دارد یا خیر. حتی مونه که معروف ترین نقاش امپرسیونیست و پیشروی این سبک بود، در مورد پایداری کارهای خود دچار تردید شده بود. به همین دلیل سعی کرد اشیائی را به تصویر بکشد که ویژگی مذهبی یا تاریخی قابل توجهی داشتند. با ترسیم اشیائی که دلالت های ضمنی مهمی داشتند، مونه امیدوار بود که برای امپرسیونیسم هم اهمیت مشابهی به همراه بیاورد. او همچنین شروع کرد به طراحی چندباره یک شی یا منظره مشخص، منتها در وضعیت های زمانی مختلف. 

قرن هاست که مردم در مورد شاهکار بودن امپرسیون، طلوع آفتاب به یقین رسیده اند. با این حال اخیرا بعضی از محققان در مورد این مساله که این نقاشی بنیان گذار مکتب امپرسیونیسم بود یا نه دچار تردید شده اند. این کارشناسان ادعا می کنند که توصیفاتی که از اولین نمایشگاه امپرسیونیستی به دست ما رسیده است با امپرسیون، طلوع آفتاب تناسبی ندارد، بلکه این ماجراها مربوط به یکی دیگر از نقاشی های مونه به نام طلوع آفتاب است.  

اگرچه امپرسیون، طلوع آفتاب از زمان به تصویر کشیده شدن تا به حال در معرض تردید ها و انتقادات زیادی بوده است، ولی این روزها کسی در مورد تاثیر آشکار این اثر بر روی دنیای هنر شک ندارد. مونه، نقاش پیشروی جنبش امپرسیونیسم، به خاطر سبک کاری خود همیشه مورد تحسین و انتقاد توامان بوده است. شاهکارهای او به ویژه امپرسیون، طلوع آفتاب در زمینه نمایش میزان درک یک شخص از طبیعت جزو بهترین ها هستند، به نظر می رسد همین درک؛ هدف اصلی هنرمندان امپرسیونیست بوده است. رویکرد آوانگارد مونه نسبت به نقاشی احساساتی که در یک منظره جاری هستند و نه لزوما ترسیم جزئیات دقیق صحنه، راهگشای پیشرفت هایی بود که در تکنیک ها صورت گرفت و منجر به تحولی در هنر مدرن شد. 

جیمی یوراسیتس

منبع: blogs.longwood.edu

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو