بازی نقش آفرینی

نقد بازی Deus Ex-Mankind Divided


به این نقد امتیاز بدهید

Deus Ex: Mankind Divided

سازنده: Eidos Montreal

ناشر: Square Enix

پلت فرم: Xbox One , PS4 , PC

سال انتشار: ۲۰۱۶

nbegbudgpu19kztgorh5

Deus Ex: Mankind Divided

دوس اکس: بشریت تقسیم شده پتانسیل بدل شدن  به یکی از بهترین بازی های سال ۲۰۱۶ را داشت، ظرفیت این که خود را از خیل بازی های مشابه خود خارج کرده و به یک اثر حیرت انگیز تبدیل شود. نسخه پیش نمایشی که از بازی ارائه شد مبهوت کننده بود. تم و خط داستانی که ارائه می داد بسیار گیرا بود. متاسفانه بشریت تقسیم شده به جز چند لحظه به یاد ماندنی، در تحقق بخشیدن به وعده های خود ناکام می ماند. 

آن چه که در نسخه پیش نمایش نظر ما را جلب کرد، عملکرد بسیار خوب بازی در ارائه تم های کلیدی کار بود. آپارتاید ماشینی (انسان های نیمه ربات به زیرمجموعه ای از جامعه تبدیل شده اند و با تنش های خود منجر به بروز جنگ داخلی می شوند) در هر تعاملی خود را نشان می دهد. این یک ویژگی وسوسه انگیز است و گیمر در ساعت های ابتدایی وقت خود را صرف تک تک ماموریت های فرعی می کند. 

داستان های فرعی به اندازه بخش اصلی داستانی بازی لذت بخش و پرجزئیات هستند، گشت و گذار در شهر های پراگ و گالم دارای هیجان زیادی هستند. کل جهان مرکزی بازی بسیار خوب ساختار بندی و تنظیم شده است، از داستانی به داستان دیگر منتقل می شوید، به کاراگاه بازی های خود ادامه می دهید و بارها مجبور به اتخاذ تصمیماتی بغرنج می شوید. 

ماموریت های فرعی از طریق مکالمات بین مردم مشخص می شود. افرادی که دارای ماموریت های فرعی هستند اسامی متمایزی دارند، از بقیه بعنوان “شهروند” یا القاب مشابه یاد می شود. خیلی از ماموریت های فرعی را شاید به همین دلیل از دست بدهید. چون برای به دست آوردن ماموریت فرعی همیشه خودتان باید با مردم صحبت کنید، نام شخص  مورد نظر را دریافت کرده و ماموریت را انتخاب کنید. 

هر ماموریت فرعی یک نام به خصوص دارد: sm01، s02 و … . زمانی  که بعد از sm03 به sm07 می رسید کمی سرخورده می شوید، چرا که دوست دارید به ماموریت های ۴ تا ۶ هم دست پیدا می کردید. کاش ماموریت دهندگان در دنیای بازی نمود بیش تری داشتند، در این حالت جذابیت بازی بیشتر می شد. 

نکته بازی این است که با هر شخصی که صحبت می کنید به شکلی جذاب با شما دیالوگ برقرار می کند، به طوری که ترغیب می شوید بقیه صحبت های او را بشنوید. با در نظر گرفتن مرزهای کم رنگ اخلاقیات در بازی دوس اکس، شما می دانید که آینده و تعاملات این افراد در دستان شماست. مخصوصا هنگامی که از ابزار social آدام استفاده می کنید و سعی می کنید احساسات آن ها را پیش بینی کنید، جذابیت این مکالمه ها دو چندان می شود. 

متاسفانه همه این ویژگی ها مربوط به بخش اول بازی است. در ادامه، داستانی پرکششی که آهسته و هوشمندانه پیش می رفت، ریتمی خام دستانه و عجولانه به خود می گیرد و به یک پایان نامتعارف ختم می شود. 

در بشریت تقسیم شده بعد از خارج شدن از پراگ و ورود مکان های دیگر، همه چیز ریتمی تند به خود می گیرد. شخصیت هایی که معرفی می شوند به حاشیه می روند و کمی بعد بدون هیچ توجیهی در بخش های مبهم داستان به عنوان شخصیت های تاثیرگذار ظاهر می شوند. بقیه شخصیت ها تصمیمات اخلاقی عجیبی می گیرند، این تصمیمات هم چندان توجیه شده نیست، به خاطر این که اخلاقیات و انگیزه های این شخصیت ها با دقت لازم توصیف نشده است. 

kkvqsfbcsrqbaa9qbm2q7h

Deus Ex: Mankind Divided

این روایت خام دستانه داستان تا پایان ادامه می یابد، یک پایان ناگهانی و غیرقابل باور آخرین تیر خلاص را بر پیکر داستان می زند. داستان در اصل در میانه بازی در پرده دوم به پایان می رسد. فرض کنید در فیلم شوالیه تاریکی بعد از این که بتمن؛ هاروی دنت را از دست ژوکر نجات می داد فیلم به پایان می رسید. پایان بشریت تقسیم شده هم چیزی مشابه همین است. نکته بعدی این که سازندگان بازی برای پاسخ به پرسش هایی  که در طول داستان مطرح کرده اند ساده ترین راه را انتخاب می کنند: از طریق یک کلیپ خبری خسته کننده. این اقدام به طرز حیرت انگیزی فاجعه است. 

بشریت تقسیم شده  هم چنین به شکلی غافلگیر کننده کوتاه است. تصور می شد کل بازی بیش تر از ۴۰ ساعت طول می کشد. ولی در حال حاضر با بازی طرف هستیم که با احتساب ماموریت های فرعی به زیر ۲۰ ساعت می رسد. 

چنین داستان ناامید کننده ای تاسف برانگیز است، چرا که بقیه بخش های بازی حیرت انگیز هستند. به لطف نفوذ های تماشایی جنسن به قلب دشمن، گیم پلی جاسوسی بازی بسیار درگیر کننده است. 

در جایی از بازی باید به یک محوطه صنعتی بزرگ نفوذ کنید. برای انجام این کار بی شمار راه در گوشه و کنار این ساختمان وجود داشت و بنا به سلیقه خودتان می توانید یکی از آن ها را انتخاب کنید. 

هک کردن ترمینال های پیش رو، عبور از میان کانال های تهویه هوا و از بین بردن مخفیانه (و نه چندان خشن) دشمنان، همچون نسخه های پیشین این جا هم در اوج خود قرار دارند. این گیم پلی پویا و جذاب چیزی است که در تکامل انسانی دیدیم و این جا هم روند رو به رشد خود را حفظ کرده است. نکته مثبت گیم پلی بازی این است که در هر حرکت شما به طول بالقوه یک تنش وجود دارد.

با این حال مبارزات دوس اکس بنا به دلایل زیادی همچنان کیفیت لازم را ندارد. حرکات اولیه ممکن است گاهی اوقات سنگین و غیرحساب شده باشد. با حرکت دادن آدام به اطراف احساس می کنید در حال هدایت موجودی در حد یک انسان واقعی هستید. گاهی اوقات نمی توانید لبه ها را بگیرید، پرش های تصادفی با شکست مواجه می شوند، باید خم شوید تا از بین شکاف های کوچک رد شوید و در تیر رس دشمنان قرار نگیرید. گیم پلی بازی کمی درهم و برهم است و انسجام زیادی در آن دیده نمی شود. 

زمانی که کار به تیراندازی می کشد احساس می کنید در سال ۲۰۱۱ قرار دارید. چرا که بخش تیراندازی بشریت تقسیم شده با همان مشکلات نسخه های پیشین دست و پنجه نرم می کند. البته بهبودهایی هم صورت گرفته، ولی باز هم بخش تیراندازی در حد بخش مخفی کاری نیست. زمانی که دشمنان احاطه تان می کنند بارها کشته می شوید، سربازان دشمنان در اقدامی شبیه خودکشی به شما نزدیک می شوند. هوش مصنوعی پرجنب و جوش بازی ما را متوجه این نکته می کند که جنسن فاقد سرعت و انعطاف پذیری لازم برای غلبه بر دشمنان یا فرار از دست آن ها است. 

همچنین آن ها تیراندازی بسیار دقیقی دارند. از پشت سنگر خارج می شوند و با شلیک خود بیش ترین آسیب را به شما می رسانند. باید همیشه به فکر ارتقا سیستم محافظتی خود باشید. شرایط عادلانه ای برقرار نیست. اگر تا این جای بازی توجهی به ارتقا تجهیزات و توانایی های خود نکرده باشید، ادامه بازی با وجود چنین درگیری هایی بسیار سخت خواهد بود. 

نحوه سنگر گیری بازی اما عالی است. تنها با فشار یک دکمه به آدام اجازه می دهید که بدون هیچ مشکلی از یک نقطه به نقطه بعدی حرکت کند. ولی این بخش بازی هم آن قدر خوب نیست که شما را از دردسرها برهاند. 

رخنه یا Breach، حالت جدیدی است که به بازی اضافه شده است. در این حالت شما در قالب یک هکر برای کسب اطلاعات به شبکه های فرعی VR نفوذ می کنید، این بخش از بازی می تواند بخش اضافه خوبی برای بازی اصلی باشد، البته خیلی عالی نیست و می توان آن را نادیده گرفت. در این جا هم نقطه قوت در انجام مخفیانه کار است و وقتی کار به درگیری می کشد، نقص های فنی ریشه ای دوس اکس آشکار می شود. همچنین در مواقعی که زمان هم یک مانع مهم پیش روی شماست، حرکات سنگین آدام به یک مشکل جدی تبدیل می شود. زمانی که شخصیت شما قادر به پرش و گرفتن یک لبه نیست، تلاش برای استفاده از تک تک ثانیه ها کار سختی می شود. 

maxresdefault

Deus Ex: Mankind Divided

نتیجه گیری

دوس اکس: بشریت تقسیم شده می توانست حیرت انگیز باشد، و باید همین طور هم می شد. بازی همه شرایط لازم را دارد: یک پیشزمینه درگیر کننده، تم های داستانی حساب شده و پخته، یک گیم پلی اصولی جان دار و یک ظاهر زیبا. اما این داستان عجولانه، پایان غیرمنطقی، شخصیت های پرداخت نشده و وجود مشکلاتی در مبارزات نشان می دهد که این بازی، عنوانی نیست که از ظرفیت های خود نهایت استفاده را برده باشد. 

بازی همان کیفیت و مشکلات تکامل بشری را در خود حفظ کرده است، ولی خط داستانی درگیرکننده ابتدایی بازی بخشی از نقص ها را می پوشاند. با این حال زمانی که پی رنگ جزئیات بیش تری به خود می گیرد و منشعب می شود، آن لحظه های تماشایی ابتدایی از بین می روند و مشکلات؛ خود را نشان می دهند. 

برت فیپس

منبع: Trusted Reviews


دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar
wpDiscuz
آرشیو