جاده تنباکو – Tobacco Road

کارگردان: جان فورد 

نویسنده: ناتالی جانسن

بازیگران: چارلی گریپوین، مارجوری رامبئو، جین تیرنی، دانا اندروز

سال: ۱۹۴۱

در فاصله بین سال­های ۱۹۴۰ و ۱۹۴۱، جان فورد سه فیلم بسیار معروف عرضه کرد که هر سه داستان به نسبت مشابهی داشتند: خوشه‌­های خشم (۱۹۴۰)، چه سرسبز بود دره من (۱۹۴۱) و جاده تنباکو (۱۹۴۱). هر سه فیلم به بررسی وضعیت طبقه پایین جامعه هنگام مواجهه با مدرنیته و اثرات ویرا‌‌ن ­گر آن می­‌پردازند. اما بر خلاف خوشه­‌های خشم و چه سرسبز بود دره من که نگاه بسیار تلخ و ناامید کننده‌­ای دارند، جاده تنباکو داستانی به نسبت خوش­بینانه‌­تر و سرخوشانه‌­تر را روایت می‌­کند.

فیلم که از رمانی به همین نام به قلم ارسکین کالدول اقتباس شده، داستان یک خانواده روستایی است که در بدترین دوران رکود اقتصادی که اوایل قرن بیستم در آمریکا رخ داد، سعی می­­‌کنند مقاومت کرده یا به عبارت دیگر، زنده بمانند. مشکلات اقتصادی از یک سو و ظهور مدرنیسم و از رونق افتادن کسب و کارهای قدیمی، کشاورزان را در آن دوران با مشکلات زیادی مواجه کرده بود. این قشر فقیر جامعه که در آن زمان کسی توجهی به آن­ها نداشت، به تدریج زیر چرخ­‌های اقتصادی بی­‌رحم کشور له می­‌شدند. جیتر لستر، کشاورز پیر داستان جاده تنباکو، یکی از این خیل عظیم افرادی است که بی­‌خبر از میزان پیچیدگی وضعیت موجود، تنها به دنبال راهی برای نجات خود و خانواده‌­اش می­‌گردد.

همچون دیگر فیلم‌­های جان فورد، این بار هم با مضامین آشنای همیشگی او مواجه می­‌شویم: سنت، خانواده و ریشه­‌ها. خانه جیتر در اعماق جنگلی با درختان تناور قرار دارد، درختانی که ریشه در خاک دارند و از هر تغییری در امانند. در واقع در فیلم هرجا جیتر حضور دارد، این درختان عظیم هم وجود دارند. او نمی­‌تواند در جایی غیر از چنین محیط روستایی زندگی کند. از شهر بیزار است و آن­‌طور که خودش می­گوید، دوست دارد در جایی زندگی کند که پایش روی زمین باشد. فرزندان بی­‌شمار جیتر اما اهمیتی به صحبت­‌ها و تفکرات او نمی­‌دهند. آن­ها از نسلی تازه با تفکراتی تازه هستند و کار کردن در کارخانه مدرن پنبه سازی را به کشاورزی و سختی­‌های آن ترجیح می­‌دهند. جامعه بارها به جیتر فشار می­‌آرود که کشاورزی را رها کرده و او هم به جمعیت عظیم افرادی بپیوندد که در کارخانه­‌ها کار می­‌کنند. در واقع، چرخ سازش‌­ناپذیر مدرنیته در نهایت این قشر را وادار به چنین تغییری می‌­کند. ولی فیلم سعی می­‌کند کمی از تلخی خود بکاهد. به لطف کمک‌­های کاپیتان تیم، جیتر شش ماه دیگر فرصت دارد که کشاورزی را شروع کرده و خود را از این مخمصه نجات دهد. ولی بیننده به خوبی می‌­داند که تلاش جیتر بی‌­فایده است و او محکوم به پذیرش تغییرات به وجود آمده در جامعه است.

جلوی خانه جیتر، یک پل چوبی کهنه قرار دارد. این پل، مرز بین زندگی سنتی جیتر و دنیای مدرن اطرافش هست. جیتر بارها به روش­های مختلف از آن عبور می­‌کند و هر بار دوباره مجبور می­‌شود که بازگردد. به نظر می­‌رسد او راه و روش سازگاری با دنیای اطراف را بلد نیست. در واقع، تمام دنیای او در خانه فرسوده و مزرعه کوچکش خلاصه شده است. جهان کوچکی که در آن، هر لحظه عرصه بر او تنگ‌­تر می­شود. یکی از مهم­ترین شخصیت‌­های فیلم لو بنسی، داماد جیتر است. او اگرچه جوان است و هنوز در ابتدای دوران زندگی‌­اش قرار دارد، ولی از نظر تفکرات و سبک زندگی، دقیقا همچون جیتر عمل می­‌کند. او هم مانند جیتر کاری به جز کشاورزی بلد نیست، راه و رسم زندگی امروزی را نمی‌­داند و در جایی به جز خانه روستایی خودش نمی‌­تواند زندگی کند. به همین دلیل پرل، دختر جیتر او را ترک می‌کند و به شهر می‌رود. لو هم همچون جیتر تنها می­‌ماند و مجبور است با الی می، دختر بزرگ­تر جیتر ازدواج کند. الی می آخرین فرزند خانواده جیتر است که هنوز در خانه مانده است. اما او هم با اولین فرصتی که به دست می‌­آورد، آن­جا را ترک می­‌کند. مقاومت جیتر و همسرش در مقابل پیشرفت‌­ها و تغییرات جامعه باعث شده که آن­ها محکوم به تنهایی باشند.

یکی از نکات قابل توجه جاده تنباکو که به ویژه در مقایسه با دنیای امروز بیش­تر به چشم می‌­آید، سرنوشت دختران جیتر است. آن طور که در فیلم مطرح می‌­شود، پرل تنها در سیزده سالگی ازدواج کرده است و بارها مورد اذیت و آزار لو قرار می­‌گیرد. از طرفی الی می با تنها بیست و دو، سه سال سن دیگر خواستگاری ندارد. لو در جایی از فیلم می­­‌گوید که او همسر جوان می­خواهد و دوست ندارد با یک دختر بیست و سه ساله ازدواج کند. از طرفی الی که لو را آخرین امید خود برای ازدواج و فرار از مجرد ماندن می­‌بیند، از هر فرصتی برای جلب توجه او استفاده می‌­کند. به نظر نمی‌­آید لو گزینه ایده‌­آل الی باشد. در واقع شرایط زمانه باعث شده او تلاش کند همین یک فرصت را هم از دست ندهد. چنین نگاه و نقشی که دختران فیلم جاده تنباکو دارند، شباهت زیادی با وضعیت زنان در جامعه سنتی خودمان دارد. البته دیگر ماجراهای فیلم هم بی­‌شباهت به وضعیت ما نیست. به نظر می‌­رسد ایران هم با چند دهه فاصله، در حال از سر گذراندن همان ماجراهای فیلم جاده تنباکو است.

جاده تنباکو با وجود داستان غم انگیزی که دارد، اما فیلمی سرخوشانه است که سعی می­‌کند در بستر شرایطی طنز و خنده‌­آور، به روایت ماجرای یکی از سیاه‌­ترین دوران آمریکا بپردازد. با وجود این که کالدول تاکید کرده بود که فیلم باید به صادقانه­‌ترین و صریح­‌ترین شکل ممکن روایت شود، اما به نظر می‌­آید عوامل فیلم با هدف جذب مخاطبان، تلاش کرده‌­اند کمی از بار غم جاری در آن کم کنند.

سینا بحیرایی/ هفت صبح

دیدگاهی بنویسید.

avatar