۵ (۱۰۰%) ۱ vote
خودنگاره (رنگ روغن روی بوم،  1889)

خودنگاره (رنگ روغن روی بوم،  ۱۸۸۹)

ونسان ون گوگ روند پیشرفت و رشدش به عنوان یک هنرمند را در مجموعه ای شگفت انگیز از خودنگاره هایی سرشار از صداقت و احساسات به نمایش گذاشته است. این مجموعه نه تنها روند تغییرات موجود در شیوه نقاشی کردن او را ثبت می کرد، بلکه نشان گر وضعیت روانی او همراه با فروتنی و صداقت موجود در نقاشی هایش بود که از زمان خودنگاره های رامبرانتدیده نشده بود. ون گوگ در پنج سال پایانی زندگی اش بیش از سی خودنگاره کشید.

خودنگاره فوق که در موزه اورسی نگه داری می شود، تمامی عناصر موجود در کارهای پایانی ون گوگ را کنار هم می آورد: انتخاب رنگ هایی که انعکاسی از وضعیت احساسی نقاش هستند و سبک طراحی که بسیار پر انرژی و زنده است. این نقاشی را کمی پس از ترک تیمارستان سنت رمی کشید و نشان می دهد که هنوز در حال جنگ با دیوهای درونش بوده است. می توان گفت این اثر بزرگترین و قوی ترین خودنگاره در تاریخ هنر است.

این نقاشی خودنگاره ای از وضعیت و بحران درونی ون گوگ است. چشمان نافذ او شما را مبهوت نگه می دارد اما نگاه او روی چیزی بیرونی نیست بلکه نگاه و توجه این چشم ها به چیزی درونی است که در ذهنش در حال وقوع است. انرژی موجود در تصویر از چشمان آن منشا می گیرد که با جزئیات کامل و بسیار دقیق کشیده شده است و بیشترین تمرکز نقاشی روی همین بخش است. آهنگ ضربات قلموی ونسان در سطح صورت پخش شده است و در موج هایی در موی سر و کتش تشدید یافته و نهایتا به آشفتگی موجود در پس زمینه به رنگ آبی یخی می رسد. رنگ های آبی و سبز سردی که استفاده کرده است در حالت عادی رنگ های آرامی هستند اما وقتی که در کنتراست با قرمزی ریش و موی سر قرار می گیرید، وضعیت روانی موجود در پرتره را منعکس می کنند. این تصویری از مردی است که سعی می کند در نبرد و و مبارزه با ترس های درونی اش خودش را حفظ کند و بر این تشنج و بحران درونی اش تسلط یابد.

تاثیرات هنر هلندی

خودنگاره با پیپ (رنگ روغن روی بوم، 1886)

خودنگاره با پیپ (رنگ روغن روی بوم، ۱۸۸۶)

ون گوگ این خودنگاره را قبل از رفتنش به پاریس کشید، این اثر ویژگی های کارهای قبلی اش را با خود دارد. آهنگی تیره در نقاشی استفاده شده که یکی از ویژگی های بارز نقاشی سنتی هلندی است، او از آن برای ایجاد تصویری از شکوه همراه با تواضع استفاده کرده است. این نقاشی متاثر از هنر آنتون ماوه کشیده شده است. ماوه پسرعموی ناتنی ون گوگ و استاد او در اوایل سال های ۱۸۸۰ بود. سبک و سیاق تصویر به ویژه موی سر و ریش او شباهت زیادی به خود ماوه دارد.

تاثیرات نقطه چینی

خودنگاره (رنگ روغن روی بوم،1887)

خودنگاره (رنگ روغن روی بوم،۱۸۸۷)

ون گوگ در پاریس تحت تاثیر ژرژ سورا قرار گرفت، کسی که سبکی از نقاشی به نام پوینتیلیزم (نقطه چینی) را ابداع کرد. سورا با نقطه هایی کوچک و رنگ هایی جدا از هم نقاشی می کرد که وقتی بیننده از نقاشی فاصله می گرفت، رنگ ها به شکل محسوسی در نگاه بیننده با هم ترکیب می شدند. البته جدا از سبک و روند تحلیلی  سورا در این روش، کارهای ون گوگ در زمینه نقطه چینی در کل خام بودند، اما درکل باعث شد منشاء اصلی توانایی های او آشکار شود؛ توانایی و استعدادی فطری در درک احساس موجود در رنگ ها.

تاثیرات امپرسیونیسم

خودنگاره (رنگ روغن روی بوم،1887)

خودنگاره (رنگ روغن روی بوم،۱۸۸۷)

این پرتره تاثیرات امپرسیونیست روی ون گوگ را در استفاده از رنگ و قلمو نشان می دهد. امپرسیونیست ها سعی می کردند رنگ نور طبیعی را تنها با استفاده از طیف رنگ های خالصی که در رنگین کمان دیده می شود ایجاد کنند. آن ها رنگ های قهوه ای، سیاه و خاکستری (به صورت از پیش مخلوط شده) را از نقاشی هایشان منع کردند و رنگ های خالص ترکیب نشده را جایگزین آن ها کردند. برای نمونه کت ون گووگ با ضربات قلموی قرمز و سبز ایجاده شده که روی بوم با هم ترکیب شده اند. برخی قسمت ها به صورتی طبیعی ترکیب شده اند و رنگ قهوه ای ایجاد شده است اما برخی قسمت ها  همان رنگ های طبیعی ترکیب نشده باقی مانده اند. این رنگ ها در چشم بیننده با هم ترکیب می شوند و در نتیجه باعث افزایش زنده بودن رنگ ها می شود.

توانایی های ون گوگ در کار با قلمو، میزان بیان و انتقال احساساتش در خودنگاره اش را افزایش می داد. برای نمونه این جا، بافت فیزیکی موجود در ضربات قلمویش به میزان انتقال و درک زمختی کت و نرمی کلاه پشمی کمک کرده است.

قلموی رسای ون گوگ

خودنگاره با کلاه پشمی (رنگ روغن روی بوم،1887)

خودنگاره با کلاه پشمی (رنگ روغن روی بوم،۱۸۸۷)

در این اثر ما تعادلی عالی بین سرزنده بودن رنگ های ون گوگ و انرژی موجود در قلمویش را می بینیم. اعتماد به نفس و کنترل او در استفاده از رنگ ها به اوج خود رسیده بود. آهنگ موجود در رنگ های این چهره، یک پرتره واقع گرایانه قدیمی را شکل داده است. اما رنگ های استفاده شده برای ایجاد این آهنگ همچون انفجاری در آتش بازی از ضربات قلموی قرمز، نارنجی، زرد، سفید، بنفش، آبی آسمانی و سبز تشکیل شده است. او با کنترل آهنگ، اندازه و جهت ضربات قلمو، میزان انرژی ضربات را مهار می کرد. این مساله در چشمانش منعکس می شود و نهایتا رنگ آبی و نارنجی روشن دور سرش را تشکیل می دهد.

تاثیرات احساسی در رنگ ها

خودنگاره با گوش پانسمان شده (رنگ روغن روی بوم،1887)

خودنگاره با گوش پانسمان شده (رنگ روغن روی بوم،۱۸۸۷)

این خودنگاره یکی از دو نسخه مشهوری است که ون گوگ کشیده است.

رویای ون گوگ بود که با دوستش پل گوگن در شهر آرل فرانسه با هم یک انجمن هنرمندان تشکیل دهند. پس از آمدن گوگن کم کم مشخص شد که شخصیت و روحیات آن ها با هم تناقض دارد و نمی توانند با هم کار کنند. معمولا با هم درگیر می شدند و در یکی از مشاجراتشان ون گوگ کنترلش را از دست می دهد و به گوگن حمله می کند. این مساله باعث آن کار مشهور ون گوگ شد، او که در پشیمانی و افسردگی غرق شده بود، بخش نرمه گوشش را می برد.

این نقاشی که دو هفته پس از آن اتفاق کشیده شد به وضوح مشخص است که آرامش پس از طوفان است. او از دور نگاهی آرام به خودش می اندازد و حسی از امیدی تازه را از طریق استفاده از رنگ هایی روشن و طراحی ساده بیان می کند.

ون گوگ از وضعیتی مضطرب و متشنج رنج می برد که باعث شد حالات روانی شدید و متفاوتی را تجربه کند. مریضی او باعث بروز دوره هایی تاریک و سرشار از افسردگی و نهایتا مرگ او شد. با این حال او دوره های از اوج را هم تجربه کرد وقتی که با درک خاص و ویژه ای که از رنگ ها داشت و آثاری با نهایت تاثیرگذاری را خلق کرد. مردم وقتی آثار او را می دیدند به ارزش های هنری آن پی می بردند و هزینه شخصی که برای خلق این آثار پرداخته بود را تحسین می کردند. به این صورت نهایتا ون گوگ به یکی از معروف ترین نقاشان تاریخ هنر تبدیل شد.

منبع: Arty Factory

دیدگاهی بنویسید.

avatar