به این نقد امتیاز بدهید

لرزش های خوب – Good Vibrations
نام گروه: بیچ بویز – The Beach Boys
ترانه سرا: برایان ویلسن، مایک لاو
سال انتشار: ۱۹۶۶

جزو پانصد آهنگ برتر تمام دوران نشریه رولینگ استون 

نگاهی به آهنگ Good Vibrations

نگاهی به آهنگ Good Vibrations

تصور موسیقی پاپ دهه ۱۹۶۰ آمریکا بدون در نظر گرفتن گروه بیچ بویز کار بسیار سختی است. در سال ۱۹۶۶ موسیقی راک اند رول در حال تغییر بود. در این حین برایان ویلسون آهنگی نوشت که قواعد موسیقی پاپ را کاملا دچار تغییر کرد. 

ویلسون همیشه شیفتگی زیادی نسبت به گروه های چندصدایی همچون فور فرشمن داشت، او به همین ترتیب موفق شد به شکل دهی سبک کاری بیچ بویز بپردازد. آن ها بهترین موزیسین های آن زمان نبودند، اما مهم این بود که می توانستند بخوانند. با افزایش محبوببیت بیچ بویز، گروه تورهای خود را آغاز کرد. اما ویلسون چندان در قید اجرای زنده نبود. او ترجیح می داد در خانه بماند و به ترانه سرایی و ضبط کارها بپردازد. 

فیل اسپکتور الگوی او بود. ویلسون به گلداستار استودیوز می رفت و به تماشای کارهای او می پرداخت. اسپکتور خیلی خوب می دانست چگونه به هماهنگی، تنظیم و تولید آهنگ های بزرگ بپردازد. ویلسون از ایده های او برای کارهای خود الهام گرفت. او هم چنین از بسیاری از موزیسین های تاثیرگذار اسپکتور استفاده کرد. 

در آن دوران موسیقی ویلسون درون گرا تر شده بود. او به تدریج علاقه خود به ماشین ها و دختران را کنار می می گذاشت و بر روی روح و روان و عشق حقیقی تمرکز می کرد. ویلسون آلبوم سول لاستیکی از گروه بیتلز را به تازگی شنیده بود. بعد از شنیدن این آلبوم بود که تصمیم گرفت خود را دچار چالش کرده و یک آلبوم فوق العاده عرضه کند. حین کار بر روی آلبوم Pet Sounds بود که ایده ساخت لرزش های خوب به ذهنش رسید. 

تونی اشر که برای ترانه سرایی کارهای آلبوم استخدام شده بود، این آهنگ توجهش را جلب کرد. همان زمان به بحث درباره نام این اثر می پردازند. ویلسون تمایل داشت عنوان Good Vibes را انتخاب کند. اما اشر معقتد بود این چیزی نیست که مردم عادی بر زبان می آورند و بهتر است نام Good Vibrations را انتخاب کنند. مایک لاو و برایان ویلسون بعدا ترانه را تغییر دادند. اما ایده اصلی که اشر مطرح کرده بود را هم چنان حفظ کردند: این آهنگ درباره پسری است که یک دختر لرزه بر اندامش می اندازد. 

ویلسون آهنگ لرزش های خوب را از آن آلبوم کنار گذاشت. چرا که معتقد بود هم چنان باید روی آن کار کند. در ادامه همان سال، ویلسون نوازندگان آلبوم را دوباره به استودیو فراخواند. آن ها گاهی ده دقیقه و گاهی شش ساعت کار می کردند. گاهی کل آهنگ را اجرا می کردند و گاهی تنها یک بخش کوچک از آن را بارها تکرار می کردند. نکته مسلم برای این نوازندگان این بود که با یک آهنگ معمولی طرف نیستند. 

تامی مورگان، نوازنده سازدهنی گروه در این باره می گوید: “در جایگاه خود می ایستادیم و یک کاغذ سفید پیش رویمان بود. صبر می کردیم تا برایان نت هایمان را در اختیارمان بگذارد. او دقیقا می دانست چه می خواهد. تک تک نت ها در ذهنش بود.” تک تک نوازندگان این اثر دقیقا همین حرف ها را زده اند، همه به یک اندازه حیرت زده شده بودند. او بیس لاین های مورد نظرش را در ذهن داشت. او در استودیو سعی می کرد همان چیزی که در ذهنش بود را بر روی نوار پیاده سازی کند. به همین دلیل شروع به ضبط بیت ها و پیس ها می کرد، صداهای مختلف را در سه استودیوی مختلف امتحان می کرد. این کار در آن زمان یک ایده انقلابی بود. 

مایک ملواین، نوازنده ارگ، که در بسیاری از جلسات ضبط این آهنگ حضور داشت در این باره می گوید: “در طول یک روز دو، سه جلسه ضبط داشتیم. نمی توان گفت فرآیند پیچیده ای در کار بود. قرار بود یک آهنگ پاپ کار کنیم. اما به طور ناگهانی  متوجه می شدی که یک آهنگ به طور بی وقفه در حال تکرار است. به نظر می رسد یک بخش به دنبال بخش اول می آید، و بعد از آن دوباره بخش اول تکرار می شود، و تک تک این بخش ها ویژگی های خاص خود را دارند. همین مساله است که شما را حیرت زده می کند.”

کارول کی، نوازنده بیس می گوید: “اصلا یک آهنگ راک اند رول معمولی نبود. شبیه هیچ کدام از کارهای دیگر نبود. به نظر می رسید بخشی از یک سمفونی هستی.” بعضی می گویند این کار ۱۸ بار ضبط شده است. در پایان کار، برایان ویلسون باید بیش از یک متر نوار ضبط شده را سرهم بندی می کرد. 

برایان ویلسون بعد از این که ماه ها به تنهایی بر روی آهنگ کار کرد، بالاخره یک نسخه ساده از آن را برای برادرانش کارل و دنیس، پسرعمویش مایک و دوستش ال پخش کرد. اولین باری که این آهنگ به گوش بیچ بویز خورد را برایان ویلسون به خوبی به یاد می آورد: “دیوانه شده بودند. مدام می گفتند: خدا لعنتت کند برایان، چطور توانستی این کار را بکنی؟ من در جواب می گفتم: این یک کار غریزی بود. باید کاری می کردم. باید آن را بیرون می کشیدم. سپس آن ها ادامه می دادند: در هر صورت حیرت انگیز است. سپس برای این که به من نشان دهند چقدر از این کار خوششان آمده است آن را به زیبایی اجرا کردند. در اصل این آهنگ را برای من خواندند.” 

لرزش های خوب قطعا بهترین کار برایان ویلسون است. متاسفانه مواد مخدر و افسردگی زندگی او را به تباهی کشاند. اما لرزش های خوب، میراثی که او از به خود به جای گذاشت به یکی از آهنگ های کلاسیک موسیقی آمریکا تبدیل شده است. 

منبع: NPR

این آهنگ را می توانید اینجا بشنوید:

دیدگاهی بنویسید

avatar