۵ (۱۰۰%) ۱ vote

زندگی روی مریخ هست؟ – Is There Life on Mars
دیوید بویی – David Bowie
سال: ۱۹۷۱

نگاهی به آهنگ زندگی روی مریخ هست

نگاهی به آهنگ زندگی روی مریخ هست

تردیدی نیست که دیوید بویی یکی از ذهن‌های خلاق، سرشار از تنوع و الهام بخش در دنیای موسیقی بود. شخصیتی خلاق و مبتکر که برای نسل های متمادی و مختلف به عنوان منبع الهامی به او نگاه شده است. موسیقی دانی که نسل های مختلف با الهام از کارهای او بالهایشان را در دنیای هنر گشوده و شروع به پرواز در دنیای موسیقی کرده اند. جایگاه او در طول تاریخ در یادها خواهد ماند. مرگ او فقدان شخصیتی هنری و حادثه‌ای ناگوار برای دنیای موسیقی بود، البته او با آثارش در دنیای هنر هنوز زنده است.

صادقانه بگویم، واقعاً نمی‌دانم در میان کارهای دیوید بویی چرا زندگی روی مریخ؟ آهنگ مورد علاقه ی من است؟ آنچه می‌دانم این است که همیشه حسی خاص نسبت به این آهنگ داشته‌ام و جذابیت ويژه ای برایم داشته است. ترانه‌‌ای مسحور کننده که سؤالات بسیاری را مطرح کرده و به شکل جالبی پاسخ‌هایی را برای آن ارائه می دهد. موسیقی اش پر انرژی، شاداب و آرام‌بخش است.

پس از صحبت درباره ی تأثیرات و احساسات عمیقی که از این آهنگ گرفته ام، می‌خواهم به چگونگی این تأثیرات بپردازم. درباره این بحث کنم که چه چیزی این آهنگ ۴۵ ساله را انقدر خاص کرده که دیگر برایش محدودیت زمانی وجود ندارد.

«هیچ جا دوستی ندارد
حال او قدم بر می دارد از عمق رویاهایش
به سوی این صندلی دارای روشن ترین نما
و او گرفتار پرده نقره ای می شود»

بویی در ترانه اش تفکیکی اعمال می کند، به صورتی که بخشی از آن را داستان و بخشی را تفسیر تشکیل می دهد. داستان با «دختری با موهای قهوه ای روشن» شروع می شود و وقتی به بند سوم ترانه می رسیم تمام می شود، از آن پس بویی درتلاش است ترانه اش را حول تفسیری از فساد و تکرار تاریخ پیش ببرد.

«اما این فیلم کسالتی غم انگیز است
چون او ده بار و یا بیشتر زندگی‌ اش کرده است»

زندگی روی مریخ؟  خود را به عنوان آهنگی عاشقانه و صاف و ساده نشان می دهد، با این حال به درون و روان انسان رسوخ می کند، ما را وادار به تأمل در سیاست و فساد، وهم و واقعیت، وجود و خیال می کند.
گفتن اینکه زندگی روی مریخ؟ چه چیزی نیست بسیار راحت‌تر است تا توضیح دادن این که چه چیزی هست. از نظر موسیقی شکلی از تصنیف را برای خود ایجاد کرده است، با قطعه‌ای پیانوی بسیار زیبا پیش می رود و با ارکستری همراهی می شود. به هر صورت زندگی روی مریخ؟ آهنگ ساده‌ای نیست.

فکر نمی‌کنم که حتی خود دیوید بویی هم دانسته باشد کلیت زندگی روی مریخ؟ به صورت یک پارچه درمورد چیست. این آهنگ به سطوحی متعدد، مفاهیمی اجمالی و نه چندان مرتبط به هم می پردازد. همچون هر اپرای بزرگی در قرن نوزده، تفسیر و پرداختن به مفاهیم و درون مایه های آن به صورت تکی و جداگانه با کم لطفی نسبت به آهنگ و سازنده آن همراه خواهد بود.

آهنگ‌ها اهداف چند گانه ای را دنبال می کنند. اگر قرار بود مقاله باشند، مقاله می شدند. اما آهنگ‌ها با هدف سرگرمی و لذت بردن خلق می شوند و البته همچنین با هدف ارائه‌ی یک دیدگاه، گرچه برخی آهنگ‌ها آن دیدگاه قابل توجه را در خود ندارند. زندگی روی مریخ؟ چندین دیدگاه و منظر را ارائه می دهد.

این آهنگ مضمونی  قابل توجه و اساسی را پیش می برد: مضمون فساد انسان. به جای اینکه از کلیات شروع کنم و به جزئیات بپردازم، ترجیح می دهم تحلیلی از جزئیات به سمت کلیات داشته باشم و با به هم پیوستن بخش‌های آن به درکی از کلیت آهنگ برسم. آیا زندگی روی مریخ؟ تفسیری از فساد انسان‌ها و چرخه تکرار اشتباهات بشر است؟

«او می توانست تف بیاندازد در چشم احمقانی
که از او می خواستند به آن خیره شود»

آغاز آشنایی ما با زندگی روی مریخ؟ از دید «دختر مو قهوه ای» شروع می شود. دختری که اقسامی از بی توجهی و رها شدن از جانب خانواده اش را احساس می کند:‌ مادری که فریاد می زند«نه» و پدری که می‌گوید آنجا را ترک کند. از این بخش می توان شکلی از اختلاف خانوادگی و بیگانگی از هم را برداشت کرد. به هر حال او خودش را تنها و بدون حتی یک دوست می یابد، از تنهایی به تلویزیون پناه می‌برد تا از این شرایط فرار کرده باشد. تلویزیون اینجا به عنوان «صندلی با روشن ترین نما» توصیف می شود. در این میان،‌ این دختر در تله‌ افتاده است. در این قسمت بازخورد و عکس‌العملی نسبت به وابستگی جامعه به رسانه‌ها را می بینیم.

بویی تمرکزش را از دختر به سوی مضامین و درونمایه ی رسانه‌ها می برد. رسانه ها که به عنوان انعکاسی از زندگی واقعی معنا می شوند: «…فیلم یک زندگی کسالت بار غم انگیز است، چون که او آن را ده بار یا بیشتر زندگی اش کرده است.» یعنی چه که برنامه‌های تلویزیونی انعکاسی مستقیم از تجریبات زندگی هستند؟ این را می‌توانیم از بخش هم خوانی آهنگ بفهمیم:

«ملوانان در حال مبارزه در سالن رقص
اوه مرد نگاه کن به آن انسان های اولیه ای که می روند
این جذاب ترین نمایش است
نگاهی بیانداز به این مرد قانون
که به دنبال گرفتن خطاکاران است
ببین اگر او هیچ وقت می دانست
در پرفروش ترین نمایش حضور دارد
آیا در مریخ زندگی هست؟»

«جذاب ترین نمایش» واقعاً درست است. ملوانان و انسان‌های نخستین شاید عناوینی کاملاً جدا از هم باشند،‌ اما باز هم دور از درک نیست داشتن این دیدگاه که یکی و مشابه اند: ملوانان به انسان‌های نخستین تبدیل می شوند؛ به دور از فهم،‌عصبانی و غیرمتمدن رفتار می کنند. «مرد قانون به دنبال آدم بدها است». افسوس که انگار این مساله در طول این ۴۵ سال تغییری نکرده است؛ این مفهوم که جامعه بینش خود را از دست می دهد در تصویری که از همخوانی ایجاد می شود بسیار قوی ظاهر شده است. این بخش نهایتاً به خط آخر می‌رسد و می‌گوید: «آیا روی مریخ زندگی هست؟»

میچ موسک

منبع: At Wood Magazine

این آهنگ را می توانید اینجا بشنوید:

دیدگاهی بنویسید

avatar