زاده شده برای دویدن – Born to Run

خواننده: بروس اسپرینگستین – Bruce Springsteen

سال انتشار: ۱۹۷۵

نگاهی به آهنگ زاده شده برای دویدن

نگاهی به آلبوم زاده شده برای دویدن

آلبوم زاده شده برای دویدن از بروس اسپرینگستین در تابستان سال ۱۹۷۵ منتشر شد و تمام توجهات طرفداران و منتقدان را به خود معطوف کرد. من هم یکی از بی شمار افرادی بودم که همان زمان این اثر را شنیدم و خاطرات زیادی از آن دارم. 

معمولا به روزنامه نگارها توصیه می شود که قهرمانی نداشته باشند. اما بروس اسپرینگستین قهرمان من بود. مساله مهم در مورد این آلبوم تنها راک بودن یا کالت شدن آن نیست. در یک مصاحبه تلویزیونی از اسپرینگستین سوال شد که آهنگ هایش چه ارتباطی با زندگی شخصی اش دارند. او در جواب گفت: «ببینید، هنرمند را با هنرش قاطی نکنید. زمانی که این آهنگ ها را می نوشتم برایم معنای خاصی داشتند، ولی الان معنای متفاوتی دارند، و هر کس دیگری معنای متفاوت خودش را از آن می گیرد. مردم باید از این آهنگ به خاطر همین چیزی که هستند، لذت ببرند.»

مطمئنم همه مردم به همین دلیل از زاده شده برای دویدن لذت می برند. این آلبوم شما را مستقیما به دوران دبیرستان و آن عطش نومیدانه برای فرار می برد، فرار به هرجایی. اسپرینگستین شش ماه برای نگارش آن وقت گذاشت. او معتقد است این آلبوم در اصل اعلان جنگ او بود: یک پسر ۲۴ ساله به دنبال این بود که بزرگ ترین آهنگ راک اند رول تاریخ را بنویسد. این آلبوم ناجی اسپرینگستین شد. بعد از دو آلبوم اول، ناشر کارهای او تصمیم گرفته بود که وی را کنار بگذارد. اما زاده شده برای دویدن، این پسر ژولیده اهل نیوجرسی را در همان هفته اول به روی جلد نشریه های نیوزویک و تایم برد. 

اسپرینگستین معقتد بود زاده شده برای دویدن خط تقسیم دوران بلوغ و بزرگسالی است. آهنگ های این آلبوم همه درباره از خانه بیرون زدن است. خود اسپرینگستین هم فرارهای زیادی را تجربه کرده بود. او در فریهولد بزرگ شد، شهری کوچک در نزدیکی ساحل جرسی. پدرش در شغل های زیادی به کارگری پرداخته بود و به همین دلیل خلق و خوی تلخی داشت. اسپرینگستین قبلا در کنسرت هایش خاطراتی از بزرگ شدنش را تعریف می کرد، درباره این که چگونه مادرش با پول ناچیز خود اولین گیتارش را برایش خرید و این که پدرش چقدر از نوازندگی  او متنفر بود. پدرش گاز را در آشپزخانه روشن می کرد تا دود به اتاق خواب بروس که بالای سرش قرار داشت برسد و او را از اتاق بیرون کند! تنهایی یکی از مضامین مهم زاده شده برای دویدن است. آن طور که اسپرینگستین می گوید در دوران دبیرستان چندان پسر محبوبی نبوده و این مساله را هیچ وقت فراموش نکرده است. 

در تک تک آهنگ های اسپرینگستین، داستان یا صحنه ای از شخصیت هایی را می بینیم که تنها با چند کلمه به تصویر کشیده شده اند. دختر پابرهنه ای که زیر باران ملایم تابستانی بر روی کاپوت یک ماشین دوج نشسته و از یک آبجوی گرم می نوشد، یا پسری که با دوستش درباره انجام یک سری جرم کوچک صحبت می کند و از او می خواهد که لباسش را عوض کند و لبخند نزند. شخصیت های آهنگ های او در وضعیت سختی به سر می برند، ولی هنوز امیدوارند. 

جوان سیلبرنر

منبع: NPR

ترجمه آهنگ زاده شده برای دویدن از همین آلبوم:

در روز، خیس عرق در خیابان ها به دنبال رویای آمریکایی همیشه در حال فرار هستیم

در شب، از میان عمارت های با شکوه ماشین های خودکشی عبور می کنیم

همه از قفس های بزرگراه شماره ۹ آمده ایم

ماشین را آماده کرده ایم، بنزین زده ایم و وارد جاده می شویم

عزیزم این شهر ستون فقراتت را از جا درمی آورد

یک نقشه مرگ است، ابزاری برای خودکشی است

باید تا وقتی جوان هستیم از این جا فرار کنیم

چون عزیزم ولگردهایی مثل ما تنها برای دویدن زاده شده ایم

***

وندی به من اجازه ورود بده می خواهم دوستت باشم

می خواهم از رویاها و خیال هایت محافظت کنم

می خواهم پاهایت را با این حاشیه مخملی بپوشانم

و دستانت را به موتور ماشینم بچسبانم

ما با هم می توانیم از این دام رها شویم

تا می توانیم به حرکت ادامه می دهیم، عزیزم ما هیچ وقت برنمی گردیم

آیا با من بر روی این سیم حرکت می کنی

چون عزیزم من یک راننده نگران و تنها هستم

می خواهم بدانم چه حسی دارد 

می خواهم بدانم آیا عشق افسار گسیخته است یا نه

عزیزم می خواهم بدانم آیا عشق وجود دارد یا نه 

آیا می توانی به من نشان دهی

***

آن سوی قصر ماشین های تقویت شده در بلوار می غرند

دختران در آینه های بغل موهایشان را شانه می زنند

پسرها سعی می کنند خودشان را محکم نشان دهند

پارک سرگرمی سرزنده و درخشان به نظر می رسد

بچه ها در ساحل مه آلود کنار هم جمع شده اند

وندی امشب در همین خیابان می خواهم با تو بمیرم

آن هم با بوسه ای که تا ابد ادامه می یابد 

***

بزرگراه مملو است از قهرمانان درهم شکسته ای که آخرین فرصت را برای رانندگی دارند

امشب فرصت همه تمام می شود

ولی جایی برای پنهان شدن وجود ندارد

وندی امشب با هم می توانیم همراه با غم زندگی کنیم

تو را با تمام دیوانگی وجودم دوست دارم

وای، دختر بالاخره یک روز که خودم هم نمی دانم کی می تواند باشد

به آن جا می رسیم

و زیر نور آفتاب قدم می زنیم

ولی تا آن موقع عزیزم، ولگردهایی مثل ما 

تنها برای دویدن زاده شده ایم

بله عزیزم، ولگردهایی مثل ما

برای دویدن زاده شده ایم

با من بیا، ولگردهایی مثل ما

برای دویدن زاده شده ایم. 

آهنگ زاده شده برای دویدن را از همین آلبوم بشنوید:

دیدگاهی بنویسید.

avatar