به این نقد امتیاز بدهید

هنری پنجم – Henry V

نویسنده: ویلیام شکسپیر – William Shakespeare

سال: ۱۵۹۹

نقد نمایشنامه هنری پنجم

نقد نمایشنامه هنری پنجم

هنری پنجم در قالب یک قهرمان بی رحم، تجسمی است از ماهیت رهبری و ارتباط آن با اخلاقیات. نمایشنامه بر این باور است که یک حاکم خوب لزوما نباید همان ویژگی های مثبت یک انسان خوب را داشته باشد. هنری یک رهبر فوق العاده خوب است. او باهوش، متمرکز و الهام بخش است. او برای دستیابی به اهدافش از هر وسیله ای استفاده می کند. هنری که ویلیام شکسپیر خلق می کند شخصیتی جذاب است که به راحتی می تواند با سوژه هایش ارتباط برقرار کند و با کمک آن ها در جهت دستیابی به اهدافش تلاش کند. این ها کارهایی هستند که هر رهبر خوبی انجام می دهد. به نظر می رسد او به دنبال این بوده که هنری را به نماد کاملی از یک رهبر خوب تبدیل کند. او با ترغیب یاران خود و پیروزی شگفت آورش در نبرد آزینکورت به جایگاهی قهرمانانه دست می یابد. 

ولی هرچه هنری در مسیر تبدیل شدن به رهبری فوق العاده به مراتب بالاتری می رسد، در جایگاه یک انسان معمولی دست به کارهایی غیراخلاقی و غیرقابل بخشش می زند. هنری به منظور استحکام جایگاه خود، به دوستانش خیانت می کند و حتی عده ای را به قتل می رساند. اگرچه سخت می شود هنری را در قتل اسکروپ مقصر در نظر گرفت چرا که او نقشه قتل هنری را کشیده بود، ولی شکنجه باردولف توسط هنری چندان قابل درک نیست. هنری همیشه درباره صلح و آرامش صحبت می کند، ولی به محض این که به فکر پیاده کردن نقشه ای می افتد، این کار را بدون ملاحظه و با خشونت فراوان به سرانجام می رساند. 

شکسپیر با ترسیم چنین پادشاهی نشان می دهد که قدرت تا چه حد می تواند دسته بندی سنتی که بین قهرمان و شرور وجود دارد را به چالش بکشد. همان طور که خود هنری در جایی می گوید، یک پادشاه به دلیل مسئولیت های گسترده ای که بر دوش دارد با بقیه مردم فرق دارد و اگر قرار است یک پادشاه مورد قضاوت قرار بگیرد، باید به این تفاوت توجه شود. از نظر شکسپیر یک پادشاه مسئول رفاه و ثبات کل ملتش است. او باید احساسات، امیال، نارضایتی ها و حتی وجدانش را کنترل کند و بر روی مسئولیتش تمرکز کند. شاید همین باعث می شود که ماهیت اساسی قدرت، مبهم به نظر برسد و اقدامات هنری مورد انتقاد مخاطبان قرار بگیرد. ولی در چارچوب قضاوت هایی که نمایشنامه ارائه می دهد، بدون هیچ تردیدی می توان هنری را یک پادشاه و قهرمان عالی در نظر گرفت. 

نمایشنامه با یک همسرایی آغاز می شود که اعلام می کند این تعداد معدود بازیگرانی که پا روی صحنه می گذارند نماینده هزاران نفر از مردم کشور انگلستان هستند. در حقیقت شخصیت های نمایشنامه هنری پنجم، نماینده مجموعه ای از طبقه های اجتماعی و ملیت های مختلفی هستند که در دوران سلطنت هنری، زیر پرچم انگلستان زندگی می کردند. نمایشنامه به نمایش میزان وسعت تنوع انسان ها و فرهنگ های مختلف و نحوه واکنش مردم به این فرهنگ ها می پردازد. این که این فرهنگ بسته به موقعیت های مختلف با شرایط جدید خود را وفق می دهد یا از بین می رود. 

این تنوع شخصیتی که در نمایشنامه جاری است هم بر روی گوناگونی جامعه انگلیس قرون وسطی تاکید می کند و هم مخاطب را با مسئولیت سنگینی که بر روی دوش هنری است آشنا می کند. نمایشنامه هنری پنجم با وجود این که به دنبال نمایش ماهیت قدرت سیاسی مطلق است، ولی شکسپیر در لابه لای آن به شکلی بی طرفانه به نمایش تضاد بین فقیر و غنی، انگلیسی ها و ولزی ها، اسکاتلندی ها و ایرلندی ها، و جایگاه این افراد در جنگی می پردازد که در شرف وقوع است. 

نکته جالب این است که این گروه متنوع در حمایت بی چون و چرا از هنری متفق القول نیستند. گروهی از آن ها پادشاه را تحسین می کنند، ولی گروهی دیگر مانند مایکل ویلیامز که شجاع تر و باهوش تر هستند، به اقدامات او اطمینان ندارند. با وجود این همه افراد متنوعی که تفکرات مختلفی دارند و هنری باید مورد توجه قرار دهد، طبیعی است که هنری انتظار نداشته باشد حمایت تمام مردم دنیا را با خود داشته باشد. به این ترتیب، نمایشنامه با نمایش مردم جامعه بریتانیا، به ابزاری مهم برای بررسی قدرت در ابعادی وسیع تر تبدیل می شود. نمایشنامه هنری پنجم همان طور که جایگاه پادشاه را مورد بررسی قرار می دهد، به همان اندازه به بررسی نقش مردم تحت سلطه می پردازد. 

منبع: Spark Notes

دیدگاهی بنویسید

avatar