ننه دلاور و فرزندان او – Mother Courage and Her Children

نویسنده: برتولت برشت – Bertolt Brecht

سال: ۱۹۳۹

نقد نمایشنامه ننه دلاور و فرزندان او

نقد نمایشنامه ننه دلاور و فرزندان او

برتولت برشت در جایی گفته است که در نمایشنامه ننه دلاور و فرزندان او جنگ، همان تجارت است که به روش های دیگری به حیات خود ادامه می دهد. جنگ نه یک نیروی ماوراالطبیعی است و نه شکافی است که در تمدن ایجاد شده باشد. به باور او، جنگ یکی از پیش شرط ها و پیامدهای منطقی تمدن است. به این ترتیب، در نمایشنامه در دیالوگ های زیادی (آشکارترین ها مربوط به صحنه سوم است) به این مساله اشاره می شود که جنگ برای رهبران اصلی اروپا یک سرمایه گذاری پرسود بوده است. ننه دلاور این نمایشنامه هم یک تاجر کوچک است که با گاری که در اختیار دارد جنگ را به طور موقت از سر می گذراند. تلاش او برای ادامه دادن این کسب و کاری که از طریق جنگ به دست می آید به بهای از دست دادن جان بچه هایش تمام می شود. جنگ به همان اندازه که چیزی به آن ها می دهد، به همان ترتیب سهم خود را هم پس می گیرد. 

برشت در جای دیگری می گوید که جنگ «باعث از بین رفتن تمام فضائل می شود.» این مساله در ابتدای نمایشنامه ظاهر می شود. در همان ابتدا سرنوشت ننه دلاور و فرزندانش نشان داده می شود. ننه دلاور سرنوشت هریک از فرزندانش را با توجه به ارتباطشان با فضائل اخلاقی این فرزندان مطرح می کند. فضائلی مانند شجاعت، صداقت و مهربانی. بعدا آشپز با بازخوانی آهنگ ارواح بزرگ زمین این موضوع را تکرار می کند. همان طور که بعدا معلوم می شود، برشت اغلب این فضائل را دست می اندازد. برای مثال خود ننه دلاور اغلب یک بزدل است. ایلیف بیش تر به یک آدمکش می ماند تا یک قهرمان شجاع. 

فاصله گذاری، مهم ترین ابتکاری است که برشت در این تئاتر حماسی به کار می گیرد. با فاصله گرفتن مخاطب از اثر، برشت دوباره به سراغ تفکر همیشگی خود در دنیای تئاتر می رود: هرچیزی که با عواطف سروکار دارد، باید با کمک ژست مظهر بیرونی به خود بگیرد. با کمک فاصله گذاری، فضایی در اختیار مخاطب قرار می گیرد که به تفکر درباره اتفاقات روی صحنه بپردازد. فاصله گذاری باعث می شود دیوار چهارم بین مخاطب و صحنه سرجای خود باقی بماند و وحدت خیالی که بر روی صحنه ایجاد می شود، از بین برود. برشت معتقد بود فاصله گرفتن بیننده از صحنه نقطه مقابل اتفاقاتی است که در یک تئاتر معمولی می بینیم. تئاترهایی که در آن ها هدف، غرق کردن مخاطب در درام است. این غرق کردن باعث می شود که مخاطب در حالتی منفعل و خلسه وار قرار بگیرد. بی نهایت تکنیک مختلف برای فاصله گذاری وجود دارد: تغییراتی جزئی در سرعت نمایشنامه، تغییر بازیگران روی صحنه، ایجاد تغییراتی در نورپردازی، ژست و لحن نمایش. هر یک از صحنه های نمایشنامه ننه دلاور و فرزندان او به لطف استفاده از چنین تمهیداتی است که به موفقیت می رسند. برای مثال اگر آهنگ کاپیتولاسیون بزرگ بدون فاصله گذاری اجرا شود، این ریسک را به همراه دارد که مخاطب را غرق در لذت ناشی از تسلیم شدن کند. در حالی که برشت با این آهنگ می خواهد تباهی ناشی از اطاعت محض از یک قدرت ناعادلانه را به تصویر بکشد. 

ننه دلاور و فرزندان او، همان طور که از نام قهرمان مونثی که به عنوان اسم نمایشنامه انتخاب کرده مشخص  است، در پس زمینه به دنبال این است که یک نمایشنامه اخلاقی باشد. نمایشنامه اخلاقی به آن دسته از نمایشنامه های آموزنده ای گفته می شود که در آن ها، قهرمان و دیگر شخصیت های نمایشنامه تجسم فضائل و رذائل اخلاقی مختلف انسان هستند. اقدامات آن ها در اصل تلاش و تقلای انسان است برای دستیابی به جوهر خود. به همین ترتیب، در نمایشنامه برشت، مادر و فرزندانش نمایان گر فضائلی هستند که در جنگ مورد توجه قرار می گیرند: خردمندی، شجاعت و مهربانی. مسلما این نمایشنامه در بطن خود هم بسیار آموزنده است. 

علی رغم وجود چنین شباهت هایی، مسلما برشت اساسا خود را از اصول نمایشنامه اخلاقی دور می کند. مسلما مادر از آن دست انسان هایی نیست که در نمایشنامه های اخلاقی می بینیم. علاوه بر این، نمایشنامه اساسا با این تلاش نمایشنامه های اخلاقی که به دنبال همذات پنداری مخاطب و شخصیت هستند، مقابله می کند. 

منبع: Spark Notes

دیدگاهی بنویسید.

avatar