نفس – Breath

نویسنده: ساموئل بکت – Samuel Beckett

نخستین اجرا: ۱۹۶۹

نقد نمایشنامه نفس

نقد نمایشنامه نفس

 نمایشنامه نفس تنها سی ثانیه طول می کشد. نه شخصیت دارد و نه دیالوگ. تنها با یک توده زباله و بازی با نور طرف هستیم. به همین دلیل تفسیر این اثر و رسیدن به معنای حقیقی که بکت مد نظر داشته کار راحتی نیست.  در بعضی از نسخه های اجرا شده از گریه یک بچه استفاده شده است. این گریه نماد این است که همچون زباله های داخل صحنه، خود زندگی هم ماهیت پوچی دارد. در نفس ابتدا در تاریکی هستیم و سپس روشنایی ظاهر می شود، شاید منظور بکت این بوده است که در زندگی، حال هر قدر هم پوچ و بی معنی باشد، باز هم می توان بارقه هایی از امید پیدا کرد. بکت حتی در نمایشنامه دیگر خود به نام در انتظار گودوهم با مطرح کردن شخصیتی به نام گودو، باز هم بر روی امیدواری تاکید می کند. 

در بعضی دیگر از نسخه هایی که از این نمایشنامه اجرا شده، تاکید بر روی نفس کشیدن های آشکار و شدید یک شخص است. این نفس ها بر روی تصاویری از زباله ها دیده می شود. به نظر می رسد در این نسخه ها، این تفسیر از نمایشنامه بکت برداشت شده که این زباله ها نماد انسانیت هستند نه زندگی. این زباله هایی هم که بر روی صحنه دیده می شوند همان انسانیت و به طور کلی انسان هایی هستند که بر صحنه زندگی پخش شده اند و بی مصرف و بی فایده هستند. 

چیزی که در این نمایشنامه بیش از حد مورد توجه بکت بوده است این است که چیزی که ما انسان ها باید درک کنیم پوچی و نیستی دنیای طرافمان است که مسائل عمده تری مانند زندگی و پول را هم تحت شعاع خود قرار می دهد. 

بکت جزو هنرمندان آوانگاردی بود که در آن دوران تلاش می کردند هنر را وارد مرزهای تازه ای کنند. به همین دلیل از این زاویه هم می توان به نمایشنامه نگاه کرد. به نظر می آید هدف اصلی بکت این بوده که با شکستن قواعد کلاسیک نمایش، مخاطب را غافلگیر کند. حتی می توان کوتاهی بیش از حد نمایشنامه را نمادی از کوتاهی خود زندگی دانست. دو گریه در نمایشنامه شنیده می شود، اولی را می توان نماد تولد و دومی را نماد مرگ در نظر گرفت. صدای تنفسی هم که در این فاصله به گوش می رسد نشان دهنده نحوه گذران بیهوده و عبث زندگی توسط انسان هاست. به نظر می رسد بکت با این نمایشنامه می خواهد بگوید که هوشیار باشید و دنبال معانی نهانی نباشید. زندگی تنها همین تنفس میان تولد و مرگ است. 

تولد، زندگی و مرگ در صورتی که تنفسی نباشد بی معنی هستند. اولین کاری که با ورود به دنیا انجام می دهیم تنفس است. در هر قدمی که در زندگی برمی داریم تنفس همراه همیشگی ماست. حتی اگر بخواهیم هم نمی توانیم نفس نکشیم. در پایان با رها کردن نفس کشیدن است که به زندگی خود پایان می دهیم. نمایشنامه اگرچه بسیار کوتاه و فشرده است، ولی پیام پرمغزی دارد. نفس داستانی است از زندگی به سمت مرگ و سپس دوباره زندگی. 

اگر بخواهیم به سراغ نمادپردازی های مذهبی برویم، صدای گریه داخل نمایشنامه را می توان صدای فریاد حضرت آدم دانست که بعد از سقوط از بهشت مشغول گریه و زاری است و به دنبال این است که دوباره به خدای خود بپیوندد. 

نفس هم چنین ممکن است نشان دهنده این مساله باشد که زباله هایی که دنیای مدرن را احاطه کرده اند، در حال به زوال کشاندن بشر امروزی هستند. این زوال تنها مربوط به اشیاء مادی نیست بلکه اعمال، اخلاقیات، فلسفه و روحیه انسان را هم شامل می شود. کوتاهی این نمایشنامه نشان دهنده پوچی زندگی انسان هم هست. زباله هایی که بر روی صحنه پخش شده اند زمانی اشیاء باارزشی بوده اند و ظرفیت های نهان زیادی داشته اند. انسان هم زمانی موجودی با ارزش و ظرفیت بوده است. ولی همچون این زباله ها، انسان امروز هم دیگر در قید استفاده از ظرفیت های خود نیست. 

در بعضی از نسخه هایی که از این نمایشنامه اجرا شده، از وسائل و تجهیزات مدرن امروزی همچون صفحه کلید، مانیتور، کاغذ و سیگار به عنوان زباله های روی صحنه استفاده شده است. به این ترتیب، نمایشنامه به برشی از زندگی امروز ما تبدیل می شود. این که تا چه حد به فناوری وابسته هستیم ولی هیچ گاه به شکل درستی از آن ها استفاده نمی کنیم. 

نفس به طور کلی نشان دهنده دو نقطه نظر فکری است: نهیلیسم و ابسوردیسم. هردو نوع تفکر بر روی بی معنا بودن زندگی انسان تمرکز می کنند. نهیلیسم بر این باور است که چون تمام این دنیا بی معنی است، پس تمام اجزاء مختلفی که تشکیل دهنده بخش های متنوع آن هستند (حتی دولت ها) باید از میان برداشته شوند. زندگی همچون گریه ای است که از میان تاریکی بلند می شود، در میانه به یک زباله تبدیل می شود و با گریه ای دیگر به سمت تاریکی به پایان می رسد. 

منبع: Department of English, Bhavnagar University / Prezi

دیدگاهی بنویسید.

avatar