۵ (۱۰۰%) ۲ votes

ستوران – Equus 

نویسنده: پیتر شیفر –  Peter Shaffer

سال: ۱۹۷۳

نقد نمایشنامه ستوران

نقد نمایشنامه ستوران

نمایشنامه ستوران از پیتر شیفر داستان پسر نوجوان ناسازگاری به نام آلن استرنگ است که به خاطر تمایلاتی که همسو با مقبولیات جامعه نیست، همواره سرکوب شده است. آلن که شخصیت اصلی این نمایشنامه است، نوجوانی از نظر ذهنی ناپایدار است که برداشتش از زندگی دچار اختلال شده است و به اسب ها دلبستگی شدیدی دارد. 

دلیل اصلی که هستر از دیزارت می خواهد که به دنبال درمان آلن باشد این است که او تصور می کند این پسر رنج می برد، و دیزارت می تواند او را از این رنج برهاند. ولی دیزارت معتقد است عامل این رنج شاید آن چنان که به نظر می آید ناخواسته نیست. برداشتن رنج بهایی دارد چرا که این رنج از شور و شوق زیاد آلن نشات می گیرد. به همین دلیل از بین رفتن رنج برابر با از بین رفتن احساسات خواهد بود. اگر این احساسات را از آلن بگیریم، چیز زیادی در وجود او باقی نمی ماند. دیزارت حتی به رنج آلن رشک می برد، چون احساس می کند در زندگی یکنواخت خودش هیچ اثری از شور و شوق زندگی آلن دیده نمی شود. 

جدا از درمان بیماری های ذهنی، وظیفه اصلی یک روانپزشک این است که به ریشه های شکل گیری یک بیماری ذهنی پی ببرد. دیزارت برای این که بتواند آلن را درمان کند، باید در کودکی او کاوش کند تا ریشه عاملی که باعث این جنایت ها شده را به دست آورد. مسلما دیزارت ابتدا به سراغ خانواده و زندگی آلن می رود. به این ترتیب آلن به دنبال این پرسش می رود: چه کسی باعث شده آلن دست به چنین کارهایی بزند؟ پدر و مادر آلن به خاطر نحوه تربیتشان یا اصلا خود آلن؟

یکی از مهم ترین عناصری که آلن هنگام مواجهه با اسب ها به آن توجه می کند، زنجیری است که دور گردن اسب ها بسته شده و آن ها را محدود می کند. او به عنان و افساری که به اسب ها بسته شده نگاه می کند و به این نتیجه می رسد که این دو عامل، ابزارهای نفرت انگیز محدودیت و فشار هستند. دلیل این تصور این است که خود آلن احساس می کند زندگی و انتظارات پدر و مادر و جامعه او را تحت فشار گذاشته اند. تنها چیزی که او می خواهد حس آزادی است. آلن این آزادی را در سواری های نیمه شب بر پشت ناگت به دست می آورد. در این سواری ها هم اسب و هم سوار آن کاملا برهنه می شوند و خود را از هر قید و بندی رها می کنند. به این ترتیب، آزادی او با تمایلات جنسی ادغام می شود. 

تمام مسیر شغلی دیزارت همیشه صحنه کشمکش بین انجام وظیفه یا دفاع از باورهای شخصی‌اش بوده است. در طول نمایشنامه معلوم می شود که از نظر دیزارت، آلن مشکل روحی خاصی ندارد. با این حال وظیفه حکم می کند که او این بچه را از رنج رها کرده و او را دوباره به یک انسان عادی تبدیل کند. در لحظه های زیادی دیزارت دچار تردید نسبت به درستی یا نادرستی وظیفه اش می شود. مخصوصا وقتی خواب می بیند که او مشغول قربانی کردن کودکان است، شک و تردیدها اهمیتی دو چندان پیدا می کنند. 

منبع: Grade Saver

دیدگاهی بنویسید

avatar